۲۵ نوامبر، روز جهانی رفع خشونت علیه زنان است. بنده ضمن عرض احترام به کلیه‌ی دروداف عزیز دنیا و ایضن جهان آخرت، بدینوسیله این روز را به کلیه‌ی آقایان تبریک می‌گویم!!!
به نظر من منشا اعلام چنین روزی، ما مردها هستیم و در حقیقت آقایون با اعلام این روز، با یک تیر، دو نشان زده‌اند!: در وهله‌ی دوم، دلِ دروداف عزیز را بدست آورده‌اند و در مرحله‌ی اول، احترام خودشان را دست خودشان گرفته‌اند!!!

یعنی به نظر من خشونت که هیییچ، دَر‌اُفتادن و جنگیدن ما مردها با خانم‌ها، احمقانه‌ترین کار دنیا است. دلیلش هم خیلی مشخص است، یک خانم، هیچ وقت مردانه نمی‌جنگد! یعنی اگر قرار بود یک خانم، کار مردانه بکند که دیگر زن نمی‌شد و اصولن زن و مرد، یک فرق‌ غیر قابل انکار با یکدیگر دارند و هر کسی هم که این فرق را نمی‌داند، می‌تواند از خودم بپرسد، اما لطفن قبل از مراجعه به بنده، با یک چشم‌پزشک مشورت کند!

وقتی یک مرد در کمال حماقت، با خانمش در می‌افتد، یا اصلن حتا درافتادن و جنگیدن هم هیییچ! وقتی یک مرد در کمال نادانی و بی‌توجهی، خانمش را می‌رنجاند، در بدو وقوع این نادانی، هیچ اتفاقی نمی‌افتد، فقط ممکن است آن خانم عزیز، کمی اخم‌و‌تَخم کند. حتا ممکن است تا چندین روز بعد از آن اشتباه بزرگ، باز هم اتفاق دیگری نیفتد! اما بلاخره یک روز، زمانی که آن آقا از سر کار به منزلش مراجعه می‌کند، ناگهان با یک گلدان گل طبیعی بسیار زیبا مواجه می‌شود که در داخل یک زیر‌گلدانی قرار داده شده است. بانوی منزل، همراه با استقبال گرم از همسرش، روی ماه آقا را می‌بوسد، از ایشان بابت اخم‌و‌تَخم چند روز گذشته عذرخواهی می‌کند و نهایتن گلدان را به ایشان تقدیم می‌کند. لابد شما الان، ضمن تعجب، با خودتان می‌گویید: عجب زن ستم‌کشی!!!
اما کمی حوصله کنید!

آن شب همه چیز به خیر و خوشی تمام می‌شود، اما فردای آن‌شب!، وقتی آقای همسر از سرَِ کار برمی‌گردد، همان گلدان زیبای فوق‌الذکر را مشاهده می‌کند که در روی کیس کامپیوتر خانه قرار داده شده‌ است، آن‌هم در حالی‌که زیر گلدانی، لبالب پر از آب است!

مرد بلافاصله همسرش را صدا می‌زند و ضمن توضیح این‌که تمام اطلاعات ضروری‌اش در هارد کامپیوتر منزل ذخیره شده، خطر نشت آب گلدان به داخل کیس، و به‌الطبع آسیب دیدن کامپیوتر را گوشزد می‌کند. خانم هم ضمن عذرخواهی، به این نکته اشاره می‌کند که حتا یک قطره آب هم روی کیس ریخته نشده است و سپس بلافاصله جای گلدان را عوض می‌کند و باز هم آن‌شب همه چیز به خیر و خوشی تمام می‌شود ولی در نهایت تعجب، باز هم فردای آن‌شب! هنگامی که آقای همسر وارد خانه می‌شود، مجددن با همان صحنه‌ی گلدان، زیرگلدانی پر از آب و صدالبته کیس کاملن خشک کامپیوتر مواجه می‌شود! باز هم بلافاصله همسرش را صدا می‌زند و تمام توضیحات روز قبل را تکرار می‌کند و باز هم خانم همسر، ضمن عذرخواهی، به شکل کاملن معصومانه‌ای، گناه تکرار این اشتباه را به گردن حواس‌پرتی مفرطش می‌اندازد و در نهایت آن‌شب همه چیز به خیر و خوشی تمام می‌شود! اما فردای آن‌شب، دوباره آقای همسر در بدو ورود به منزل، بازهم با گلدان و زیرگلدانی پر از آب روی کیس، مواجه می‌شود!!! اینبار هم همان اتفاقات شب‌های قبل تکرار می‌شود با این تفاوت که از سوی خانم همسر، گناه جابه‌جایی گلدان به گردن حواس‌پرتی زیور خانم، زن همسایه انداخته می‌شود..

و خلاصه این‌که این داستان آنقدر تکرار می‌شود که گلدان، زیرگلدانی پر از آب و صدالبته کیس کامپیوتر، رسمن می‌رود روی اعصاب آقای همسر! به شکلی که در تمام مدت روز، آقای همسر دغدغه‌ی اصلی‌اش می‌شود گلدان، زیرگلدانی پر از آب و کیس کامپیوتر!!!

خب شما فکر می‌کنید یک اقای همسر، چقدر می‌تواند این بازی را ادامه دهد؟ به خصوص توی این دوره زمونه که مردم در شرایط معمولی هم اعصاب درست و حسابی ندارند!
بلاخره یک روز آقای همسر، طاقتش تمام می‌شود و در بهترین حالت، گلدان را توی سر خودش خُرد می‌کند و همین خشونت، باعث می‌شود که اسمش همه‌جا به عنوان یک آدم دیوانه و بی‌اعصاب مطرح شود، آدم دیوانه‌ای که به خاطر یک گلدان ناقابل، دست به خشونت می‌زند!!!.
بعد از مدتی هم چندتا از این آدم‌های خشن دور هم جمع می‌شوند و تصمیم می‌گیرند برای جلوگیری از خشونت بیشتر علیه زنان، روزی را به عنوان “روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان”  اعلام کنند تا شاید بدینوسیله باعث نجات جان مردان بشوند!!!

اما گذشته از شوخی، مجمع عمومی سازمان ملل، خشونت علیه زنان را «هرگونه عمل خشونت‌آمیز بر پایه‌ی جنسیت که بتواند منجر به آسیب فیزیکی(بدنی)، جنسی و یا روانی زنان بشود» تعریف کرده است که شامل «تهدید به آسیب‌های فوق، اِعمال زور و اجبار، و یا سلب مستبدانه‌ی آزادی‌های اجتماعی و شخصی» می‌شود. یادمان باشد که زنان، ستم‌کشیده‌ترین مردم این سرزمین هستند و همواره مورد ظلم مردان قرارگرفته‌اند. ظلمی که ریشه در فرهنگ جامعه‌ی این مرز و بوم دارد. به امید ریشه‌کن شدن این ظلم و برابری حقوق اجتماعی و فردی تمامی افراد این سرزمین.

پی‌نوشت:پدربزرگ خدابیامرزم می‌گفت:زن خوب، زنی است که مردانه با همسرش بجنگد!
ایشان اندکی پیش از درگذشت‌شان، پدر بنده (یعنی داماد خودش!) را نصیحت کرده بودند که مرد باید همیشه گرگ بیرون خانه باشد و بره‌ی سر به‌زیر داخل خانه! مرد باید برود و بیرون خانه، هر کاری که دلش خواست بکند، ولی وقتی به خانه برگشت، در پاسخ به اعتراضات احتمالی خانمش، باید فقط سرش را بکند زیر پتو و خودش را به خواب بزند، نهایت قضیه هم این است که خانمه، چهار تا فحش می‌ده و دوتا هم مشت به آدم می‌زنه! فحش که باد هوا است و مگه یه زن زورش چقدره؟ بذار دوتا مشت هم بزنه و خودش را خالی کنه!!!

یادآوری لازم:در نهایت پدر‌بزرگ بنده، در یک شب تابستانی، در یک ماموریت اداری!، در یک شهر دور از مرکز، و طبعن! در آغوش یک خانم غریبه، سکته کردند و فوت فرمودند!!! روحش شاد و یادش گرامی باد کلن! ولی ای‌کاش امروز بود و به من می‌گفت که نظرش در مورد زنی که گرگ بیرون باشد و بره‌ی داخل خانه، چیست!!؟

نوشته شده در Uncategorized

نوشته شده توسط شب‌گیر ۴:۱۷ ق.ظ     |     نظرات (۲۰۱)

۲۰۱ پاسخ به “این مردان ستم‌کشیده!!!”

  1. نهال گفته:

    سلام
    جالب بود
    ولی این جا را هم در نظر بگیرید که بعضی از اقایون کلا مادر زاد اعصاب ندارند و با زنان مردانه می جنکند در حالی که باید کمی عقل خود را به کاربیندازند و با توجه به ویژگی های حریف از ابزار مناسب که همانا محبت بله چشم فدایت شوم هر انچه من دارم از ان توست و ………….استفاده کنند
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست نهال جان
    خب من هم که همین رو گفتم! به نظر من مردی که از راه زور بخواهد وارد جنگ بشود، رسمن قافیه را باخته است و همانا! احمق است!!!
    اینایی که شما گفتی خیلی معمولی است نهال جان، چقدر توقعاتت کمه!
    مردها باید بگویند، خانم من نوکرتم، غلام حلقه بگوش‌ات هستم، تو جنیفر لوپز من هستی! اصلن گور پدر جنیفر!!! حیف که تو عزیز دل من دچار جبر جغرافیایی شده‌ای! وگرنه الان تو باید جای جنیفر بودی و غیره!!!

  2. دختری به نام..خانومی.. گفته:

    یکی از بزرگترین مشکلات زنها همین است که به سختی در آن واحدمیتوانند هم گرگ باشند هم گوسفند .نه اینکه قابلیتش را نداشته باشند ها نه.تعریف از خود نباشد! قابلیت این را دارند که در آن واحد باغ وحشی باشند برای خودشان:-))ولی مشکل اینجاست که حوصله اش کجا بود پدر جان؟یعنی اصولا زن ها از هر کاری که نیاز به صرف انرزی و حوصله زیاد باشد گریزانند و رسما آش را با جاش میخواهند..و اگر شما زنی را طلب کنی که هم گرگ باشد هم گوسفند بدان که چیز خوبی را طلب کرده ای و یک همچین زنی میتواند خیلی چیزهای دیگری هم باشد !اما..اما بدان و آگاه باش که برای داشتن همچین موجودی باید بهای سنگینی بپردازی..چیزی در مایه های همان گل و گلدان و کیس و آب و امثالهم و لا غیر!
    البته و صد البته این نظر شخصی من است و ایضا ولا غیر!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: اختیار دارید خانومی!این حرف رو جای دیگه نزنی‌ها!!! خانم‌ها چیزی که دارند حوصله و صبر، به خصوص اگر اهداف بلند مدتی را دنبال کنند!!!
    این یک نظریه‌ی اثبات شده است و به من هم ربطی ندارد!!! من کلن همیشه طرف خانم‌ها هستم و لاغیر!

  3. خانوم زیگزاگ گفته:

    شب‌گیر عزیز
    من و آقای زیپ یه تشکر خیلی اساسی و گنده به تو بدهکاریم
    کامنتینگ پست قبلی رو بستی مجبور شدم اینجا بنویسم که تو گلوم نمونه یه وقت تشکر نکرده از دنیا برم با همین نخ تشکر فردا آویزونم کنن سر پل صراط D:

    واقعن ممنون از لطفت.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: خواهش می‌کنم خانوم زیگزاگ عزیز و اختیار دارید.
    شما و آقای زیپ، هیچ تشکری بدهکار نیستید و من فقط انجام وظیفه کردم. این کمترین کاری بود که می‌تونستم انجام بدهم. خوشحالم که آقای زیپ عزیز، به آغوش اسلام برگشته و حتا خدا هم نمی‌دونه که من الان چقدر شاد و سرحال هستم.
    صمیمانه رهایی زیپ عزیز رو تبریک می‌گویم.

