قبلنوشت: متن زیر پیام آسد ممد است به مناسبت سالروز تولدش و البته تشکر از بنده! جهت پرهیز از طولانی شدن بحث، من جواب ایشان را در متن پیام خودشان دادهام. طبعن قسمتهای رنگی، پاسخ بنده است.
بسم الله الرحمن الرحیم
زندگی جویبار زلال و دل انگیزی است که از سرچشمه ازل سرازیر شده و تا دریای ابد ادامه خواهد یافت. منتهی
“رگ رگ است این آب شیرین و آب شور
در خلایق می رود تا نفخ صور”
{آسد ممد، نمیشد به جای این “نفخ صور” مینوشتید: “دمیدن شیپورصوراسرافیل” که مراد همان پایان دنیا است! پدرم در اومد تا معنی این دو تا کلمه رو در فرهنگ معین پیدا کردم!!!}
انسان آگاه و آزاد (مختار) شایسته آن است که زندگیش – که نعمت بزرگ پروردگار است – شیرین باشد ولی افسوس که غفلت یا بداندیشی خود آدمی {خودِ آدمی!!؟، بابا ما که آدمهای بد اندیشی نبوده و نیستیم. ما حتا دگر اندیش هم نیستیم!این مهندس که شوهر عمهی من نبود که، خودشون معرفی کردند و گفتند بیایید و “مشارکت حداکثری” بکنید.اصلن شما خودت قضاوت کن، بین این یلدای “سریال دلنوازان” که با کفگیر زدهاند توی صورتش و جنیفر لوپز، آدم خواهی نخواهی جنیفر را انتخاب میکند دیگر!غیر از این است!!؟ تازه بعدش هم که ما کاری نداشتیم، گفتیم آقا جون، ما یه رای دادیم، همون رو پس بدید تا ما بریم دنبال کارمان!اما یه دفعه ما شدیم اجنبی و ملحد و کار بالا گرفت و به امام زمون رسید! اصلن مگه شما روزنامه نمیخوانید، نامه برای آقا امام زمان نوشتند، اما در روزنامه چاپش کردند!!!} و یا بدخواهی و ستیزگری بدخواهان و رهزنان بی پروای فضیلت {اینها رو خوب اومدی آسد ممد!}، زندگی را بر بسیاری از مردمان تلخ می کند و آگاهان آزاد نیز از دردی که بیشتر مردمان گرفتار جهل و فقر و استبداد و حرمت شکنی قدرت پرستانِ انسان ستیز می برند رنج می کشند.
اما با یاد خدا، درد انسان و انسانیت را داشتن و برای ما که در این نقطه حساس از سرزمین خدا و این لحظه پر تپش تاریخ زندگی می کنیم برای ایران بزرگ و ایرانی سرفراز اندیشه و تلاش کردن راهی است که آیین و وجدان پیش پای ما گذاشته است. باید استوار بود و به لطف خداوند امیدوار و به آینده ای روشن تر از امروز چشم دوخت و دل سپرد و از موانع و مشکلات نهراسید {هستیم و تا آخرش هم ایستادهایم}. منتهی آنچه مهم است بیداری و هوشیاری و امیدواری و پایداری خود مردم است که گره گشا است و قهرمان راستین کسی است که مردم را قهرمان بداند و همه تلاش او این باشد که قهرمان اصلی و حقیقی توان و شایستگی خود را باور کند و به میدان بیاید و در آن بماند {سید جان، اینقدر تابلو کد نده! الان همه فهمیدند شما منظورت با من بوده که گفتم: ما الان نیاز به قهرمان داریم!!!}. خداوند نیز بندگان باورمند و پایدار و آزاده خود را مورد عنایت ویژه خود قرار خواهد داد.
یک سال گذر عمر یعنی یک سال نزدیک تر شدن به آنچه سرنوشت گریزناپذیر همه ما است، یعنی درگذشت از این رویه زندگی به لایه پرژرفای زندگی دیگر که جاودان است و امید که همه ما از این سال و سالها توشه ارزنده ای برگیریم. {والله ما هم آدمهای برانداز و کودتاچیای نیستیم.اصلن راستش را بخواهید، اصول گرای واقعی، ماها هستیم!!!، مگر نه اینکه زمانی مهمترین اصل این نظام این بود که:میزان رای مردم است!!؟}
ازعزیزانی که در همه این مدت مرا نواخته اند و این بنده کوچک خداوند را با محبت و حسن نظر خود مورد لطف قرار داده اند و در واقع خوبیها و فضیلت های خود را به من نسبت داده اند از ژرفای دل سپاسگزارم و به ویژه کسانی که بزرگوارانه به بهانه سالروز تولدم اظهار محبت کرده اند (و نام بردن از همه آنها مثنوی هفتاد من کاغذ می شوند). {مثنوی کجا بود برادر من؟ شما کافی بود مینوشتی: “شبگیر و دوستان”!!!}
این محبت ها و بزرگواری ها بزرگ ترین سرمایه زندگی من است.
خداوند یار و نگهدار همه شما باد!
سید محمد خاتمی
۲۵/۷/۱۳۸۸
پینوشت: آسد ممد، این بحث از نظر من بستهاست و انتظار دارم که دیگه شما هم بیشتر از این کشش ندهید.باباجان من یه تولد تبریک گفتم، گناه نکردم که! حتمن الان باید به رویتان بیاورم که کجاها از فرصتهایتان استفاده نکردید!!! بگم؟ بگم!!؟
بعدنوشت:جهت تنویر افکار عمومی!!!
نوشته شده در Uncategorized
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۵:۲۰ ق.ظ
نه داش مهرداد حالا جوونی کرد و یک چیزی گفت بی خیال گناه داره بنده خدا تازه کلی ازش تعریف کردن بزنی توی ذوقش همین شماها هستین که این رجال مملکت رو دچار سرخوردگی می کنین دیگه. کلی از طرف تعریف می کنین به وجد میاد یک چیزی می گه بعد ییهو می زنین توی برجکش که حالا ما یک چیزی گفتیم تو روتو زیاد نکن.
والا به خدا با این رجالشون!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر:نه داداش من، بنده قصد جسارت نداشتم و خدمت ایشان ارادت دارم.به نظر من این شما قلمبدستان مزدور هستید که رجال سیاسی را اذیت میکنید.تو فکر نکن که من اون هشتتا مرغ یخزده و اون یک کیسه برنجی رو که خبرگزاری بهت داده رو فراموش کردم. با همین چیزا شماها رو میخرند دیگه!!! پدر خدابیامرزمون چه شانسی اورد که قبل از دیدن این جور صحنهها از دنیا رفت!!!من پیشنهاد میکنم از این به بعد توی خونه یه عرق گیر آستین رکابی تنت کن و بعد یه پیژامهی بلند هم بپوش (از اونا که تا روی سینه بالا میاد!) تا رسمن شکل این کارمندهای دولت بشوی!!!
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۵:۴۲ ق.ظ
قهرمان اش رو خوب اومدی حاجی
)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: من نوکرتم سید!!!
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۶:۴۰ ق.ظ
:d
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر:ارادتمندم نگین جان
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۶:۴۱ ق.ظ
البته نقش شما،دایی مهرداد کاملا شفاف و غیرقابل انکار هست اما من مطمئنم سید در ۲ جا به من اشاره کرده:
نه! خوشم اومد دایی جان!!! “توهم” تو هم کمتر از من نیست!!!! بی خود نیست که میگن بچهی حلال زاده حتمن یه نشونههایی از داییاش داره!!!
۱٫باید استوار بود و به لطف خداوند امیدوار و به آینده ای روشن تر از امروز چشم دوخت و دل سپرد و از موانع و مشکلات نهراسید؛چون شنید که من ترسیدم
۲٫قهرمان راستین کسی است که مردم را قهرمان بداند و همه تلاش او این باشد که قهرمان اصلی و حقیقی توان و شایستگی خود را باور کند و به میدان بیاید و در آن بمان
؛با تمام احترامی که برات قائلم اما این داد میزنه که منظورش من بودم اما چون من قهرمان اصلی هسنم اجازه میدم که این نام را به شما دهند و بدانند من شیفته خدمتم و نه قدرت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر:
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۶:۴۵ ق.ظ
یه لحظه فکر کردم جدی جدی برات نوشته، هنگ کردم
به هر حال جالب بود. دمت گرم رفیق
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: یعنی تو فکر کردی که اینها رو شوخی شوخی نوشته!!؟
قربانت مهران جان.حقیقت قضیه اینه که این نامه را آقای خاتمی برای تشکر از همهی کسانی که سالروز تولدش را تبریک گفتهاند؛ نوشته است.با توجه به فیلتر بودن اکثر سایتهایی که این نامه را منتشر کرده بودند،من تصمیم گرفتم که اطلاع رسانی کنم. اما چون نمیخواستم قضیه خیلی هم رسمی شود، به این شکل مطرحش کردم.
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۷:۵۸ ق.ظ
مثل اینکه مصداق “بعد هر دمی باز دمی است” در مورد تو کاملا صدق می کنه! یا همون “هر کنشی واکنشی دارد!” یه چی تو همین مایه ها بود یادم نمیاد زیاد از دوران مدرسه همین قدرش هم که یادم مونده غنیمته تو این سند و سال !!! والله توقعاتی دارن از آدم ها!

خوب چی می خواستم بگم آها پس که این طور بچه معروف شدی و سید ممد جوابت رو خصوصی میده و اینا دیگه خوبه.. رفتی تو دم و دستگاشون دست ما رو هم بگیر لطفا!
احتمال خیلی زیاد بعد این پست یه پست دیگه هم می ذاری و بعدش میری تا ۲ ماه دیگه نه ؟! من بچه که بودم تو کاره فال و قهوه و اینا بودم واسه همین فالت و گرفتم اینجوری گفت! حالا می خوای روی من و کم کنی می تونی همت کنی و فال من رو نقض!
پ.ن. می دونم فعل و فاعل هام همشون جای خودشون قرار دارن.. می دونم جمله بندی هام خداست.. می دونم خیلی فارسی رو روان و سیلیس حرف می زنم و تایپ می کنم شما نمی خواد به من یاد آوری کنی.. تازه همین قدرش هم که مونده باز هم جای شکرش باقی ه که می تونم ارتباط برقرار کنم! چیه مگه!از هیچی که بهتره..
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر:من به تو افتخار میکنم اغنیه خاتون!اصلن همین که تو یادت مونده یه زمانی مدرسه میرفتی، خودش خیلی خیلی غنیمته!!!
ببینم من کی گفتم آسدممد جواب من رو خصوصی داده!!؟ اما حتا اگر اینطوری هم بود، فعلن که بحث دستگیری و اعدام ایشون و اطرافیانشون در جریانه! پایه هستی ترانه جان!!؟ میخوای معرفیات کنم!!؟
برای اولین بار در عمرم هم میخوام یه تاریخ دقیق بدم.پست بعدی من روز دوم آبان آپ میشه.آخه مناسبت خاص داره!!!
پ.ن: هیچی! من باز هم به تو افتخار میکنم! اتفاقن تو نسبت به بقیهی دخترهای عربی که من میشناسم، “فارسی” رو خیلی خوب مینویسی!!!
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۸:۱۵ ق.ظ
واقعاً این جواب رو برای شخص شما {و البته ما} فرستادن؟ شما این همه با ایشون نزدیکید؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شب گیر:ما خیلی بیشتر از آنچه که شما فکر میکنید به هم نزدیک هستیم! اصلن ایشون من رو توی خونه صدا میکنه: “شَگی جان” که در حقیقت لفظ خودمانی “شب گیر جان” است!!!
اما گذشته از شوخی، این جواب را آقای خاتمی برای همهی اونایی که بهش تبریک گفتهاند، نوشته است و من هم تصمیم گرفتم که اطلاع رسانی کنم.اما جهت تلطیف فضا، یه خرده مبهم مطرحش کردم!!!
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۸:۱۷ ق.ظ
پایان شب سیه سپید است…شاید البته!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: پایان شب سیه، سپید است.حتمن!با هیچکس هم شوخی نداره! قطعن!!!
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۸:۴۷ ق.ظ
شبگیر عزیز سلام
گاهی لازمه یه آدمی مثل آسید ممد تابلو آدرس بده دیگه……..
ای اصول گرا -ای قهرمان دوست داریم(آیکون پاچه خواری و این حرفا)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: سلام از بندهست دوست مجهول من.