  4. selfexpress گفته:

    سلام
    ببخشید فکر کنم وهله درست باشه نه وحله. البته من انقدر جدیدا تو وبلاگ ها دیدم می نویسن وحله که راستش خودم هم شک کردم ! اینجا رو ببینید لطفا:
    http://www.tebyan.net/mobile.aspx?pid=89515
    شرمنده ام ربطی به متنتون نداره ولی متاسفانه غلط های املایی جدیدا تو وبلاگ ها خیلی زیاد شده، طوریکه من خواننده هم خیلی وقت ها شک می کنم نکنه من دارم اشتباه می کنم! ملا لغتی نیستم و ادعایی هم ندارم اما چون هیچ وقت تا حالا ندیدم در جواب کامنت های انتفادی یا تذکری تند جواب بدین با ترس و لرز! به خودم اجازه دادم یادآوری کنم. خواستین کامنتمو پاک کنین. اگر هم وحله درسته ممنون میشم به من هم بگین.
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر:سلام از بنده‌ست دوست خوب من.
    من این پست رو خیلی با عجله نوشتم، اما بدون هیچ‌گونه توجیه و علل تراشی، اشتباه از من بود و الان هم کلی شرمنده‌ام. خیلی لطف کردی که تذکر دادی و بسیار بسیار سپاسگزارم.

  5. فاطمه گفته:

    سلام دوستان
    به استاد شجریان به عنوان کسی که یکی از بهترین صداهای جهان رو داره رای
    بدید.
    توی وبلاگم چگونگی رای دادن رو توضیح دادم.
    (متاسفانه نمی دونم این پیام رو برای کی می فرستم بعدا” می یام و آپتون رو می خونم فقط چون برام مهم بود خواستم اطلاع رسانی کنم.)
    موفق باشید
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام فاطمه جان و چشم.
    به نظر من وقایع اخیر، صدای ایشون رو خیلی دلنشین‌تر از گذشته کرد.

  6. selfexpress گفته:

    در ضمن، بزارین من هم یه مورد از معنی خشونت، تبعیض و سو استفاده از زنان رو براتون بگم. اینجا تو استرالیا تو اتوبوس ها تبلیغی هست که ۴ تا عکس داره مضمون این عکس ها مصادیق سو استفاده و خشونت هست. حالا مضمون این عکس ها چیه؟ یکیش اینه که اگه طرف (معمولا منظور از این طرف آقاهه هست گرچه شاید خیلی هم صریح قید نشه ) کیف پولتون رو چک می کنه، اگه اس ام اس ها تون رو چک می کنه، اگه به لباستون ایراد می گیره، (چهارمیش هم الان یادم نیست، احتمالا باید درباره رفت و آمد و کار و این چیز ها باشه) اینها یعنی شما (خانم) تحت خشونت، تبعیض و سو استفاده هستین!
    بدون شک اون چیزی که این تبلیغ میگه درسته اما آرزوی من اینه که کاشکی جاهای دیگه دنیا هم خشونت و تبعیض اونقدر پیشرفته بشه که بشه این!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: من هم مورد چک کردن کیف پول و لباس رو قبول ندارم و خیلی بد می‌دونم، اما خداییش مورد اس ام اس و رفت‌و‌آمد رو نمیشه ندیده گرفت! البته به شرط این‌که طرف مقابل نفهمه!!! به خدا من خیلی به ندرت برایم پیش اومده که موبایل کسی رو چک کنم، اما به تمام مقدساتم قسم که هربار که چک کردم، به نتایج جالب و حیرت‌انگیزی رسیده‌ام!!! :)
    ضمن این که من همیشه موبایل، کیف پول، ایمیل،رفت‌و آمد، رفتار و حتا لباسم در حال چک شدن بوده!!! :) :) :)
    اما گذشته از شوخی، من سخت معتقدم که محدود کردن خانم‌ها، تنها نتیجه‌ی عکس دارد. تنها راه چیره شدن بر یک زن، به دست آوردن قلبش هست و لاغیر. برای به دست آوردن این قلب هم آدم باید سعی کنه هر روز، نسبت به روز قبل، آدم قدرتمند‌تری بشه، قدرتی که از ذات آدم سرچشمه بگیره، نه از ابزار بیرونی.

  7. لیلی گفته:

    کاش میشد از پدر بزرگ تون پرسید چی میشد اگه آقایون بره بیرون بودن و خانم‌ها گرگ داخل خانه!!؟ :D
    میدونم که منظورم رو گرفتی…ولی خب اگه بخوای توی جواب دادن بپیچونی هم کاری از دستم بر نمیاد… :)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پدربزرگ مرحوم شب‌گیر:اینقدر روح من رو توی قبر نلرزان لیلی جان! اصلن خانم‌ها همیشه شیر و سلطان منزل هستند! آقایون هم چشم‌شان کور، باید هم بره‌ی بیرون باشند و هم بره‌ی داخل منزل.
    موخره: نوه‌ی عزیزم، واقعن چه صبری داری تو! به این خانم لیلی بگو که یه بار دیگه این پست رو بخونه و ببینه خانم‌ها از چه روشی برای جنگیدن استفاده می‌کنند!

  8. مهربان گفته:

    داشتم تصمیم می گرفتم بیام فدا کاری کنم و زنت بشم مهرداد جان تا از این در به دری نجاتت بدم ، اما نه تو به درد من نمی خوری…
    از اون هفت خط هایی هستی که آبمان با هم توی یک جوب نمی رود.من هم که مهربان و مظلوم ، یک روز ملی دیگر به این تقویم اضافه می شود…
    راستی من با روح پدر بزرگت یک مزاکراتی داشتم گفتند به مهرداد بگو الان زمانه عوض شده.مرد باید همه جا بز باشد و بس.بیرون و درون خانه ندارد که…
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: آخی! چه حیف شد!!!من کلی روی این قضیه حساب کرده بودم مهربان جان!
    این فروتنی، تواضع و فداکاری‌ات من رو کشته!!!به جان خودم بی‌خود نیست که اسمت را مهربان گذاشته‌اند!
    اتفاقن پدربزرگم همین دیشب اومد به خوابم و گفت: نوه‌ی عزیزم، جدیدن روی مخ یه بلاگر به اسم مهربان بانو کار کرده‌ام و حسابی سرش رو گول مالیده‌ام!!!
    پ.ن: البته در جریان باش که اون از لفظ دیگه‌ای به جای “گول مالیدن سر” استفاده کرد که من از گفتنش معذور هستم!!! :)

  9. مانیل(خانومی) گفته:

    شوخیت خیلی با مزه بود… کلی خندیدم…
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: خوشحالم که خوشت اومده و خوشحال‌تر از اینکه اصل مطلب را گرفته‌ای. مرسی دوست خوب من

  10. حامد (تک نوشت) گفته:

    من رفتم پیش چشم پزشک ولی گفت برو پیش همون شب گیر! :)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: :) :) :)
    پس توصیه می‌کنم حتمن به یک متخصص پوست مراجعه کن و بگو:
    آقای دکتر، من یه چند وقتی است که تنم می‌خاره!!!

  11. هویج گفته:

    هه این که سهله اگه بزنن یه مرد رو بکشن باز هم خشونت شده نسبت به خانم مذکور! چون تا یه چند هفته عذاب وجدان داره تا بزنه بعدی رو بکشه!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر:جانم!!؟ جان!!؟ ببخشید، شما!!؟ کامنتت ناخوانا است هویج جان!!! الوووو! صدا نمی‌یاد!!!
    قابل توجه تمام دروداف عزیز
    من در توضیحات لینک ایشان در وبلاگم نوشته‌ام: با وجود داشتن چنین دوستانی، دیگه نیاز به دشمن نیست!!!

  12. فنچ بانو گفته:

    شبگیر عزیز من حتماً و واقعاً با تو موافقم آقایون با این کارشون دست پیش گرفتن که پس نیفتن……من یه پیشنهاد دارم به نظر تو احیاناًو حتی کاملاً بهتر نیست هم زن و هم مرد یعنی هردو بیرون از خونه گرگ باشن اما وقتی بر می گردن خونه هر دو بره؟؟؟؟ به نظر من این یعنی عدالت…………………
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: به نظر من کلن، اصولن، واقعن و حکمن عدالت یعنی اینکه آقایون خر خانم‌ها باشند و احیانن و شاید و آیا هم نداره کلن!!!

  13. papary گفته:

    چند وقت پیش تو اخبار شنیدم که تو یکی از این کشورهای آفریقایی -که اسمش رو فراموش کردم متاسفانه- زنان انقزه مردان رو میزنند که دادگاه خانواده همون کشور آفریقایی پر از مردایی هست که درخواست طلاق دادن.
    اولش خوشحال شدم اینو شنیدم و کلی افسوس خوردم برای زنایی که تو ایران هستن.
    اما بعدش که فکر کردم کلی ناراحت شدم. خشانت! نه اینطوریش خوبه -مثل ایران- نه مثه اونا. اگر قرار باشه ازدواج کنم که هر روز شوهرم منو کتک بزنه یا من هر روز اونو بزنم و کلی از این جنگ بازیا داشته باشیم، دیگه چه کاریه بخوام زورم رو آزمایش کنم و ازدواج کنم؟ همینطوری مجرد بمونم که خیلی بهتره!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: کلن خشونت ناپسند و مذموم است پپری جان. زندگی مشترک که اردوی آمادگی ورزش‌های رزمی نیست!!! اما متاسفانه در کشور ما مواردی که خشونت علیه زنان اعمال می‌شود، خصوصن خشونت‌هایی که منجر به آسیب‌های جسمی می‌شود، بسیار زیاد است. به نظر من باید دست مردی رو که روی زنش بلند میشه، شکست و انداخت توی سطل آشغال.
    پ.ن: من یه بار رفتم خواستگاری یک خانم دکتر…
    بعد از آشنایی‌های مقدماتی، قرار شد من و ایشون چند دقیقه بدون حضور دیگران صحبت کنیم…
    خانم دکتر در همان بدو امر پرسید: نظر شما در مورد تنبیه بدنی در زندگی مشترک چیه!!؟
    گفتم: جانم!!؟ تنبیه بدنی!!؟ یعنی چی!!؟
    گفت: من اعتقاد دارم که زن‌ایرانی باید کتک بخوره!!!
    اتفاقن من اون روز یک کمربند پهن بسته بودم، بلافاصله به کمربندم اشاره کردم و گفتم: آهان!!! بله!!! ببین خانم دکتر! من این کمربند رو فقط برای زندگی مشترک خریده‌ام!!!
    به جان خودم خانم دکتر یه جوری من رو نگاه می‌کرد که انگار داره سکسی‌ترین مرد عالم رو می‌بینه!!!

  14. ترنج گفته:

    سلام جناب شب گیر بسیار عزیزم. اگر کمی بیطرف تر به قضیه نگاه کنیم می بینیم که امروزه هر زنی می داند که گلدان روی کیس نباید گذاشت و جاهای بهتری وجود دارند و البته خوش منظره تری برای گذاشتن یک گلدان ..و اگر بازهم بی طرفتر نگاه کنیم. می بینیم که این آقایان هستند که مرتب روی اعصاب خانم ها راه می روند.مثل کودکی باید برایشان سفره انداخت .سفره جمع کرد.و یک لحظه اگر تنها بمانند َاشپزخانه و کل زندگی را به هم می ریزند.وقتی طفلکی خانم به خانه می آید حتی کشویی که از داخلش لباس برداشته اند زحمت بستنش را نمی کشند. درب کمدها را باز می گذارند.ظرفها نشسته . دوغ است که روی اوپن ریخته ..و همه اینها را با ببخشید عزیزم نمی دانستم یا یادم نبود سرو تهش را به هم میاورند..وای از دست این مردها
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست ترنج بانو.
    من فکر می‌کنم سوءتفاهمی پیش اومده…
    گذاشتن گلدان روی کیس کامپیوتر، بیانگر نادانی یک خانم نیست، بلکه کاملن از سر هوشیاری و باهوشی یک خانم است.
    اما با قسمت آخر حرفت کاملن موافقم ترنج بانو، اکثر مردها، اهل بریز و به‌پاش هستند و باعث به زحمت انداختن خانم‌ها.