بَبَم جان،شما که اینقدر خوب از آدم تعریف میکنی، حیف نیست که اسمت رو نمینویسی!!؟ (ایکون ذوقمرگی و دستفرو بردن در لای موهای سر!!!)
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۹:۳۷ ق.ظ
ما هم درمیدان هستیم … در چهارراه هم هستیم … میخواهیم خودکشی کنیم وسط میدان … چون فهمیده ایم یک نفر که دنیا چشم دیدنش را ندارد آبان ماهی است !! خدایا آخه ماه قحط بود این محمود خودشو چپوند بین ما ؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: ببین نسرین خاتون، حالا که اینطوره، بنده در حقیقت ۳۰ مهر به دنیا آمدهام و به دلیل نبود امکانات، دوم آبان برایم شناسنامه گرفتهاند!!! حالا تو برو و یه فکری برای خودت بکن و ببین چه جوری میتونی دبه کنی!!!
پ.ن: جان هرکی دوست داری، این آدرست رو درست بنویس!
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۹:۴۵ ق.ظ
موگوما دداش بره چی زودتر نگفته بودی با سید ممدشان رفیق چخ چخی(#) هستی ؟همی دست ما رم یگ جایی بند کن! برار شب گیر از طرف مو بش بوگو:ایشالا همی ارزو های تو این نامه ها و سخنرانی ها یگ جایی تبدیل به واقعیت بره!
توضیح مترجم:(چخ چخی با فتحه بر روی چ ,مثل یخ کلمه ای است همه کاره در زبان مشهدی به معنای با حال,خفن ,در اینجا رفیق فابریک)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر:موگوما، مخوای یبارگی ای شعر رو براش بوخونوم!!؟
یرهگه ، کار مو و تو دره بالا می گیره
ذره ذره، دره عشقت تو دِلوم جا می گیره
روز اول به خودم گفتوم، ایم مثل بقی
حالا کم کم میبینوم کار دره بالا می گیره
تا سحر جل می زنم خواب به سراغم نمیاد
هی دلم مثل بِچه؛ بِهنهی بیجا می گیره
موگومش هرچی که مرگت چیه کوفتی! نمگه
عوضش نق مزنه ذکر خدایا می گیره
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۱۱:۴۶ ق.ظ
سلام خدمت شبگیر عزیز.
من تازه با وبتون آشنا شدم .هرچند که خودت می دونی اما خواستم یادآوری کنم وبت خیلی ۲۰هه.
بعد که تولد خاتمی رو هم تبریک میگم هرچند کمی دیر هست ولی تبریک که دیگه دیر و زود نمشناسه به قول ضرب المثل که میگه دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره
یکم طولانی شد .شما رو به خوندن مطلبی که تو وبم نوشتم دعوت میکنم و از آمدنتنون استقبال /اگه بیای خوشحال میشم .موفق باشی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر:سلام دوست من و خوش آمدید.
شما لطف دارید و ممنون از محبتتون.
البته فکر کنم این ضربالمثل بهتره: “دیر باشه، بهتر از اینه که هیچ وقت نباشه!!!”
چشم و حتمن خدمت میرسم.
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۱۱:۴۹ ق.ظ
وای خدا یعنی تونستم نظر بدم؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خدا: بله بندهی من، تونستی!!! حالا بریم سر شمارش اعداد!!!
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۶ ق.ظ
سلام جناب شب گیر همیشه قهرمان و در صحنه و مهربان.
هندوانه و از این حرفها.
این نامه را از اولش برای من نوشته بودند. همان خطش که می گویندقهرمان راستین کسی است که مردم را قهرمان بداند قهرمان دومیه منم. نخواستم رو کنم که برای سید حرف در نیاورند. می دانید که.
حالا هم شریک می شویم نامه را نه سید را، سید مال خودم است.
آیکون آدم خیلی حسود.
اصلا هیکل من به قهرمان می خورد یا شما؟خدایش!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: سلام از بنده است بانو نقشونگار جولی!
من از طرف سید بابت این پنهانکاری و این مناعت طبع، از شما تشکر میکنم.
مسلمن شما!!! به نظر من شما با آن اندام موزون و متناسبتان، قهرمان تمام مردهای ایرانی هستید و آرزومندم که درد و بلایتان بخورد بر فرق سر تمام آقایان، به خصوص بنده!!!
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۱۲:۰۳ ب.ظ
خدا شما را نکشاد آقای شبگیر جان! چه ها که نمی کنی شما !
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: ممنون و بابت این تعارفات،خداوند شما را حفظ کناد!
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۸ ب.ظ
چرا آخرش انقدر خشن بود آخه؟؟؟؟؟؟؟؟
شبگیر خان الان که وقت این حرفا نیست!!
این روزها انقدر به افراد و اتفاقات مختلف اعتراض می شه که آدم نمی تونه سید محمد خاتمی رو هم در گروه اونها قرار بده!
در ضمن به نظر من برای شروع یک حرکت بهتر از اون نمی شد بود!
با اونهمه مخالفت و سنگ اندازی!حتی جا انداختن ادبیات اصلاح طلبانه هم کار سختی بود,چه برسه به برقراری و ادامه ی اون.همین الانم بعد از این همه سال هنوز در تئوری اصلاحات هزار مشکل و کج فهمی هست!پرحرفی من رو ببخشید ولی به نظرم بی انصافیه تئوریسین اصلاحات رو زیر سوال بردن.حتی اگر همه ی کاری که سید محمد خاتمی کرد مطرح کردن چیزی بوده باشه.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر:آرام جان، بنده قصد جسارت نداشتم و اون قسمت آخرش هم نمادی از یک تفکر و توهم دکتری بود!!! حقیقتن من آقای خانمی رو خیلی دوستش دارم و به نظر من خیلی آدم فرهیختهای است.کاملن هم با حرفهایت موافقم.اما قبول کن که آقای خاتمی بدون اشتباه هم نبوده.اصلن بزرگترین اشتباهش همینه که رفته و آخوند شده!!!
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۲ ب.ظ
شبگیر جان شرمنده بابت تاخیر …
تسلیت می گم و آرزو می کنم که همه همینجور سبکبال از این دنیا برن .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر:به به! ببین کی اومده!!؟ سلام خانم دکتر کوچولو
خواهش میکنم و بسیار بابت همدلیات ممنون و متشکرم.
اما نیلو جان، بهتر نبود آرزو میکردی که همه همینجور سبکبال، زنده بمانند!!؟
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۸:۴۲ ب.ظ
چقدر جالب! واقعاً جواب دادن به تبریکتون!!!
هر وقت جایی مطلبی از آقای خاتمی میخونم بغض گلومو فشار میده…
وقتی میبینم کسی غیرمنصفانه به ایشون بد و بیراه میگه جیگرم آتیش میگیره و دلم میسوزه از این همه حماقت و شاید هم عداوت!…
ولی وقتی میبینم افرادی مثل شما اینقدر قشنگ دربارهی ایشون نوشتن دلم آروم میگیره…
امیدوار میشم از اینکه میبینم (به قول آنی دالتون) هر چی آدم درست و حسابی که سرش به تنش میارزه قدر ایشونو میدونن و بهشون احترام میزارن… دیگه چه اهمیتی داره که یه مشت آدم سطحی و کوته فکر چه نظری دارن؟!…
آقای خاتمی میخوام بدونید که ما شما رو دوست داریم و قدر و منزلت شما رو میدونیم، تا آخر این راه پشتتون هستیم و اجازه نمیدیم احدالناسی بخواد بهتون توهین کنه…
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: یعنی میفرمائید خانم آنی دالتون فرمودهاند که من آدم حسابی هستم!!؟ در این صورت من همینجا از ایشون بابت لطف و محبتشون تشکر میکنم (ایکون یک دکتر متوهم!!!)
لازم به ذکر است که ایشان این جواب را کلن برای دوستدارانشان نوشتهاند، اما بنده اختصاصن به خودم گرفتهام.(ایکون تکرار توهم!)
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۹:۱۷ ب.ظ
سلام شبگیر عزیز آسد ممد واقعاً جواب داده یا شما ما رو رسماً فرستادی سرکار ؟!!!!!!!!!! اگه جواب داده کجا؟ زیادی سوال کردم ولی تو حتماً جواب بده
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: سلام از بندهست نسترنخاتون عزیز و دوستداشتنی
به خدا آسِد ممد رسمن جواب دادهاند و لینکش را هم در آخر مطلب گذاشتهام. شما اگر روی “جهت تنویر افکار عمومی” کلیک کنید، حتمن نامهی ایشان را میبینید.گیرم که یادش رفته اسم من رو بنویسه! اما ایشان یک سر دارند و هزار سودا،بلاخره عذرشان موجه است دیگر!
پ.ن:ضمنن ایندفعه از همون دفعات معدود است که من قسم راست خوردهام!!!
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۹:۵۲ ب.ظ
شبگیر جان چقدر خوشحالم که حضورت را در وبلاگم حس کردم
من هلاک این نوشته هاتم اسد ممد که اینقدر قشنگ و روانه و واسه تایید و تثبیتش به هزار جور حدیث و آیه متوسل نمی شه مفید و مختصر
تاریخ نامه اشتباه است
جوابیه شما هم با مزه بود
این روزها به هر کس که میرسیم باید ثابت کنیم چی هستیم چی نیستیم مثلا کودتاچی نیستیم لامذهب نیستیم ایرانی هستیم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: خواهش میکنم مهراوه جان.من معمولن وبلاگ همهی دوستان رو میخونم.
نه! تاریخ نامه درسته و اشتباه از من نبوده است! (ایکون یک رئیس جمهور معروف!!!)
آخرش یه کاری میکنند که بگوییم، هر کی یه قرون داده، بیاد دوزار بگیره!!! والله با این انتخاباتشون!!!
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۲ ب.ظ
آقای شبگیر
چرا پس تاریخش مال آبان ماهه ؟؟ آقای خاتمی هم دیگه حواس ندارند گویا بنده ی خدا.
این پاسخ نامه!! تراوشات ذهن خلاق خودتونه یا واقعا آقای خاتمی واسه وبلاگ شما نوشته است اش! یا از جایی کپی پیست کردی برادر؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: نه قربان!تاریخش مال بیست و پنج مهرماه است و مدارکش موجود!!!
این روزها من فکر میکنم این را اختصاصن برای من نوشتهاند!، شما چطور!!؟
پ.ن: من صادقانه قبول دارم که توهم زدهام! اما واقعن هر کسی هم فکر کنه که من میتونم به خوبی آقای خاتمی بنویسم، دست کمی از من نداره!!!
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۱۰:۴۷ ب.ظ
حیف شما آقا مهرداد زاهد که گیر شب افتاده اید! حیف شما با اینهمه استعداد و قلم و نبوغ که کچل گشته اید و حیف و صد حیف که تاج سری را از دست میدهید………حیف که با اینهمه استعداد ، کجاها که ازش استفاده نکردین!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: سمیه جان، خیلی لطف کردی که اومدی و کامنت گذاشتی! من فکر کردم از وقتی که تاج سر اون آقا گندهه شدی، آنقدر درگیر شوهر، بچه و زندگی هستی که دیگه وقتی برای سر زدن به نت نداری!!!
من که استعدادی ندارم، اما حیف از این همه استعداد شما که رفت توی آشپزخانه و تنگ اجاق گاز!!!
مهر ۲۷, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۵ ب.ظ
نمیتونم کتمان کنم که چقدر دوست دارم آقای خاتمی رو ببینم و چقدر دوست دارم نامه ای به من بنویسه! به خاطر همین خوشحالی شما برای این پاسخ اختصاصی! که به ناچار عمومی شد درک می کنم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: قربون مرامت برادر و امیدوارم که تو هم مثل موسیو گلابی، من رو الگوی زندگی خودت قرار بدهی!!! اما گفته باشم که خود من، الگوی زندگیام رامون کاخال بود و الان وضعیتم اینجوریه، حالا وای به حال موسیو گلابی و شما!!!
مهر ۲۸, ۱۳۸۸ at ۱۲:۲۱ ق.ظ
شب گیر ! اصلا” فکر نمیکردم اینقدر بی رحم باشی! الان اشک تو چشام حلقه زده! من فکر میکردم اگه یه مرد توی دنیا وجود داشته باشه که احساسات زنها رو درک کنه اون تویی! اصلا” باورم نمیشه ! یعنی اشتباه کردم؟!