  15. نسرین گفته:

    یکی از هنر مردان مرد همان بمرد بودن در بیرون و درون خانه است ( از سخنان گهربار یک معاون اول )
    یکی دیگر از هنر مردان مرد رسیدن به این درجه از فرهیختگی ست که اعتراف کنند به ظلم علیه زنان ( یکی دیگر از سخنان گهربار تر یک معاون اولی تر )
    یکی دیگر از هنر مردان مردتر این است که هر چه زنان گفتند بگویند : چشم، درد و بلایتان به جانم، من نه گرگم نه بره! من عاشق شمایم و وفادارم و صادق! ( آیکن مرد یعنی این بید ) ( یکی از سخنان خیلی خیلی گهربار ندیده ی فروید: نسرین خاتون با ورژن ایرانی اش )
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: هر چه می‌گذرد من بیشتر به معاونت اولی تو ایمان می‌آورم نسرین خاتون.
    همانطور که شما حدس زدید و شایسته است بنده هر سه خصوصیت فوق را دارم و ممنون از یادآوری‌ات!!! (ایکون یک‌شب‌گیر متواضع و فروتن!) :)

  16. بهار گفته:

    آفرین برشماآقای فهمیده وروح پدربزرگ نازنینتون هم غرق نوروشادی.مردهم مردهای قدیم!
    خرسندشدیم ازدیدن اینکه یک نفرازجماعت ذکورمردونگی کردواشاره ای هم به ظلمی که درطول تاریخ برجامعه ی نسوان این آب وخاک رفته فرمود.دمتون گرم برادرعزیزم.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: شما لطف دارید خواهر من و بنده فقط حقیقت را گفتم. بلاخره من هم خواهر مادر دارم دیگه!!! :)

  17. ایرج گفته:

    مبارک صاحباش باشه ! ماکه غیر خشونت و بی احساسی چیززی از این زن ها ندیدیم !!!
    شاید پدر بزرگ محترمتون دیده بود !
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: توجه توجه توجه
    بیانه‌ی مهم و فوری شب‌گیر:
    بسم‌الرب الشهدا و الصدقین
    اینجانب هیچ‌گونه ارتباطی با فردی به نام آقای ایرج خان نداشته،ندارم و نخواهم داشت! و کاملن از ایشان اعلام برائت می‌نمایم!!!
    پ.ن: خدابیامرزتت رفیق!!!

  18. شب نویس گفته:

    انشالله تعالی که بعد ازدواج هم همین عقاید رو در مورد زن ها داشته باشی D:
    البته نه بسان پدربزرگ مرحوم!

    بعد یعنی می خواستی بگی مردها اینقدر مظلمون که میذارن ماجرای گلدون و کیس اینقدر تکرار بشه که آخرش بکوبن تو سر خودشون؟ ای بابا! واجب شد ما زن ها هم یه جنبش به نفع مردان ترتیب بدیم! جدا” من تحت تاثیر این این میزان مظلومیت قرار گرفتم!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: ببین شب‌نویس‌جان، من ممکنه بعد از ازدواج دیوانه بشوم، ولی مطمئن باش اینقدر دیوانه نمی‌شوم که بخواهم این عقاید را زیر پا بگذارم!!! :)
    موافقم و اسمش را هم بگذارید جنبش گلدانه (ترکیبی از گلدان و رایانه)! برای اینکه این ماجرای گلدون و کیس، هزاران بار برای خود من تکرار شده!!! :) :)

  19. maneli گفته:

    ……………………………..
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    .. …: ……. …. …. …!!؟ :)

  20. آلیس گفته:

    ستم کشیده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تنها صفتی که شامل حال مردان نمی شود. البته وقتی چنین روزی توسط مردان نام گذاری شود، شرایط بهتری نیز نمی توان انتظار داشت:)))))))
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: موافقم شدید!
    پ.ن: یعنی من کلن با جماعت نسوان موافقم و موضوعش هم خیلی فرق نمی‌کند!!! :)

  21. shirin گفته:

    salam shabgirjan
    che ebraze hamdardiye samimaneyi kardin ba khanooma!!!

    mibinam ke tu in 2 mah kolli post gozashtin , va ba in hame mashgahle hatta toonestin motavalled shin! tabrik migam.100sal be in salha
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: به‌به! شیرین خانم گل گلاب
    سلام از بنده‌ست خواهر من
    دلمون تنگ شده بود و الان خیلی خوشحالم که دوباره کامنتت را توی این وبلاگ می‌بینم. قدم روی چشم بنده گذاشتید بانو.
    مرسی از تبریک‌ات و خداوند سایه‌ی شما را بر سر ما مستدام بدارد انشاالله.

  22. نفس گفته:

    سلام عجب پدر بزرگی باحالی داشتین خدا بیامرزدش…
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست نفس جان
    من هر دوتا پدربزرگم خیلی با حال بودند!!! پدر پدرم، در زمان فوتش، تازه بیست روز بود که داماد شده بود! البته ایشان یک زن عقدی داشت که مادربزرگ من بود و بی‌شمار خانم صیغه‌ای!!! به شکلی که وقتی پیکرش را شستشو دادند و برای خداحافظی آخر گذاشتند کنار مقبره‌اش، آنقدر خانم‌های چادری ناشناس ریخته بودند روی پیکرش و آن‌چنان حاجی حاجی می‌کردند، دیگر مجالی برای خداحافظی آخر ما ( ما یعنی پسرها، دخترها، عروس‌های ایشان و البته مادربزرگم!) باقی نماند!!!

  23. ویولت گفته:

    برام جالبه وقتی یکروز خاص برای” اعتراض به خشونت علیه زنان” اختصاص داده شده، چطور اقایون بر نمی تابند( نمونه وبلاگستانی اش مشهوده) و شوخی و جدی سعی می کنن واکنش نشون بدن … در هر حالتی جبهه بگیرن!!!
    شبگیر عزیز!!! اگه هر خانمی یه ببر ملوس! توی وجودش داشت که به موقعش ملوس و عشوه گر و طناز و تحریک کننده بود و در لزوم دیگه وحشی و خونخوار و درنده! وتحقیر کننده دیگه مجبور به اختصاص دادن یک روز بهشون و اعلام حمایت ازشون نبود و چه بسا برعکس یه روز داشتیم بنام ” اعتراض به خشونت علیه مردان!!!!!!”:دی
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: یعنی الان شما فکر می‌کنی من جبهه گرفته‌ام!!؟ نه به خدا! شما که من رو می‌شناسی؟ من کلن طرف خانم‌ها هستم به مولا!!!
    با حرفت کاملن موافقم، اما یک نکته‌ی اساسی در این میان وجود داره و آن هم همان قید “به موقع‌اش” است!!! یعنی می‌خوام بگم اگر هر خانمی که تمام صفات فوق را دارا بود و در ضمن می‌دانست که موقع‌اش کی هست، دیگه بهش خانم نمی‌گفتند! احتمالن بهش می‌گفتند: f18!!!
    پ.ن:
    ویولت جان، من فکر می‌کنم بهتر بود که یه خرده “تسلط به زبان‌های خارجی” را هم به صفات ببر ملوس فوق اضافه می‌کردی و یه‌بارگی، اسمش رو می‌ذاشتی: خانم ویولت!!! :)

  24. بانوی شمشیربدست گفته:

    یا کاش ایشون بودن ما هم میفهمیدیم تکلیف اون زنی که هم بیرون گرگه هم تو خونه چیه ؟
    روحشون شاد !
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پدر بزرگ مرحوم: تکلیف‌اش کاملن مشخص است! باید یه شمشیر داد دستش و بهش گفت: بانوی شمشیر بدست!!!
    شب‌گیر: خیلی مخلصم بانو و شما شوخی‌های این پدربزرگ مرحوم من رو جدی نگیر!

  25. مهندس اینجوری گفته:

    سلام
    همین چند روز پیش یه جایی نوشتم که هر چی جنگ و خونریزی توی دنیا بوده همیشه یا توسط یک زن و یا بخاطر یک زن بوده.بنابراین اگه هم ظلم و جفایی شده در تاریخ به این طایف نسوان عزیز ایشان هم حالی به کلاس تاریخ داده اند!
    .
    ما که هنوز گرفتار این دردسرهای زندگی مشترک نشدیم ولی اگه سنگی چوبی چیزی خورد پس کله ام و کردم کاری که نباید بکنم! اونوقت حتما میام یه دونره کلاس پیش شما جناب شبگیر.
    .
    در خصوص جد بزرگوار و مرحومتون(روحششون شاد و محشور با حوریان بهشتی) کاملا درست می گن و مردا می تونن اون فحش ها رو دایورت کنن ولی اینکه زن ها هم می تونن از عهده ی این نقش بر بیان خبر ندارم.اما عجالتا اگه کسی همچین همسری داره بهتره مهریه اش رو ببخشه و بره با یه همسر دیگه ازدواج کنه خوب! یا اگه توانایی اش رو داره کلا بیخیاله زن دگی مشرک بشه
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست مهندس جان
    اتفاقن اگر تاریخ رو به دقت مطالعه کنی، می‌بینی خون‌خوارترین مردان، کسانی بوده‌اند که نسبت به خانم‌ها کشش و یا علاقه‌ای نداشته‌اند! مثل اسکندر مقدونی و هیتلر. البته یه جور دیگه هم میشه به این مطلب نگاه کرد! تمامی مردانی که از نعمت یک زن موفق بی نصیب بوده‌اند، در تاریخ تاثیر گذار بوده‌اند، مثل ناپلئون، اسکندر و هیتلر!!! :) شاید به خاطر همین باشه که بعضی‌ها می‌گویند: پشت سر هر مرد موفقی، یک زن ناموفق است که نتوانسته جلوی موفقیت شوهرش را بگیرد!!!

  26. لیتیوم گفته:

    حتما اسم نظریه پروانه ای رو شنیدی؟اگه هم که نشنیدی برو گوگل!
    القرض اینکه یکم هم خانومها مقصر هستند و رفتارهای کوچکشون بعضی وقتها خشونت می آفریند.
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: عالی بود دایی جان، عالی! جدن تشبیه جالبی بود و خیلی حال کردم.
    البته این رفتار و اثر پروانه‌ای را می‌توان به روابط همه‌ی آدم‌ها تعمیم داد و زن و مرد هم نداره.

  27. توهمات یک آمیب 45 کروموزومی گفته:

    فکر کنم جمعیتِ فمینیست بدجوری از این نوشته استقبال کنن!!..به خاطر همین من زود کامنت میذارم بعد فرار میکنم تا زیر این استقبالات له و لورده نشم
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: خیلی نامردی!!! دوست و غیر دوست را باید در همین مواقع شناخت!!!

  28. نارسیس گفته:

    ها ها ها ها…بنده هم صمیمانه ترین تبریکات خودمو بدین وسیله به جامعه ی بشری عرض می کنم…اما بنا بر اخبار واصله کم کم باید دوستان به فکر روز مبارزه با خشونت علیه مردان هم باشند…
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب گیر: قربان شما نارسیس جان.
    راستش رو بخوای دوستان خیلی وقته( یعنی از بدو پیدایش حضرت آدم!) که به فکر روز مبارزه با خشونت علیه مردان هستند، اما فکر نمی‌کنم تا قیامت و آخر دنیا هم، هیچ‌کدام از دوستان جرئت بیان کردن این فکر رو داشته باشه!!!

  29. حکمت گفته:

    به شدت با آقای پدر بزرگ مرحوم موافقم ، نور به قبرشان ببارد به صورت کاملاً فراوان و غیر ارادی .