آخه مرد حسابی تو خجالت نمیکشی؟! فکر نکردی شاید یلدا خواننده وبلاگت باشه؟! یه لحظه خودت رو جای اون بذار!!! ممکنه الان در فکر خودکشی باشه! شاید خودکشی کرده! حالا نافرجام یا بافرجام اش رو نمیدونم ولی گناهش گردن تو اگه همچین کاری کرده باشه!!!!
پ ن: اینکه خاتمی جون نوشته مثنوی منظورش کامنتهای من بوده! شما چرا به خودت میگیری داداااااااش!!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر:اتفاقن من چون احساسش رو درک کردم، این مثال رو زدم! تو اصلن میدونی چقدر سخته که با کفگیر بزنند توی صورت آدم!!؟ تو میدونی چقدر سخته که آدم نیمرخ نداشته باشه!!؟ نمیدونی که! من مطمئنم که تو نمیدونی این چقدر درد بزرگیه!
پ.ن: اما من مطمئنم که تو میدونی “توهم” چیه!!! نه!!؟
مهر ۲۸, ۱۳۸۸ at ۱:۱۱ ق.ظ
جالب بود.. و زیبا. ای کاش اقا سید محمد اینا رو بخونه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر:مثل همیشه شما لطف دارید و ممنون از محبتتون یلدا خانم.
مهر ۲۸, ۱۳۸۸ at ۱:۳۶ ق.ظ
من باور میکنم که تو ۳۰ مهر به دنیا اومدی و به دلیل نبود امکانات دوم آبان برایت شناسنامه گرفته اند!!! بخاطر همین هم اسمت مهرداد ه درسته؟!!! چقد من باهوشم….
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر:آفرین دختر خوب و باهوش، حالا از یک تا ده بشمار ببینم دخترم!!!
مهر ۲۸, ۱۳۸۸ at ۱:۳۹ ق.ظ
سلام شبگیر عزیز.با این حساب از منم تشکر کرده که به پست شما لینک داده ام.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: سلام از بندهست رویا جان
بله دوست من ، البته فکر میکنم در حقیقت میخواستهاند از شما تشکر کنند، اما از بیم همسرشان، این پاسخ را برای من فرستادهاند!!!
پ.ن: باز هم ممنون از لینکت.
مهر ۲۸, ۱۳۸۸ at ۱:۴۰ ق.ظ
ا؟ پس سین سلامم کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: سر جایش است!!!
مهر ۲۸, ۱۳۸۸ at ۲:۴۲ ق.ظ
۴ ماده غذایی برای مقابله با آنفلوانزای خوکی
مصرف هویج، قارچ، انار و چای سبز از جمله اقدامات پیشگیرانه در برابر ابتلا به آنفلوانزای خوکی است.
همانطور که میدانید هر روز بر شمار مبتلایان به آنفلوانزای خوکیافزوده میشود، پس برای عدم ابتلا به این بیماری و حذف این روند، پیشگیریهای اساسی باید صورت گیرد.
در اینجا متخصصان به توضیح ۴ ماده غذایی پرداختهاند که سیستم ایمنی بدن را در مقابله با این ویروس مقاومتر میکند.
هویج
برای مقابله با این بیماری، هویج، انتخاب مناسبی است، چراکه منبع غنی از بتاکاروتن است و بتاکاروتن، مقاومت بدن را در مقابله با این بیماری، بالا میبرد.
طبق تحقیقات هر چه بتاکاروتن بیشتر مصرف شود، سلولهای ایمنی بدن که شامل سلولهای کشنده طبیعی هستند، گستردهتر میشوند.
قارچ
شما حتما از شنیدن این خبر که سس قارچی که معمولا روی استیک میریزید، سیستم ایمنی بدن را مقاوم میکند، خوشحال خواهید شد.
طبق تحقیقات اخیر با استفاده از قارچ، سلولهای کشنده طبیعی افزایش پیدا میکنند و در نتیجه سیستم ایمنی بدن مقاومتر میشود.
انار
یکی از دلایلی که از انار به عنوان میوهای فوقالعاده یاد میشود، داشتن خاصیت آنتیاکسیدانی آن است.
انار بیشترین ظرفیت آنتی اکسیدانی را برای مهار یا خنثیسازی رادیکالهای آزاد دارد و با داشتن این خاصیت میتواند با بیماریهای مختلف از جمله آنفلوانزا، مقابله کند.
اگر انار در دسترس شما نیست میتوانید از آب انار بدون شکر استفاده کنید.
چای سبز
در چای سبز نوعی آنتیاکسیدان به نام “کاتچین” وجود دارد که میتواند سلولهای ایمنی بدن را افزایش دهد و طبق تحقیقات انجام شده، این ماده حرکت انتشار ویروس را کند میکند.
از دیگر ترکیبات چای سبز،”التیانین” است.
طبق تحقیقاتی که در هاروارد انجام شده، این ماده، مقاومت سیستم ایمنی بدن را افزایش میدهد.
همشهری آنلاین – شهره فرجی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: شبگیر هستم، یک درمانگر و دکتر علفی!!!
مهر ۲۸, ۱۳۸۸ at ۲:۴۳ ق.ظ
جناب شبگیر خان متن قبلی جهت اطلاع ارسال شد.(نگی بابا چه ربطی به بحث بالا داشت)
همیشه سالم باشی وسرزنده
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: مرسی از لطفت حمیده جان و ممنون از اطلاع رسانیات.
امیدوارم از شوخی من ناراحت نشده باشی.
مهر ۲۸, ۱۳۸۸ at ۴:۱۶ ق.ظ
به به ممنون از اینکه بالاخره جواب کامنت منو دادی . … ولی در مورد قسم تحقیقات علمی و دینی ثابت کرده قسم برا ی سلامتی مضر است مخصوصاً اگر راست باشد…:)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: خواهش می کنم، انجام وظیفه بود خاتون.
یعنی میفرمائید که مدارک این تحقیقات هم موجود است!!؟ قسم بخور تا باور کنم!!!
مهر ۲۸, ۱۳۸۸ at ۴:۳۵ ق.ظ
جناب زاهد سلام
تا قبل از بعد نوشت خیلی خوشحال بودم که آقای خاتمی هم شبگییر رو می خونن ولی بعد فهمیدم لطف شما شامل حال اکثر دوستان شده و به صورت دست جمعی سر کار بودیم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: سلام از بنده است قربان
من واقعن قصد سرکار گذاشتن شما و دوستان را نداشته و ندارم.من دلم میخواست که دوستان هم در جریان این پاسخ آقای خاتمی و مبادی آداب بودن ایشان، قرار بگیرند.اما قبول کنید که خشک و خالی گذاشتن این نامه برای دوستان ، چندان لطفی نداشت.
در نهایت از اینکه باعث رخ دادن چنین سوءتفاهمی برای شما و بعضی از دوستان شدهام، صمیمانه عذر میخواهم.
مهر ۲۸, ۱۳۸۸ at ۵:۳۳ ق.ظ
جناب شبگیر خان این وسط به این بنده خدا یلدا چی کار داشتید که انگار با کفگیر به صورتش کوبیدند.گناه داره;)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر:من کاری نداشتم و همینجوری یادش افتادم، بسکه شیوهی بازیگریاش میره رو اعصاب آدم!!!
پ.ن: نمیدونم چرا کسی بابت جنیفر لوپز اعتراض نمیکنه!!؟
مهر ۲۸, ۱۳۸۸ at ۷:۳۳ ق.ظ
kheyliiiiiiiiiiiiiii bahal bood
dige akharesh bood
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: شما لطف دارید مانلیجان.
مهر ۲۸, ۱۳۸۸ at ۸:۴۸ ق.ظ
برار! مو کم کم درم مطمئن موروم شمایم بچی مشدین!!یره اگه مشدی هم نیستی ولی لهجت خیلی تیمیزه! خیلی حال کردوم دمت گرم,یگ سالی هست ترک دیار کردوم امدوم اینجه! کسی نبود باهاش مشدی حرف بزنم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر:نه دوست من، من مشهدی نیستم، اما تا دلت بخواد رفیق مشهدی دارم. یعنی من یه زمانی با دوستی زندگی میکردم که مشهدی بود و از او و دوستانش، حسابی بهره بردم.یه زمانی اینقدر لهجهی من تغییر کرده بود که همه فکر میکردن من بچهی مشهد هستم اما به دلیل ماندن در تهران، لهجهی مشهدیام کمی تعدیل شده!!!
من یه محلههایی از مشهد رو میشناسم که عمرن اسمش به گوشت خورده باشه!!! مثلن تو مودونی “گودِ زابلیها” کجایه!!؟
مهر ۲۸, ۱۳۸۸ at ۸:۲۵ ب.ظ
سلام شب گیر مهربون و خوش تیپ !!! چقدر لذت بخشه که اسمتو تو کامنت دونیم می بینم ، سبد سبد گل تقدیم به تو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر:سلام ماندانا جان
از اینکه سلامت و تندرستی، بسیار خوشحالم.به واقع کم کم داشتم نگران می شدم. تو لطف داری دوست خوب و مهربون من.برای ما هم خیلی لذت بخش است که شما زودتر آپ کنید.
مهر ۲۸, ۱۳۸۸ at ۹:۰۶ ب.ظ
به امید روزی که روز تولد آسد ممد همه خوشحال و شاد باشیم و من از اینکه یه روز آرزوی رفتن از این مملکت رو کردم خجالت زده… می یاد اون روز؟؟؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: حتمن میاد سالی جان، مطمئن باش که روزهای بدمون به زودی تموم میشه و روزهای خوش از راه میرسه.
مهر ۲۸, ۱۳۸۸ at ۱۰:۵۱ ب.ظ
به خدا راست گفتم مدارکش موجوده آدرس بدید جهت استحضار ارسال شود
______________________________________
شبگیر: تو رو خدا جدی میگی!!؟
مهر ۲۹, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۴ ق.ظ
” شبگیر و دوستان ” و ” قهرمان” و ما بقی قضایا میشود حکایت همان ” آبادان و حومه” (؛
آقاجان من ! الان دوره دورۀ سالار بودن بانوان است. ندیدید آنگلا مرکل را. پشت بندش هم شش دوجین بانوی محترمۀ دیگر در سراسر دنیا و چرا راه دور برویم؟ همین ایران خودمان! که منصب دار شدند؟ منظور آسید ممد از ” قهرمان” یکی از بانوان همین وبلاگستان بود. اصلا چه بسا این حقیر که پرچم ایران را زده است به سرش ، که یعنی اند وطن دوستی و پرستی و اینها ((: اگر هم من نباشم، صد در هزار ویولت است که خیلی دارد قهرمان بازی در می آورد، اصلن فرمتش قهرمانی شده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: بله دیگه!دقیقن شده حکایت “ابادان و حومه” یا همان “هالهی نور!!!”
توی این مملکت این همه آدم دارند از صبح تا شب لاف میزنند، اونوقت شما فقط زورت به من رسیده!!؟
به نظر بنده تمام جماعت نسوان دنیا، قهرمان هستند و با پرچم و بیپرچم هم فرقی نداره!!!
مهر ۲۹, ۱۳۸۸ at ۱:۳۰ ق.ظ
سلام شب گیر جان
بین کامنت متوجه شدم که احمقی هم متولد آبانه و خیلی ناراحت شدم که منم آبانیم. تا حالا همه آبان ماهی ها رو خیلی دوست داشتم ولی الان میبینم بدترین نوع بشر آبانیه.
( ایکون یه نساء متولد آبان بسیار ناراحت)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: سلام از بندهست نساء جان
بنده که آبانی نیستم و برای نسرین خاتون هم مفصلن توضیح دادم!!! اما واقعن دلم برای شما آبانیها میسوزه!!! (ایکون یه شبگیر رئیس جمهور!)
مهر ۲۹, ۱۳۸۸ at ۱:۵۸ ق.ظ
سلام……
من چون داش سید ممد ر ودوست دارم …..نمی تونم نظری زیادی از خودم درررررررررررررررررررر وکوووووووووووووولم …………..
فقط اومدم اینجا خارج از گود ازت بپرسم ….فیلتر شکن سراغ داری؟؟؟؟کل سایتای دنیا رو دیگه فیلتر کردن …………فقط مونده سایت شبگیر و شبگیر!!!!و لاغیر!!