    اما واقعاً داشتن زن باهوش نعمت عظیم الجثه ای است که خداوند نسیب دوستان خودشم به زور می کنه . تو این هاگیر واگیر و بگیر بگیر ، تشخیص دوست و دشمن واسه خود خدام سخته :D دیگه می مونه با شانست دیگه .ایشالله یه روزی بیاد که زن ایرانیم از تو قابلمه و قوری در بیاد .
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: نهههههههههههههههههههههههه!!! زن باهوش اصلن خوب نیست حکمت جان!!! به نظر من زن باهوش نعمت وحشتناکی است که خداوند فقط نصیب دشمنانش می‌کند و لاغیر!!! زن باهوش را که نمی‌شود دودره کرد!!!
    البته من این رو واسه خودت گفتم، وگرنه من که شوهر دارم! :)

  30. naani گفته:

    هفتهی بسیج بر شبگیر دلاور شیر مرد دشتستان رئیس جمهور منتخب وبلاگستان مبارک باداااااا.بادا بادا مبارک بادا هفته ی بسیج مبارکبادا.به اضافه ی اینکه اولین ماه تولدت هم مبارک.راستی مرحوم پدر بزرگت چند تا زن داشت.مطمئنم که به پای پدر بزرگ من نمی رسه…..هاهاها
    ________________________________________
    شب‌گیر: می‌گم نانی جان، می‌خوای بیام وسط و یه قری هم بدهم!!؟ :)
    ببین دوستانه بهت توصیه می‌کنم که وارد این رقابت نشوی! هر دو پدربزرگ من صاحب رکورد هستند. من در پاسخ یکی از دوستان هم توضیح دادم که وقتی پدربزرگم (پدر پدرم) فوت کرده بود، آنقدر زن روی جنازه‌اش ریخته بودند و حاجی حاجی می‌کردند که دیگه مجالی برای عزاداری ما نمانده بود و ما با وجود ناراحتی و اندوه از دست دادنش،فقط می‌خندیدیم!

  31. گلابتون گفته:

    سلام . ببخشید این وبلاگ هم از شماس یا نوشته شما رو کپی کرده !!!!
    http://www.chocolateboss.blogspot.com/
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام گلابتون عزیز و مهربان
    نه، وبلاگ من نیست، ولی خیلی برایم جالب بود.به خصوص که اون قسمت “کامنتدونی این پست بسته است” را حذف نکرده بود!!!
    مرسی از اطلاع رسانی‌ات و بنده را شرمنده کردید اساسی.

  32. ترگل گفته:

    البته اینکه مردها هم یه روزی به این اسم ندارن خودش یه ستمه عین همین مسابقه ی پرشین بلاگ که فقط برای خانوما بود و صدای وبلاگ نویسای مذکر رو دراورد…
    یکی از دوستام تعریف می کرد که زن داییش، داییشو میزنه حتی وقتی تو یه مهمونی داییش به حرف زنش گوش نمیده زنش جلوی بقیه با تهدید بهش میگه پاشم پاشم؟
    درمورد خشونت علیه زنان اینجور خشونتا بیشتر تو کشورای جهان سومی دیده میشه چون زن ها رو فقط ابزاری برای رفع نیازهای خودشون می بینن برای زن ها هم حقی در نظر گرفته نمیشه و زن مجبوره برای اینکه یه تکیه گاهی داشته باشه و تنها نمونه مطیع دستورات مردا باشه
    ولی خب به قول خودتون هستن خانوم هایی که گرگ بیرونن و بره ی منزل…
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: البته مسابقه‌ی پرشین‌بلاگ که خیلی باحال بود، من و داش سهیل رو به عنوان “بانوان برتر وبلاگ‌نویس” انتخاب کرده بودند!!!
    خشونت در هر نوعش، پذیرفته نیست و ربطی هم به زن و مرد بودن ندارد ترگل جان.
    متاسفانه در مملکت ما و فرهنگ جامعه‌ی ما، بعضی‌ها با توجیهاتی از قبیل این که گوشت زن شما مال خودتان است و استخوانشان مال خودشان، مجوز آسیب‌های جسمی را صادر می‌کنند.
    منظور اصلی من از اون سوال آخر بیشتر این بود که آیا پدربزرگم حاضر بود زنی مثل خودش را تحمل کند یا در حقیقت آنچه را که برای خودش می‌پسندید، برای دیگران هم می‌پسندید یا خیر؟

  33. مِستر افشین گفته:

    خیلی خوشم اومد از این پستت شبگیر عزیز

    دمت گرم مهرداد جان

    میگم بیا یه جنبش مردان راه بندازیم و شما هم بشو رهبرش ..
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: بی‌خیال رفیق! با من این کار رو نکن و بی‌خودی من رو با این جماعت لطیف نسوان در نینداز!!!
    الکی هم شاخ توی جیب من نذار!من خودم این‌کاره‌ام افشین جان و از صبح تا شب دارم شاخ توی جیب مردم می‌گذارم!!!

  34. مازیار گفته:

    سلام
    یادمه بابابزرگ یکی از دوستام میگفت اگه دیدی زنت واست قیافه میگیره شب برو یه جهنم دره ای شب دیر بیا مثلا ساعت ۲-۳ برو رو تخت پشتت رو بکن به زنت بگیر بخواب که یعنی من رفته بودم عشق و حال و از این ضحبتا بعد کع ازدواج کردم دیدم راه حل کاری و مثریه ولی به درد زنای اون دور و زمونه میخوره نه الان
    خوش باشی
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام مازیار جان
    دوره زمونه عوض شده و الان اصلن یه همچین مردی رو توی خونه راه نمی‌دهند!!!
    اما من سخت معتقدم که زن‌و‌شوهر، هر تنشی که داشته باشند و در هر وضعیتی که باشند، شب باید کنار هم بخوابند و البته به هم پشت هم نکنند!.این یک اصل جدی و اساسی در زندگی مشترک است.

  35. سیاق گفته:

    اونوقت وقتی خانم پدربزرگتون (مادر بزرگتون از ماوقع کطلع شدند چه حرکتی کردند یا چه حالی شدند؟آیا واسه همسرشون گریه هم کردند؟؟؟
    تو این دوره زمونه زن و مرد هردو باید گرگ بیرون از خونه و بره ی بیرون از خونه باشند.بد دوره ای شده برادر….
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: ما ایرانی‌ها که کلن مرده‌پرست هستیم!!!
    اما گذشته از شوخی، من نگفتم که پدربزرگم کلن آدم بدی بوده، حتمن یه نکات مثبتی هم داشته که به واسطه‌ی آن نکات، بیش از سی سال با مادربزرگم زندگی کرده.

  36. مهدی نامور گفته:

    حق همیشه با خانم هاست، رعایت بفرمایید حق و حقوقشان را! چرا؟ چون بنده می فرمایم(!) جنابان عنایت بفرمایید که کل اوضاع و احوال این کشور در دست زنانست و برای شهادت این موضوع به گواه ۴ سال گذشته که همین خانم جوادی با اهمال و سست نظری هایش، چهارسال تمام ما را در خاک و خل دفن نمود! استناد می کنم. زیاده عرضی نیست جز…تو خود قاضی حکایت ها باش.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: دمت گرم برادر! ای کاش دوستانی مانند سینیور هویج، تو را به عنوان الگوی زندگی خودشان انتخاب می‌کردند!!!

  37. وارش گفته:

    احسنت به پدر بزرگت !! خدا رحمتش کنه
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: قربان شما و خدا رفتگان شما را هم رحمت کند.
    راستی دوست خوب من، من به اشتباه یکی از کامنت‌های تو رو پاک کردم و صمیمانه از این بابت پوزش می‌طلبم. حلالمون کن آبجی!

  38. فاطمه گفته:

    شبگیرجان سلام.
    اول ممنونم که دفعه ی قبل به وبلاگم سر زدی.یه جورایی انتظارشو نداشتم چون معمولا” وبلاگهایی که طرفدار زیاد دارند فقط به دور و بری هاشون نگاه میکنند و بقیه هم فرت میشند.
    در مورد مطلب هم به امید بهبودی افکار در جهت استفاده از مذاکرات در دعواها و عدم خشونت مردان علیه زنان.
    بای بای
    ____________________________________________
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست فاطمه جان
    خواهش می‌کنم دوست خوب من.
    من به وبلاگ اکثر دوستان سر می‌زنم، اما بحث کامنت‌گذاشتن یه چیز دیگه‌ست، به خصوص با سیستم بلاگفا که رسمن آدم رو شکنجه می‌ده برای فرستادن کامنت.همچین که بیش از سه چهار دقیقه معطل بشه، باید صفحه رو رفرش کرد و دعا کرد که بازی در نیاره.
    من همه ی اهالی وبلاگستان را در زمره‌ی دوربری‌ها محسوب می‌کنم فاطمه جان.
    من هم امیدوارم که به زودی روزی فرا برسه که شاهد خشونت علیه هیچ‌کسی، به خصوص خانم‌ها نباشیم.
    خداحافظ و سلام برسونید!!! :)

  39. نغمه گفته:

    ای جان!!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: جانم!!؟ جان!!؟ آهان!!!

  40. خانم گفته:

    مطمئنا اون زن از سر انتقام جویی اون کار را تکرار می کرده ون چیز دیگه.

    نکته ای که قبل از هر چیز توجه منو به خودش جلب می کنه اینه که تازگی ها زود زود آپ می کنیییییی !
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: بله خانم عزیز، قطعن همینطور بوده و من قبلش توضیح دادم که آقای همسر، خانمش را رنجانده بوده.
    من واقعن نمی‌دونم که این خوبه یا بد!!؟ اگر آپ نکنم، دوستان می‌فرمایند چرا تنبلی می‌کنی؟ اگر آپ کنم، شما اینجوری می‌فرمائید!!! البته من خودم هم طرفدار شما هستم! :)

  41. Khatoon گفته:

    خیلی جالب راجع به یک موضوع جدی با طنز نوشتی خوشمان آمد شبگیر جان. در ضمن از این مسئله گرگ و بره حالم بهم میخوره چه خانوم باشه چه آقا. یکی از اون گرگها مذکر ( به عنوان دوست مرد) گیر من افتاده بود که دیشب کلی حالش را گرفتم ولی باور کن از خودم بدم امد چون برای حالگیری اون مجبور شدم اصول خودم را زیر پا بگذارم. ولی عجب کیفی کردم که عیشش را خراب کردم اونم تلفنی فکر کنم تا مدت ها یادش بمونه تا با کسی دیگه این طور رفتار نکنه. راستی یک سوال.
    چی میشه که مردها خیانت میکنن ( البته قصد توهین به آقایون خوب و عزیزو ندارم منظورم اون گرگا هستند) مثلا در مورد این نادوست من، بعد از هشت نه ماه فهمیدم که طرف به یک نفر نمیتونه قناعت کنه و باید در عین حال با چند نفر باشه تازه طوری هم رفتار میکنه انگار همه چیز عادی و طبیعیه، مثلا این آقا با سواد یاد گرفته که بگه طرفدار polygamy است. حتا یاد آوریش هم حالم را به هم میزنه.
    ____________________________________________
    شب‌گیر: ببین خاتون جان، اساس میل به ارتباط جنسی در مورد خانم‌ها و آقایان متفاوت است. خانم‌ها بر اساس “اشتیاق جنسی” به دنبال این رابطه هستند و آقایون بر مبنای “هیجان جنسی” ، شاید همین قضیه باعث می‌شه که خانم‌ها ذاتن میل کمتری به پلی‌گامی داشته باشند. یعنی اگر بخواهم ساده‌تر بگویم:
    خیانت نکردن برای یک مرد،به مراتب مشکل‌تر از خیانت نکردن برای یک خانم است. عواملی که باعث تحریک مردها می‌شود به مراتب بیشتر از عوامل خانم‌ها است و به زبان خیلی ساده‌تر:
    یه مرد خیلی راحت با دیدن عکس ساق پای یک خانم هم ممکنه تحریک بشه،بدون اینکه نیازی داشته باشد که احساسات عاطفی‌اش برانگیخته بشه.
    اما یک خانم، برای تحریک شدن، معمولن قبل از هر چیز، نیاز به برانگیخته شدن عواطف و احساسات عاطفی‌اش دارد.
    اما در کل معتقدم که روان انسانی، میل به یکی شدن دارد. من فکر می‌کنم یک مرد کامل، کسی است که بتواند تمام هیجانش را در یک نفر و یک رابطه خلاصه کند.
    با عرض پوزش، من فکر می‌کنم اون آقا، فرد حقیری است که با این رفتار سعی دارد حقارتش را پنهان کند.
    البته من روانشناس نیستم و شاید بهتر باشه این‌ها را از سهیل جان بپرسید.

  42. کوثر گفته:

    سلام…
    چی بگم والا!…
    راستی…
    اینکه وبلاگم برای آی پی استون فیلتره اتفاق خطرناکیه؟
    بابای من وقت نکرده بیاد وبتون رو بخونه!اما شما بخونید…کلی نازشو کشیدیم تا وبلاگ بنویسه!اینم آدرسش:
    http://www.berlin-bonab.persianblog.ir
    _______________________________________________
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست کوثر جان
    خطرناک که نه، اما فیلتر شدن چیز خوبی نیست و اگر برای کس دیگه‌ای هم این اتفاق افتاد و نتوانست وبلاگت رو باز کنه، باید یه فکری بکنی. در این رابطه خانم ویولت خیلی بیشتر از من می‌تونه کمکت کنه.
    اما من وبلاگ پدرتون رو خوندم و کلی هم حال کردم. واقعن بهت تبریک می‌گویم و قدر پدرت را بدان.

  43. نفس گفته:

    سلام عیدتون مبارک
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام نفس جان و عید شما هم مبارک دوست خوب و گل من.

  44. نهال گفته:

    نه دیگه نباید از جنیفر و همکارانش حرفی به میان بیاد
    چرا
    چون خانم ها سریع از نیت پلید اقایون با خبر میشن

    ما خانم ها همیشه اینقدر کم توقع ایم

    یه چیز دیگه اینکه تو خیلی از زندگی ها و حتی روابط و مناسبات متاسفانه یا باید ظالم باشی یا مظلوم
    کاش کلمه ای به مفهوم تعادل انصاف و انسانیت وجود داشت
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: یعنی می‌فرمائید که خانم‌ها، همین‌جوری هم از نیت پلید آقایون باخبر نیستند!!؟ :) :) :)
    با عرض پوزش،اتفاقن به نظر من دور از جون شما، همین کم‌توقع‌ها خیلی خطرناک‌تر هستند!!! آدم اول گول کم‌توقعی‌شان را می‌خورد و بعد وقتی به خودش می‌آید، می‌بیند که خیلی توقع‌شان، خیلی هم از پرتوقع‌ها بیشتر است! به خدا من تجربه دارم نهال جان و الکی یه حرفی رو نمی‌زنم!
    با حرف آخرت صد در صد مخالفم. مگه دنیا، صحنه‌ی کربلا است!!؟ این تقسیم بندی و این فکر اساسن اشتباه است دوست خوب من. انصاف و انسانیت هم وجود دارد، فقط باید یاد بگیریم چطور به این دو دست پیدا کنیم.

  45. مهربان گفته:

    شبگیر جان با توجه به نظرات و جواب هایی که به کامنت ها دادی من کشف کردم…
    (راستش من کلا همیشه نابغه بودم و زود کشف می کنم اما نمی دانم چرا هیچ کس نبوغم را نمی بینه….)
    آها داشتم می گفتم مهرداد جان من کشف کردم ، و فهمیدم قرار بوده با این پست مخ بزنی…(ممنون ، می دانم باهوشم …)
    آخه دکتر سهیل هم پستی را گذاشته بودن که دنبال یک دافی زیبا می گردند و از این حرفها اما این طور که بر می آمد نتیجه خاصی در بر نداشت…
    حالا نه که شما هم به خاطر آن فندک زیپو زیر دین دکتر بودی دیگه تقبل کردی ۲ تا ماه رویٍ خوش سیرت پیدا کنی…
    این شد که این پست را نوشتی و بسیار خود را حامی حقوق بانوان نشان دادی…
    اما چیزی که هنوز نفهمیدم ، این که قرعه به نام کدام ۲ نفر افتاد …؟!!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: مهربان جان، من جدن از شما عذر می‌خواهم!!!
    من یادم رفت که درپاسخ کامنت قبلی، صفت نبوغ را هم به فروتنی و تواضع مفرط تو اضافه کنم!
    این باهوشی تو، رسمن من رو کشته به مولا!!!

  46. soha گفته:

    سلام عموشبگیر.خیلی باحالیا
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست سها‌ی عزیز
    تو هم خیلی گلی عموجان!.

  47. تکتم گفته:

    مردان ستم کشیده !!!! عنوان پستت منو یاد یه خاطره نه چندان جالب انداخت . دوران تحصیلم یه دوره ۲ هفته ای باید میرفتیم پزشکی فانونی اولش خوب خیلی هیجان داشتم که ببینم این پزشکی قانونی که میگن چه جور جاییه و چه جور آدمهایی اونجا رفت و آمد دارن ولی بعد از ۳ / ۴ روز مثل …. پشیمون شدم از رفتنم هر روز داغون بودم وقتی بر میگشتم از مسایلی که اونجا میدیدم و خوب بالطبع اغلب مراجعین هم خانمها بودن از دختر ۱۰ ساله که مورد تجاوز پدرش قرار گرفته بود بگیر تا خانمهایی که مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودن توسط شوهرانشون و دخترهای خیابونی که مورد آزار و اذیت جماعت مرد بودن و خوب اینها به دو دلیل خیلی داغونم کرده بود یکی اینکه من کلآ آدم حساسی هستم بخصوص توی اون سن وسال و دیگه اینکه توی خونه ما تا حدودی زن سالاری به راه بود و خوب دیدن این چیزها برای من تا حدودی عجیب و بار نکردنی بود خلاصه اون ۲ هفته به اندازه ۲ ماه به من گذشت ولی اتفاقی که روز آخر افتاد خیلی برام جالب بود و البته اون موقع با اون شرایط خیلی هم از دیدنش خوشحال شدیم من و دوستانم ! اونم دیدن آقایی بود که از خانمش تا سر حد مرگ کتک خورده بود !! ظاهرآ خانم این آقا در طول مدت دیسمینوره اش ( دوران قبل از پریود ) آنچنان عصبی و پرخاشگر میشده که هر ماه این بساط به راه بوده و هر چند وقت یک بار پای آقا رو به پزشکی قانونی باز میکرده هر چند الان که یادم میآد دلم برای اون آقاهه میسوزه که چطور مورد تمسخر دیگران قرار گرفته بود ولی راستشو بخوای اون روز اصلآ براش ناراحت نبودم !
    __________________________________________
    شب‌گیر:خب این مدلش هم خوب نیست تکتم جان. زندگی مشترک که رینگ بوکس نیست، هست؟ خشونت در هر حالتی پسندیده و قابل قبول نیست.
    ضمنن شما الان یه جورایی هم وسط دعوا نرخ تعیین کردی تکتم جان! نه!!؟ “زن سالاری” و “کتک خوردن مردها” و غیره را عرض می‌کنم.
    ببین خانم دکتر، شما الان دم‌بخت حساب می‌شی، نگو این حرف‌ها رو!!! یه وقت دیدی یکی از خواستگاران محترمتان اتفاقی از اینجا رد شد‌ها!!!
    خیلی مخلصیم.

  48. مورچه گفته:

    سلام شبگیر جان.
    از نگاه طنز قسمت اول نوشته ات خوب بود و با وجودی که باهاش هم عقیده نبودم اما نیشم تا بنا گوش باز شده بود. لازمه که در ادامه ی اون بحث اینو بگم که برادر جان ! اون مردای قدیم بودن که ممکن بود زنی با حیله و نیرنگ های مخصوص به خودش بتونه شکنجه ش کنه وبچزوندش نه مردای حالا که ماشالله از بس شصت تا شصت تا دوس دختر و معشوقه و…دارن که دیگه دس همه ی زنها براشون رو شده و حتی بهتر از خود زنها اونهارو میشناسن! میگی مثلا؟؟ میگم جناب آقای شبگیر!

    قسمت دوم نوشته تون هم که هیچ. یعنی دس سازمان ملل درد نکنه ها اما سازمان ملل به ما چه؟! اینجا شهر بی کلانتره خدارو شکر و نیازی به این قرتی بازیها نداره!! اصلا ما حالمون بهم میخوره از مجمع عمومی سازمان ملل! میگن نه از ا.ن بپرسین.

    و اما خدا رحمت کنه پدر بزرگت رو .من که شما رو نمی شناسم چه رسد به پدر بزرگتون ولی تا اینجا که فهمیدم مرد عاقل و زرنگی هستین و اینم هنر خودت ندون! ارث پدر بزرگ باحالتونه که با یه موتاسیون تبدیل شده به شما که دیگه اصلا سرت زیر بار زن گرفتن از بیخ نرفته که نرفته که حالا بخوای گرگ وبره و این حرفا بشی….از هفت دولت آزادی… امیدوارم قدر بدونی….
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام مورچه‌خانم عزیز
    صبر کن! صبر کن! این هوچی‌بازی چیه راه انداختی!!؟ من کی گفتم “مثلا”؟؟؟ اولن که من هیچ وقت نمی‌گم “مثلا”! من معمولن می‌گم: “مثلن”!!!
    دومن، مگه من سوپرمن هستم؟ این فرافکنی‌ها چیه می‌کنی خواهر من؟ شصت‌تا دوست‌دختر کجا بود مورچه جان؟ اصلن شما بگو شش‌تا! توی این دوره زمونه کمتر مردی توان این رو داره که با شش زن در آن واحد رابطه داشته باشه و اگر احیانن چنین مردی پیدا بشه، بهش می‌گویند قهرمان و فوری به عنوان فرمانده‌ی نیروی انتظامی منصوبش می‌کنند!!! (سردار زارعی رو که یادت نرفته!!؟)
    مرد هم مردهای قدیم!!! اون موقع همه اعصاب داشتند و دلشون خوش بود، تازه موبایل و گوگل‌ارت هم نبود!!!

  49. نسرین گفته:

    سلام آقا شبگیر . آقا شبگیر من اون ور از شما نوشتم . شرمنده اگه جسارت شده ها . اگه میشه این بازی رو باید انجام بدید رومون به دیفال ( آیکن یک دختر لپ سرخیه گل گلی)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام گودزیلا خاتون! شما خیلی لطف کردید و به زودی از شرمندگی‌ات در می‌آیم اساسی!!!
    پ.ن: بی‌خیال نسرین‌خاتون! اینجور ایکون‌ها اصلن بهت نمیاد!!!

  50. یاسمین گفته:

    سلام!
    :) کلی خندیدیم و صفا کردیم ( گویا چند نفر شدم به علت خندیدن زیاد!!!)
    ولی نمی دونم چرا آقایون مثل دزدگیر عمل می کنن نسبت به این جماعت مظلوم و معصوم جامعه و دائم به هر مناسبتی در یک جبهه ای ظاهر میشن! خدا روح پدر بزرگتون رو هم شاد کنه! ایشون فلواقع زنان رو خوب می شناختن!!!:)
    اما عجب لینکدونی مفرحی دارید کلی باعث سرگرمی می شه و از خوندش آدم لذت می بره در ضمن با دیگران هم بهتر آشنا می شه و آشنایان رو هم از دید شما می بینه!
    توهم برم داشته بود منم تو لینکدونیتون جایی دارم و از طرف شما داشتم فکر می کردم وبم رو چه جوری می شه توصیف کرد!:)

    راستی چرا از شکلک فقط شما می تونید اسفاده کنید و برای اسفاده ما وجود نداره!!؟
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست یاسمین خانم
    خوشحالم که خوش‌تون اومده…
    من برای لینک کردن یک وبلاگ، باید بتونم یک دید درست و صحیح نسبت به نویسنده‌ و مطالب اون وبلاگ پیدا کنم و این اتفاق هنوز در مورد وبلاگ تو نیفتاده.
    اما نهایتن چشم و به روی چشم.

  51. حکمت گفته:

    من هر چی دنبال نظر دیشبم می گردم نیست :) ) اما مهم نیست ، مهم نیت است که خیر بود الحمدلله.