راستی چرا تورو فیلتر نکردن ؟؟؟؟؟بگم ؟؟؟؟چی نوشتی ؟؟بگم ؟؟؟؟؟؟؟
آیکون کله چشمک!!!!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: سلام از بندهست بانو
من دوتا دوست دیگه مثل تو داشتم، دیگه رسمن به دشمن نیازی نداشتم!!!
چشم بانو و به روی چشم.در اسرع وقت ارسال میکنم.
مهر ۲۹, ۱۳۸۸ at ۱:۵۹ ق.ظ
راستی …امرزو روز دختره …روزم مبارک ؟؟؟؟اوی …چاخالووووووووو….تبریک نمی گی بهم ؟؟؟
اهم اهممممممممممم؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: بنده هم همین جا روز دختر را به شما و دیگر دروداف عزیز دنیا تبریک میگویم و امیدوارم که خداوند متعال بیشترش کنه!!!
مهر ۲۹, ۱۳۸۸ at ۲:۲۶ ق.ظ
بسی خندیدیم…خصوصا در مورد شبگیر و دوستان
راستی در مورد یلدای دلنوازان هم تشبیه از این بهتر نشنیده بودم…
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: خیلی خوشحالم نارسیس جان.
دروغ میگم!!؟ خداییش صورتش بیش از حد تخت نیست؟ از بغل که نگاهش میکنی، اصلن نیمرخ نداره!!!
مهر ۲۹, ۱۳۸۸ at ۳:۲۵ ق.ظ
به خدا راست گفتم ….به خدا اگه یه دفعه دیگه قسم به خدا بخورم به خدا قسم خود خدا به جونش قسم میخوره که جونه منو بگیره … می گی نه امتحان بکنیم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از خداوند متعال به نسترن متضاد!: فرزندم، من که مُردم، اما تو زودتر یه فکری به حال افزایش “دامنهی اعدادت” بکن!!!
مهر ۲۹, ۱۳۸۸ at ۳:۴۰ ق.ظ
ببین من از کامنت اول و جوابش بیشتر از متن بالا خوشم امد ! نمیشه جاشون رو با هم عوض کنی ؟
اهاااااااااااا ! نمیشه !!! عجب !!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: آسد احمد!!! اینجا که تریبون نماز جمعه یا وبلاگ گیلاسی نیست که هر چیزی توش ممکن باشه!!! اینجا حساب و کتاب داره خواهر من!!!
پینوشت: مراد از “آسد احمد”، همان سید احمد خاتمی است.
مهر ۲۹, ۱۳۸۸ at ۳:۵۸ ق.ظ
ای خداوند متعال به بنده درگاهت ( آقای شبگیر ) بفرمایید با توجه به اینکه روزهای عمرو روبه افزایشش است پس هر روز نسبت به روز پیشین دامنه اعداد گسترش پیدا کرده
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خداوند متعال: همانا باشد که با گسترش آن رستگار شوید. و مناللهالتوفیق!!!
مهر ۲۹, ۱۳۸۸ at ۵:۴۹ ق.ظ
سلام…برای تنویر افکار عمومی می تونستید سایت آسد ممد رو بزارید که کلا قضییه روشن می شد
جوابیه ی جالبی بود!آخی…چقدر دلم برای آسد ممد تنگ شده!نمی شه بگید بیان اینجا یک حافظ خوانی بزارن دلمون واز شه؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: سلام از بندهست دوست من
حق با شماست و باید دقت بیشتری میکردم.
جانا سخن از زبان ما میگویی!!!
مهر ۲۹, ۱۳۸۸ at ۸:۵۰ ق.ظ
نه والله تا حالا نشنیدم !!دمت گرم حاجی حالا تو گود زابلی ها چه خبر هست؟ [لبخند]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: حدود پنجاه سال پیش، در مشهد محلهای به این نام بوده که کوی طلاب، در برابرش زعفرانیه محسوب میشده!!!
مهر ۲۹, ۱۳۸۸ at ۹:۰۰ ق.ظ
من موندم آقای خاتمی اینهمه شعرو کلمه های قلمبه سلمبه رو چجوری یاد گرفته!! کلاً نامه نوشتن و بیانیه دادنش خوبه!! فقط اگه یکم چاشنی شجاعت بهش میزد عالی میشد…
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: آره!!؟ به نظر من هم خیلی عجیبه که ایشان اینقدر کلمههای قلمبه و سلمبه رو پیدا میکنه!!!، به نظر میاد که سطح مطالعهاش بد نیست!!!
من فکر میکنم ایشان به جای شجاعت، عقلانیت را پیشه کرده است!!!
مهر ۲۹, ۱۳۸۸ at ۹:۲۶ ق.ظ
جالب بود اون تیکه شبگیر و دوستانش رو خوب اومدی.این آدم جدا هوش سیاسی و شعور بالایی داره آدم از خوندن نوشته هاش لذت می بره نه مثل ا.ن که از هر ۱۰ کلمه اش ۱۱ تاش اراجیف و دری وریه
تواضعت منو کشته ما هم به آسد محمد می گیم دیگه کش نده
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر:اصلن به نظر من مقایسهی این دو نفر، ظلم بزرگی در حق آقای خاتمی است!. دقیقن مثل این میمونه که هنر نقاشی من رو با پیکاسو مقایسه کنی!!!
جدن خوشت اومد از این همه فروتنی من!!؟
مهر ۲۹, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۴ ب.ظ
شبگیر عزیز از من به شما نصیحت هیچوقت جای دیگران فکر نکنید چون ضرر می کنید البته من کوچیکتر از این هستم که توصیه بکنم ولی چون تجربه دارم در این مورد جسارت کردم
__________________________________________
شبگیر:الهی درد و بلای این تجارب شما بخورد توی سر بنده!!!
مهر ۳۰, ۱۳۸۸ at ۱۲:۱۹ ق.ظ
شب گیر جان می خوای من و معرفی کنی بکن اما کیه که دستش به من برسه هوم ؟

خوب داداش ه من؛ من هم همین حرف و زدم ۲ آبان میای و می نویسی و بعدش میری تا دو ماه دیگه به امید خدا میگی نه نگاه کن.. اون روز روزه خاصیه همه تبریک میگن کامنت زیاد میشه و جواب هاش هم به طبع زیاد.. بعد شما خسته میشی و به مرخصی ۲ ماه میری.. فقط با تمام وجود دعا می کنم تا ۳ روز دیگه اتفاق خاصی نیوفته واست..!!