    برای آشنایی که دیر نیست برادر . نیاز به دبدبه و کب کبه و پست زدن و تلگراف هم نیست . همینجوری طبق روال گاماس گاماس با هم آشنا می شویم . به مرور روی شوخیمان به هم باز می شود و کم کم کامنت های ما غیب نمی شود و مخلص کلام زندگی شیرین . از زیارت شما خوشنود شدم ، به عنوان اولین فرد کنجکاو در هویت بنده دستت رو می فشارم . بده من …
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: اول پیاله و بدمستی حکمت‌جان!!؟
    “کامنت” که رای نیست بشه بالا کشید و حروم و حلالش کرد!!!
    اما کلن بنده رو عفو بفرمائید که تائید کامنت‌تون یه خرده طول کشید.
    بنده هم از زیارت شما خوشنود شدم.
    بیا…

  52. عادل گفته:

    سلام شبگیر عزیز! دور از جون تمام خانمها که به اندازه خواهرهای نداشته ام برایشان احترام قائلم و دور از جون همسر خودم، اگر روزی پدربزرگتان را دیدید بپرسید در مورد زنانی که خارج از خانه بره‌اند و در خانه گرگ!!! من نمی دانم چرا برخی از خانمهایی که در اطرافیان هم کم نیستند از همسرشان هراسی به دل راه نمی دهند اما از مغازه دار و همسایه و فامیل و مدیر و همکار و خیلی های دیگر حسابی حساب می برند و دم نمی زنند که چگونه حق و حقوقشان به یغما می رود! گویا تنها ظالم دنیا شوهر است و اینها نباید مظلوم او واقع شوند که ظالم همان مظلوم است؛ اما این جمله زیبا را در خارج از خانه فراموش می کنند! البته بماند که آقایان با این صفت نیز کم نیستند!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام عادل جان
    ببین رفیق، جامعه‌ی ما الان در مرحله‌ی گذر قرار داره و از ویژگی‌های این مرحله‌ی گذر، همینه که آدم‌ها هیچوقت در جایگاه خودشان نیستند. به خصوص ما ایرانی‌ها که معمولن یا از این طرف بام می‌افتیم یا از اون طرف و به قول خودت، خانم و آقا هم نداره.
    بذار یه چیز جالب برات تعریف کنم:
    یکی از دوست‌های من با خانمش دعوا کرده بود و در نهایت کارشون به زدوخورد رسیده بود…
    چک اول رو این دوست ما زده بود اما خانمش هم حسابی از خجالتش در اومده بود و سر و صورت این رفیق ما رو زخم و زیلی کرده بود.البته زخم و زیلی که چه عرض کنم!!؟ من یه چیزی می‌گم، تو یه چیزی می‌شنوی! جای سالم روی صورت این رفیق من نمونده بود!
    طبق معمول، بنده واسطه‌ی آشتی این دو نفر شدم، اما در تمام طول جلسه ی آشتی‌کنان، خانمه پایش را کرده بود توی یک کفش و می‌گفت من طلاق می‌خوام…
    بلاخره من در یک فرصت مناسب، از خانمه پرسیدم که چرا طلاق می‌خوای؟
    ایشون فرمودند:از قیافه‌اش بدم میاد، نگاش کن! همه‌ی صورتش زخم‌و زیلی است!!! :)

  53. ژول گفته:

    سلام
    اول تشکر کنم ازت به این دلیل:امروز صبح اصلا اعصاب نداشتم و کلا داشتم حرص میخوردم از هرچیزی که فک کنی ولی با خوندن پستت اخم هام باز شد.خوب همیشه از خوندن پستهات لذت میبرم و میخندم ولی الان مثل یک آرام بخش بود برام.دستت درد نکنه[گل به همراه لاو فراوان]
    یعنی این جامعه مردسالار مثل این میمونه که دارن روت خاک میریزن!گاهی تل خاک انقدر سنگین میشه و بهت فشار میاره که حس میکنی داری له میشی شاید هم همون زیر دفن بشی.شاید من به شخصه از نظر خانوادگی تحت این فشار نباشم ولی نمیشه تو چنین جامعه ای زندگی کرد و از این قانون کلی مبری بود.
    آرزو میکنم زمانی عامه مردم ایران هم از شعور و فرهنگ برخوردار بشن به همراه ثروت!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام خانم مهندس
    خواهش می‌کنم و خوشحالم که خوشت آمده است.
    من هم آرزو می‌کنم که فرهنگ این جامعه به زودی آنچنان تغییر کنه که دیگر کسی به زن به چشم یک وسیله نگاه نکند و البته برعکس!!! :)

  54. فنچ بانو گفته:

    ا ی بابا برادر شبگیر شما چقدر زود رنگ عوض میکنی از گذاشتن این پست تا جواب دادن به کامنت من شما از نظریه گرگ و بره به نظریه خریت رسیدی ……
    به میمنت و مبارکی و دل خوش…. انشاالله!
    احیاناً احتمالاً تو این فاصله اتفاق خاصی افتاده که شما دچار این موتاسیون شدی آیا؟
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: ببین فنچ‌بانوی عزیز، اون نظریه در حقیقت همان نظریه‌ی خریت است اما دور از جون شما، عوام بهش می‌گویند: گرگ و بره!!!
    به سلامتی و شادی و دل‌خوش و بچه‌های زیاد انشاالله!!! (لطفن ترتیب را رعایت بفرمائید بانو!)
    اتفاق که زیاد افتاده، اما آیا شما اتفاق خاصی مد نظرتون است احیانن آیا کلن!!؟ :)
    پ.ن: این تنوین‌های تو برای من دیگه داره رسمن میشه همون ماجرای گلدان، زیر‌گلدانی و کیس کامپیوتر!!!

  55. نگارش گفته:

    می دانید، من مدتی در مورد خشونت علیه زنان و برابری جنسیتی کار کردم. بتدریج متوجه شدم که هر فردی (چه زن و چه مرد) باید این را از زندگی خودش شروع کند و به آن عمل کند..
    خانمهایی هستند که به ظاهر ادعای استقلال و برابری دارند اما در زندگی شخصی خود حتی اجازه ابراز عقیده هم ندارند.
    و آقایانی که به ظاهر دم از حقوق زنان می زنند و در باطن کوچکترین ارزشی برای خانمها قائل نیستند.

    از طرف دیگر به این نتیجه رسیده ام که وقتی در مورد موضوعی حساسیت به خرج می دهیم و برایمان پررنگ می شود، انگار قبول داریم که تفاوتی هست. و این نقطه ی تخریب است. کما اینکه زندگی مشترک خیلی از جوانها به خاطر بحث بر سر مسئله ای خارج از حوزه زندگیشون به بن بست رسیده. با اینکه خودشون هیچ مشکلی نداشتند و اساسا به زن و مرد تقسیمش نکرده بودند..

    خوش حالم که یادی از این واقعه کردید و امیدوارم ارزش وجودی انسانها فراموش هیچ کسی نشود :)
    _______________________________________________________
    شب‌گیر: دقیقن درست گفتی و خیلی با حرف‌هایت موافقم نگارش جان
    ساختن یک جامعه‌ی ایده‌آل و مناسب، از ساختن تک تک افراد شروع می‌شود.
    من هم امیدوارم که روزی مردم این مملکت، قبل از هرچیز یاد بگیرند آنچه را که برای خود نمی‌پسندند، برای دیگران هم نپسندند و البته بعد از آن درصدد این باشند که کلن چیزهای خوب را بپسندند!!! :)

  56. رویا گفته:

    سلام شبگیر عزیز.واقعا از این همه ظلمی که به قشر مظلوم و ستم کشیده مرد میشه متاثر شدم. کاش راهی برای احقاق حقوق حقه شما پیدا می شد!!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب گیر: سلام از بنده‌ست رویا‌ی عزیز
    ای بابا، من که طرف شما خانم‌ها هستم رویا جان!!! :)

  57. حمیده گفته:

    خب حالا فهمیدیم شب گیر به پدربزرگش رفته,(چند وقت می خواستم بدون این همه استعداددر دختر کشی (کاف با ضمه) را از کجا ارث بردید)
    تا خاک اون بنده خدا باشد بقای عمر شما باشد.
    اونی که گلدون رو کیس میذاره پس بچه نداره …راههای بهتری وجود داره.خواستی بطور رایگان مشاوره میدم.
    بالاخره ما توی این راه مو سفید کردیم.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: نه حمیده بانو، بنده اصلن هم نوه‌ی خلفی برای آن خدابیامرزگان نبوده‌ام! شرمنده‌ام و من رو ببخشید!!!
    اوه اوه اوه!!! خدا به داد اون مردی برسه که بخواهد با تو در بیفتد!!! :)

  58. احسان گفته:

    سلام
    دقیقا زدی تو خال
    اینقدر یه کاری رو تکرار میکنن تا واست بشه ازار
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست احسان جان
    رفیق! تو هم!!؟
    پس به خاطر همینه که اینقدر حرف من رو راحت گرفتی! به جان خودم این خانم‌ها اینقدر متین و شایسته این کار را انجام می‌دهند که آدم به سلامت اعصاب خودش شک می‌کنه!

  59. الی گفته:

    دم پدربزرگتان به شدت گرم
    حالا ببینم خود تو چقدر به این مرحوم شباهت داری
    انشاا هرچی خاک اونه عمر شما باشه اما نکن آقا نکن این کارا رو آخر عاقبت خوبی نداره عزیز جان
    راستی هفتتون مبارک بسیجی دلاور
    واقعا ممنون از ایمیل های خوبتون
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: من یه مقدار قدم به ایشان شباهت دارد و رنگ دندان‌هایم!
    کدوم کار آبجی!!؟ چرا حرف درمیاری!!؟ این فرافکنی‌ها یعنی چی!!؟
    نه با اون حرف درآوردنت و نه به این تبریکت!!! کدوم رو باور کنم، قسم خروست را یا….!!! :)
    خواهش می‌کنم و در حقیقت من باید از تو تشکر کنم، دیروز کلی خندیدم و روزم را ساختی دخترجان!پیر بشی الهی!

  60. مهمان گفته:

    سلام و احوالپرسی و بعد
    آدم دلش کباب میشه واسه مردان ستم کشیده!! فک کن!!!(این یه علامت تعجب بیشتر داره ها) متن در خصوص خشونت علیه زنان است ولی عنوان مردان ستم کشیده است. آخی!!!!. ملت معلوم شد کدومشون ستم کشیده اند

    ندا از آسمان رسید به مومنی که یک آرزویت بگو برآورده کنیم و او گفت عرض اقیانوس آرام را جاده بکشید. ندا آمد کاری بس دشوار است مصالح زیاد میخواهد کارگر لازم است و… آرزویی دیگر بکن. گفت قدرت شناخت زن ها را میخواهم ندا رسید جاده ای که خواستی دو باند باشد یا چهار باند؟

    آقا ما یه سوزن به خودمون می زنیم یه جوالدوز به مردم.(خنده)

    من هم با پدر بزرگتون موافقم. زنی خوب_ که مردانه بجنگد. ضعف و خصوصن گریه تهوع آور_. از هوشش هم به نحو احسن استفاده کنه(چشمک).
    با نوشته های پر بارتون موفق باشید. مرسی که این روز رو یادآوری کردید و امیدوارم روز به روز کمتر بشه تا جایی که از بین بره.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: من هم سلام و احوال‌پرسی و از همینا دیگه!
    منظور من از عنوان این پست، استفاده از افعال معکوس بود و لاغیر!!! ببین حالا می‌تونی یه کاری کنی و من رو با این جماعت نسوان دربیندازی!!!
    اصلن این حرف‌ها رو ولش کن! تو چرا با اسم خودت کامنت نمی‌ذاری!!؟ منظورت از این کار چیه!!؟ هان!!؟ (ایکون یک شب‌گیر فرافکن!!!)

  61. ژینوس گفته:

    یعنی اگر این بلا ی گلدون وکیس رو سر من می اومد یعنی یک اقا این کار رو میکرد دنباله ماجرا رو باید تو صفحه حوادث روز نامه میخوندید
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: شما نگران نباش ژینوس جان، این کار فقط از عهده‌ی خانم‌ها بر می آید و لاغیر!!!

  62. arezou گفته:

    aslan na salam na aleik
    agai mohtaram man ba shoma moshkeldaram
    :(
    asabani hatam
    dad mizanam
    polic emiram miaram
    deletetoon mikonam

    jigh mizanam
    faryaad mizanam
    na na na nemizanam
    chon jenab hamsar o dokhtar golak khaban

    agha zire pa ma be jai alaf
    derakht dar omad
    begoo nemikhai up koni khaterat ghebres
    chera badar khob melat sare kar mizari
    dige inja nemiam
    miram blog Mr golabi
    az laj shoma
    be ham eham migan naian ta khaterat ghebres upbeshe
    :d
    khobe
    khobe
    dad ama ba sedai aroom
    jenab hasar bidar beshe
    man khataerat ghebres ma ham ezafe mishe
    :D
    :d
    ma montazerimmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm
    agha montazer
    be chan dta zabon begam

    montazerrrrrrrrrrrrrrrrrr
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر:به به! سلام آبجی آرزو
    الووووو! الوووووووووو!!! الووووووووووووو!
    صدایت مفهوم نیست آرزو جان، فکر می‌کنم باید بلندتر حرف بزنی!!! :)
    چشم و من مخلص شما و آقای همسر هم هستم. قول می‌دم به زودی پشت‌سر هم ادامه‌اش را بنویسم.قول قول قول.

  63. arezou گفته:

    yadam bashe in blog nazaram jenab hamsar bekhone
    shadidan bad amozi dare
    vala
    ina chie migi
    baba jan matlab nadari baradar aziz up nakon
    ia hamon khaterat ghbres bezar
    inha chie migi
    bad amoooz
    :d
    karat be koja keshid
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: ای بابا! من که از خانم‌ها طرفداری کردم به خدا!
    راستی چقدر شما دموکرات هستید آرزوجان!!! :)

  64. مهربان گفته:

    مهرداد ببین عزیز دلم ، برادرم ، چمیدونم هرچی دلت می خوادم …
    ببین من دلم می خواد یکی را خفه کنم ، قربان شکلت برم تو که این همه حامی حقوق بانوانی من هم یک بانو خوب.می شه بیای خفه اش کنی؟
    حالا خفه هم نشد هر جور که بیشتر راه دستت هست ادبش کن…
    خوب همه چیز که شعار نیست!باید آدم مرد عمل باشه .اگر اومدی خفش کردی که خوب هیچ ، در بست در خدمتتون هستیم…
    اگر هم که دیدم شعار دادی فقط ، لینکت را از شازده کوچولو به دکتر احمدی نژاد بر می گردانم…
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: شرمنده‌ام مهربان جان
    من قابلیت‌هایم در حد آب حوض کشی و جراحی مغز و اعصاب است، در اوقات فراغت هم پالایشگاه می‌سازم!!! فقط همین!!!

  65. SDF گفته:

    سلام
    به دو دلیل تشکر کنم …یکی اینکه بهم سر زدین :) دوم اینکه به یاد همچین روزی بودین! گرچه اولای پستتون داشتم خدای نکرده اعصاب خودمو خط خطی میکردم! :دی
    بعد یه چیز دیگه اینکه: مثل اینکه شما هنوز با خانمی که مردونه(جوانردانه)میجنگه نجنگیدین! که فرمودین :نهایت قضیه هم این است که خانمه، چهار تا فحش می‌ده و دوتا هم مشت به آدم می‌زنه! فحش که باد هوا است و مگه یه زن زورش چقدره؟ بذار دوتا مشت هم بزنه و خودش را خالی کنه
    :دی :) )
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست دوست خوب من
    در هر دو مورد خواهش می‌کنم و بنده فقط انجام وظیفه کردم.
    خب گناه من چیه!!؟ من فقط یک زن بوکسور می‌شناسم که اسمش لیلا است و تا حالا قسمت نشده خدمت‌شون برسم!. لیلا کلی دختر محمدعلی کلی!!!

  66. تـــــرانه گفته:

    مهرداد جان شما میخواستی با زبان بی زبانی به ما بفهمونی که کلا زن ذلیلین دیگه آره ؟! این خیلی خوبه .. اما اگه در عمل هم همین طور باشین ! چون معمولا مردها حرف و عملشون یکی نیست داداش ِ من !
    من معتقدم مردی که خیلی لی لی به لالای زنش میذاره حتما حتما اون پشت مشت ها یه کارهایی می کنه و با این کارش سعی داره کاور کنه تمام اون گند کاری هاشو..
    اصلا این دورو زمونه به چشم های خودت هم نمی تونی اعتماد کنی چه برسه به مرد گرگ نمای بیرون خونه و بره ی درون خونه !!
    من هم آقایی رو می شناسم که تا الان شاید چندین زن صیغه ای داشته و داره و در کمال پررویی جلو این و اون همچین با زن اصلیش لاس ( ببخشید چون کلمه ی مناسب دیگه ای به ذهنم نرسید !) می زنه که اگه کسی ندونه باورش میشه این مرتیکه واقعا از ته دلش این زن بدبخت رو دوست داره ! اصلا شما مردها رو جون به جون هم بکنن باز هم همینین که هستین استثنا ندارین که !
    ( چه دل پری داشتما ! قسمت تو بود که بیام اینجا و خالیش کنم ! :) )
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر:من نگفتم زن‌ذلیل هستم، من به خانم‌ها احترام می‌گذارم. البته یه دوستی داشتم که می‌گفت: همین چیزی که شما بهش می‌گین احترام، ما بهش می‌گیم ذلالت!!!
    جدن!!؟ آقاهه با خانم خودش لاس می‌زد!!؟ آیا اون آقا به خانم خودش نظر نداشت احیانن!!؟
    آخه این چه حرفیه که تو می‌زنی!!؟ “لاس زدن” به معنی “عشق‌بازی از طریق بوسیدن و لمس کردن” است. حالا به نظرت عیبی داره که اون آقا با خانم خودش لاس می‌زده!!؟ :) :) :)
    حالا تو چرا اینقدر عصبانی هستی اغنیه‌خاتون!!؟ یکی ندونه فکر می‌کنه تا حالا شش‌تا شوهر کردی و همه خیانتکار از آب در اومده‌اند!!!
    پ.ن: یه روز یه آقایی به اسم “آواز” پدر و مادرش را به قتل می‌رساند.
    آقاهه رو دستگیر می‌کنند و می‌برند دادگاه….
    قاضی ازش می‌پرسه: چرا پدر و مادرت را کشتی!!؟
    طرف میگه: آخه آقای قاضی، من بعد از بیست‌و‌چهار سال، تازه فهمیدم که پدر و مادرم با هم رابطه‌ی نامشروع داشتند!!! :) :) :)
    توضیح: هرگونه مشابهت فرد فوق با یکی از دوستان حاضر در همین جمع دونفره‌ی خودمان کاملن اتفاقی می‌باشد!!! :)

  67. sara گفته:

    فکر نمی کنی همه چی با نوازش و یه لبخند حل میشه.
    من که تو اوج ناراحتی و عصابانیت با یه نگاه نارنج مثل موم میشم و همه چی یادم میره.
    ولی وای به روزی که اون نگاه نباشه. اون وقت این پست شما کوچکترین کاریه که ممکن بکنم
    البته از این حرف ها بی عرضه ترم و معمولا اگه نگاه هم نباشه خودم یه جوری خودم رو خر می کنم و …
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: من فکر نمی‌کنم، من یقین دارم که نوازش، لبخند و مهربانی، قوی‌ترین سلاح یک انسان است.
    من هم کوچکترین کار یک خانم را نوشتم!!!
    اختیار دارید سارا جان و شما سالارید.

  68. نگین گفته:

    سلام شبگیر جان.
    در کل بعضی آقایون (فقط بعضی حدود ۹۸% که شامل شما نمیشود – اصلا و ابدا) خرهایی هستند در پوستین گرگ یا شیر.منو ببخشید ولی خب این نظر قطعیه منه.
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست نگین‌جان
    خواهش می‌کنم! اختیار دارید! تازه به نظر من آقایون خیلی پدرسوخته هم هستند(با پوزش از پدران عزیز!)!!! :)
    گذشته از شوخی، من فکر می‌کنم تعصب، یکی از آفت‌های بزرگ روابط انسانی است.

  69. ملیحه( آبجی ملیحه ) گفته:

    اونجوری که از شواهد پیداست دنیای امروز تبدیل شده به صحنه بزن در رو و صد البته بچاپ بچاپ . از سطوح بالای اجتماع بگیر تا ساده ترین و کوچکترین جامعه های بشری که همون خانواده باشه هر کس زرنگ تر باشه یا به اصطلاح زورش بیشتر باشه در ظاهر برنده است و بیشتر گیرش میاد و در نتیجه حرف اول و اخر رو اون میزنه اینکه زن باشی یا مرد دیگه زیاد فرقی نمیکنه . شاید به خاطر همینه که انقدر ناهنجاری های اجتماعی روز به روز داره بیشتر و بیشتر میشه . قدیما پدر و مادرا بیشتر نگران فرزند دخترشون بودن که مبادا اتفاقی براش بیفته . اما الان به همون اندازه نگران پسر بچه ها هم هستن به دلیل کمبود شدید امنیت اجتماعی .
    ببخشید خیلی پرت و پلا گفتم اما دلم پر بود .
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: خواهش می‌کنم ملیحه جان، اینجا متعلق به خودتونه.
    چه دل پری داشتی خواهر! می‌گم حالا که شروع کردی به دردودل، کاش یه مقداری هم راجع به مسائل اخیر کشور، نوسانات قیمت طلا و عدم صعود تیم‌ملی فوتبال به جام‌جهانی می‌گفتی!!!

  70. بهار مهرگان گفته:

    سلام . شخصیت زن داستانت خیلی پیچیده بود شبگیر !! من رسماً در کف این همه پیچ و تاب روح مانده ام !! از صمیم قلب با مرد داستان همدردی میکنم …
    ________________________________________________
    شب‌گیر: سلام بهار جان
    مگه زن غیر پیچیده هم داریم!!؟ (ایکون کوچه‌ی‌علی‌چپ!!!) :)

  71. رویا گفته:

    شما که سرورین و من به شخصه کلی خوشحالم که طرف ما هستین!
    این یه امتیاز بزرگه برای ماخانوما!
    سلام شبگیر عزیز!!
    _________________________________________
    شب‌گیر:
    !!!تسا هدنب زا مالس
    مشاب امش فرط هک تسا راختفا نم یارب،دیراد رایتخا.

  72. نانسی گفته:

    سلام………………………کلی بخاطر اینکه این قدر عزیزی و دوست داشتنی (منظور همون زن ذلیل بودنته ) ذوقیدم و خندیدم …اگه اینجا بودی پیشم …یه فسسسسسس کتکه حسابی می خوردی از من (اینم از شدت علاقس !!))

    خدا این ذوق نویسندگی رو ازتو نگیره مادر که هر وقت مینویسی کلی روحیه ما شاد میشه و می خندیدم ……خدا اون پدریزرگتو بیامرزه که یه مرد تمام عیاربود و بس……

    و خدا پدرت رو هم رحمت کنه که همچین پسر زن دوستی تحویل جامعه داده ……
    ای مادررررررررررررررررررررررررررررر جان ….چقدهههههههه دوعا کردم من !!!!:))))
    _____________________________________________
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست مامی زلزله
    شما چقدر مهربانانه ابراز علاقه می‌کنید مادر جان!!!
    تو لطف داری نانسی جان و خدا تو رو از مادری کم نکنه و سایه‌ان بر سر ما مستدام باشد انشاالله.
    پ.ن:مادرجان، این کامنت بود یا سفره‌ی حضرت ابوالفضل!!؟ :)

  73. تکتم گفته:

    ای قوربونتون برم الاهی ! این خاطره که بنده تعریف کردم مربوط به حداقل ۸ / ۹ سال قبله خوب اون زمان در اغلب منازل زن سالاری بود ! نبود ؟! بعدشم بنده عرض کردم اون زمان چون خیلی جوگیر شده بودم از دیدن اون جریان خوشحال شدم ولی بعدش خودم یک دادخواست از طرف اون آقاهه تنظیم کردم و اون خانم رو به سزای اعمالش رسوندم نافورم ! اصلا همین الان هر خواستگاری که قدم رنجه میکنه و به منزل ما میاد بنده اولین سوالم اینه ” اگه من زنت بشم وصله تنت بشم اگه دعوامون بشه منو با چی میزنی ؟! ”
    ولی گذشته از شوخی َشبگیر جان به عقیده من زن و شوهر قبل از اینکه همسر هم باشن باید صمیمی ترین دوست هم باشن که اگه اینطور باشه دیگه جای هیچ حرفی باقی نمیمونه
    ببخشید دو بار کامنت گذاشتم . اسم خواستگار که اومد از خود بی خود شدم !!!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: خدا بگم چی کارت نکنه تکتم جان!
    من همینجوری داشتم این کامنت رو می‌خوندم و می‌خندیدم…
    به اون قسمت آخرش که رسیدم، دیگه رسمن از روی صندلی افتادم پایین!!!
    خیلی کامنت بامزه‌ای بود و فقط ایکون یه دختر بچه‌ی تپل، با لپ‌های گل‌انداخته و قرمز شده، کم داشت!!!
    با اون قسمت جدی کامنتت هم شدیدن موافقم.