فقط یه پیشنهاد: چیزه تو قبل ازدواج خانومت رو بیار پیش من تا من ایشون رو با تمام اخلاق و رفتار های پنهونی تو آشناش کنم که خدای نکرده بعد ازدواج کار به طلاق و طلاق کشی کشیده نشه.. پس خواهری به چه دردی می خوره ..
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: اغنیه خاتون، شما تواناییهای سربازان گمنام امام زمان را دست کم نگیر!
اون زبونت رو مار نیش نزنه الهی!!! به جای این همه انرژی منفی، دعا کن که من بدون مشکل به دنیا بیایم، قول میدم که تند تند آپ کنم.
من راضی به زحمتت نیستم ترانه جان!، همین که که خانم من بفهمه که من خواهری مثل تو دارم، برای به هم خوردن پنجاهتا زندگی مشترک کافی است!!!
مهر ۳۰, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۱ ق.ظ
سلام شبگیر عزیز
مرسی بابت انتشار نامه.من در جریان پاسخ آقای خاتمی نبودم.
در ضمن دلم تنگ شده بود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: سلام خانم مهندس عزیز
قربان شما و بنده فقط انجام وظیفه کردم.
شما لطف دارید دوست خوب و مهربون من.
مهر ۳۰, ۱۳۸۸ at ۲:۳۴ ق.ظ
خدمتت دوست عزیزم جناب شبگیر عرض کنم که تجارب بنده اصلاً درد و بلا نداره و کلن همش گل و نرم اینو از این جهت گفتم که اگه چیزی به سرتون برخورد کرد و درد گرفت بدونید از سمت و سوی بنده نبوده
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-
شبگیر: یعنی میفرمایید که تجارب شما همه نرم و مخملی است!!؟ میخوای الان برم و به عنوان یکی از سران کودتای مخملی معرفیات کنم!!؟
مهر ۳۰, ۱۳۸۸ at ۲:۵۱ ق.ظ
خدایش بیامرزد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: قربان شما و خدا رفتگان همه را بیامرزد!
مهر ۳۰, ۱۳۸۸ at ۳:۲۵ ق.ظ
آقا فاطمه ببخشید دکتر دماغ سراغ دارم بیست ! این آدرس دکتر دماغ رو از من پذیرا باشید به عنوان کادوی پیش پیشکیه تولد ! اگه دماغتونو درازتر از حد موجود کنید دیگه میشوید کپی ماحمود و هر دو آبانی و مبارک بادو اینا میشود ! فقط یک روز مانده تا حلول این ماه عزیز !
بعدشم من اول آذر به دنیا اومدم … برای اینکه نشون بدم مردمی ام شناسنامه ام رو بیست و پنجم گرفته اند تا شما به عنوان رئیس جمهور تنها نمونید . دیگه معاون اول شدیم باید همه جا با رئیسمون باشیم ! اینا رو گفتم ولی میترسم برداشت کنی برای تعریف از خود گفتم و ریا بشه !
تو رو خدا یهو حواست پرت نشه یه کامنت هم برای ما بذاریا ! بخدا راضی نیستم لاغر کنی خودتو ! تو شرایطی که قراره بری برای عمل دماغ خوب نیست زیاد راه بری و بیای تا توازن بدنت که بسته به همون دماغه بهم بخوره ! جون محمود و فاطی جونش راست گفتم !
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: خدا خفهات نکنه معاون!!! راستش رو بخوای من قراره همین سری که میرم تهران، پولیپ بینیام را عمل کنم و همون اولش که گفتی دکتر دماغ سراغ داری اینقدر شوکه شدم که دیگه به بقیهی کامنتت توجه نکردم.با خودم گفتم این نسرین خاتون از کجا فهمیده!!؟
تقلب یه درصد، دو درصد، نه پنج درصد!!! یعنی اینکه علما گفتهاند تا دو روز بیشتر تقلب جایز نیست.
چشم و به روی چشم.به قول میدم به زودی با کامنت برتر در خدمتتون باشم!!!
آبان ۶, ۱۳۸۸ at ۲:۱۴ ق.ظ
سلام. حالتون چطوره؟ افسوس سرم این روزها خیلی شلوغه و دارم دست راست و چپم رو قاطی میکنم. اما این دلیل نمیشه که یاد دوستان نباشم. مسلمن هستم. (البته خوبی مهمان به، دیر به دیر اومدنشه مگر نه ….)
از دست دادن دوستتون رو تسلیت میگم و خوب میتونم در مورد این قضیه درکتون کنم. من هم یکی از بهترین دوستانم رو از دست دادم. خدا همه رفتگان رو بیامرزه.
با خوندن این پست آهی از ته دل کشیدم. یکی از بهترین دوستانم (آقای دکتر رمضان زاده سخنگوی دولت آقای خاتمی) الان در زندان به سر می بره. درست بعد از انتخابات گرفتنش. خیلی بی رحمانه و وحشیانه. سرش شکست. مریض شد و در بیمارستان بستری شد و خیلی وضعیت های ناجور دیگه!!خیلی موقع ها یادش می کنم. شب و روز. صحبت هاش، لبخند همیشگیش!!! اما الان چی؟ خدایا چرا اینطوری شد؟ تنها کاری که ازم بر میاد سراغ گرفتن از وکیلش_. که این اواخر تازه گفت حالش خوبه اما میدونم که نیست. ای کاش دوباره ببینمش. خداییش آدم خوبیه. خیلی خوب. دلم براش تنگ شده “خیلی زیاد”. هر چی اومد نوشتم ببخشید ناراحتتون کردم ولی ببین با پستت چه حالیم کردی (لبخند)
برای عرض تبریک سالروز تولدتان خدمت خواهم رسید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: سلام دوست من
بنده از نزدیک افتخار آشنایی با دکتر را نداشتهام، اما مطمئنم دکتر رمضان زاده از مردان شریفی است که نامش در تاریخ ایران جاودانه شده است. امیدوارم که زودتر این ظلم و جور پایان یابد.