  74. پرند گفته:

    سلام مهندس.
    چه موضوع جالبی و چه دقت نظری.
    باهات موافقم تقریبا! به نظر من ذات آدما مهمه. وقتی یه نفر ذاتش مظلوم باشه وتربیتش جوری باشه که اهل اذیت کردن و لجبازی نباشه هر چقدرم بهش ظلم بشه ممکنه صبوری کنه و هیچی نگه! و برعکس یه آدم ذاتا روانی! ممکنه سر هیچ و پوچ جنجال راه بندازه.
    ___________________________________________
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست پرند جان
    باهات موافقم کلن! به نظر من این تربیت ذات ما ایرانی‌ها برگرفته از فرهنگ غلط‌مان است. فرهنگی که اساسش بر مبنای مظلوم‌پرستی است و هر کس که مظلوم‌تر باشد، عزیزتر است و دوست‌داشتنی‌تر!!!

  75. ناشناس گفته:

    واقعا که !!!! اقای شبگیر و بعضی از دوستان

    این خانوما مگه چه هیزم تری به شما فروختن مثلا مادرتون که شما از وجود ایشون ریشه گرفتی خواهراوت که از کوچیکی طفلکی حتما ازت زور میشنیده . زنت که دیگه نیازی نیست بگم بنده خدا …
    چرا اینقدر در مورد خانوما بد صحبت میکنید ! !!! کنایه چرا میزنید ؟؟؟؟
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: فکر می‌کنم برایت سوءتفاهم پیش آمده دوست من.
    من در مورد خانم‌ها بد صحبت نکردم و کنایه‌ای هم در کار نبوده است.
    برای من و بقیه‌ی دوستان کرامت انسانی مهم است و آزادی‌های شخصی، فارغ از جنسیت.

  76. برگ بید گفته:

    سلام شبگیر جان
    امیدوارم خوب و تندرست باشی
    مردان ستم کشیده منو یاد یه زوجی انداخت
    که آقاهه نانیسم داشت …قد ۶۰ سانتی…بنده خدا
    زنش نرمال بود…البته کمی چاقتر و نیرومند تر از نرمال !!
    خلاصه زنه می گفت هر وقت دعوامون میشه من پرویز رو می ذارم روی تاقچه !!!!!!!!!
    (آیکون خنده بلند و تلخ)
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست دوست من
    جالب بود و تلخ.
    اتفاقن یکی از تفریحات من هم این است که خواهر‌ها، عمه‌ها و خاله‌هایم را با هر بهانه‌ی ممکن، بذارمشون روی یخچال! به شکلی که الان خاله‌ی کوچک من، الان یک دونده‌ی خیلی خوب شده، چون هروقت من رو می‌بینه، پا می‌ذاره به فرار. البته لازم به ذکر است که این جماعت فوق هیچکدام نانیسم ندارند! این من هستم که یه مقدار ژیگانتیسم دارم!!!
    شاید به خاطر همین باشه که خواهرزاده‌ی کوچکم، هر جا که می‌رسه، برای تعریف کردن از من میگه: دایی مهرداد، هیولاست!!!

  77. سیما گفته:

    سلام

    دفعه قبل که با اسم، جوابم رو دادید متوجه شدم که باید با اسم خودم کامنت بگذارم ولی چون عجله داشتم یادم رفت. وقتی می خواهی کامنت بگذاری اسم هم،که خود به خود بالای کامنت می افته مزید علت شد یادم بره. چشم
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست سیما جان
    من شوخی کردم و یه خرده هم فرافکنی!!!
    راستی ممنون از اون ایمیل مردان ستم کشیده‌ات، خیلی با حال بود.

  78. سبزه خانوم گفته:

    یه ضرب المثلی هست که میگه پرنده همیشه زیر قفس نمی مونه. حالا حکایت زن ایرانی که خودش رو از این فقس کشیده یا داره میکشه بیرون و این به مذاق آقایونی که عادت داره و داشتن که از زن جماعت فقط چشم بشنون و اطاعت بی چون چرا ، چه اون موقع که پسر خونه بودن و چه بعد که میشن شوهر خونه، (که البته این هم برمیگرده به تربیت و فرهنگ غلط مادر ایرانی که خودش جای بحث داره و بیشترش هم نشاط گرفته از تعالیم مقدس اسلام ناب که مرد رو جنس برتر میدونه وکلا هر چی ظلم که سر زن ایرانی میاد از همین اسلام ناب) خوش نیومده. اما ظاهرا این حکومت مرد سالاری داره دیگه روزهای آخر عمرش رو سپری میکنه. ما که ندیدیم اما امیدوارم نوه و نتیجه هامون چشمشون به دیدن روز ایرانی رفع خشونت علیه مردان روش بشه .تا بدونیم که نتیجه تلاش و مبارزه و مجاهدت و کوشش و سخت کوشی ما در این راه به ثمر نشسته.
    به عقیده من، این تغیر رفتار ( صد البته مثبت و به جای ) زن ایرانی از نسل ما بوده که شروع شده و داره رشد میکنه!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: من هم از صمیم قلب آرزو می‌کنم که در نسل‌های آتی، ما رفتاری تحت عنوان مردسالاری و یا زن‌سالاری نداشته باشیم. فقط کافی است هر مردی که طرفدار مردسالاری است به این فکر کند که روز دختر خودش هم باید مردسالاری را تجربه کند.

  79. MaN گفته:

    جناب شبگیر عزیز سلام
    بنده از دوران طفولیت می شنیدم که در خانه عمه ما مرد سالاری مطلق حکم فرماست و به زن جماعت در آن خانه بهای داده نمی شود.کمی که بزرگ تر شدیم به شنیده های خود شک کردیم چون چیزی که ما در خانه عمه می دیدیم با تعریف مرد سالاری اصلا جور در نمی آمد.اما باز هم گذاشتیم به حساب بچگی(قابل به ذکر است در آن دوره ما برای بعضی کارها سن مان کم که نبود هیچ تازه مرد هم بودیم اما برای جایی دیگر هنوز بچه بودیم و حتا بچه تر از سن مان) اما حالا که نگاه می کنم دلم برای شوهر عمه نازنین کباب می شود چون من در این چند سال به چشم خودم دیدم که این بنده خدا در خانه با توپ و تشر دستور میداد و همه هم چشم رو میگفتن و می رفتن و کارهایی که عمه جان می گفتن رو انجام می دادن و حرف اون بنده خدا رو به پ….. هم حساب نمی کردن اما شوهر عمه ما هنوز هم دلش خوش است به دستور دادن حالا اجرا هم نشد نشد.چرااااااا دلش خوش است؟؟؟؟؟؟؟؟
    چون زورش به زنش نمی رسه.
    نتیجه گیری۱:هیچ قدرتی بالا تر از سیاست زنانه نیست.
    نتیجه گیری۲: ما مردها همیشه مظلوم بوده و هستیم و خواهیم ماند.
    نتیجه گیری۳:ما مردها با همه ادعاهای واهی که داریم همه زن ذلیلیم.
    ______________________________________________
    فرودستی زن با اقدامات «لطیف» از بین نخواهد رفت، چون مناسبات قدرت مردسالار و طبقاتی از آن نگهبانی می کند. رهائی زن وابسته است به سرنگونی نظام قدرت ارتجاعی حاکم در جهان. اینک مائیم در صفوف میلیونی، با رشته پیوندهای محکم برای در هم شکستن زنجیرهای ستم و بردگی تاریخی مان و بنا نهادن جامعه ای بدون ستم و استثمار. بر سرعت گام های خود بیفزائیم، دیر کرده ایم. آینده کوبه بر در زمان می زند.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست قربان
    ببین دوست من، شاید یک نکته را در نظر نگرفته‌ای…
    بعضی از مردها در زمانی که زورشان به زنشان برسد، از زورگفتن و ستم کردن، هیچ ابایی ندارند…
    اما زور هیچ بشری، دائمی و همیشگی نیست، لذا به محض این‌که این‌جور مردها ضعیف می‌شوند(و یا همسرانشان قوی می‌شوند)، دوره‌ی مردسالاری به پایان می‌رسد و آنگاه یک دوره‌ی زن‌سالاری فرا می‌رسد و قطعن در این دوره، مرد فوق‌الذکر، باید شاهد ثمره‌ی ستم‌هایش باشد.
    اما در مورد نتیجه‌گیری‌هایت:
    نتیجه‌گیری۱:شدیدن موافقم.
    نتیجه‌گیری۲: اصلن و ابدن!!!
    نتیجه‌گیری۳:ما مردها به خانم‌ها احترام می‌گذاریم.(این یعنی همان چیزی که شما گفتی، اما باید آبروداری کرد رفیق!!!)
    در مورد قسمت دوم کامنتت هم تشکر می‌کنم و خود گویای همه چیز است و حرف دل همه‌ی ما.

  80. تـــــرانه گفته:

    الهی خدا نکشتت مردم از خنده ! :)
    ببین حتی اگه من ۵۰ ساله هم باشم و هر ۵ سال یه بار شوهرهامو عوض کرده باشم هم ! روی هم رفته به ۶ تا مرده نامرد نمی رسه که میرسه ؟! ولی خوب الان که اول نووجوونیم هست و تازه ۱۵ سالم تموم شده !حالا کو تا برسه به ۶ تا !
    ببین من منظورم این نبود که اون رابطه نامشروع داشت با خانومه خودش! من میگم مرتیکه ی هرزه ای که پشت سر خانومش هر جا میره گند میزنه ! چرا میاد جلو دوست و آشنا اینجوری آویزون میشه به خانومش ! حالا باز نیا بگو خوب آویزون نشه چکار کنه و اینا .. من میگم چرا دورویی ؟ چرا نقش ؟ چرا دروغ ! من از خوده آقاهه شنیدم که می گفت زنم رو به خاطر بچه های کوچیکم دارم تحمل می کنم . اونوقت نمی دونم چجوری می تونه عاشقانه رفتار کنه ؟! اینه سوال من آقای دکتر !!
    اونی که همراهش رو دوست نداره چطور می تونه نقش یه عاشق دل شیفته رو بازی کنه !
    پ.ن. امضا : زنی که با فقر و بدبختی و نداری داره شیکم بچه های بازمونده از شش تا شوهر قبلی رو سیر می کنه تا بلکه تو این مسیر بتونه به عشق آسمانی و هفتم خود برسه ! :)
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: :) :) :)
    اغنیه خاتون، من که خنگ نیستم.من از همون اول هم متوجه‌ی منظورت شدم و فقط خواستم یه کمی سربه‌سرت بذارم!
    ببین ترانه‌جان، من معتقدم که هر کسی که بدی کند، نتیجه‌ی عملش را خواهد دید و تو مطمئن باش که اون آقا هم روزی به سزای عملش خواهد رسید.
    در مورد سوالت هم باید بگم: به سختی!!! و البته این را هم در نظر داشته باش که قبل از هر چیز، خود اون آقا بابت رفتار دوگانه‌اش آسیب می‌بینه و به یه جایی می‌رسه که از خودش بدش می آید و همین باعث میشه که از زندگی‌ دوگانه‌اش، احساس رضایت نکنه.
    پ.ن۱:به نظر میاد این خانم فقیر، برای رسیدن به عشق آسمانی و هفتمش، راه سختی را در پیش گرفته‌است!!! اگر قرار باشه آدم از هر عشق و همسرش، یه بچه داشته باشه، پس تکلیف کنترل جمعیت چی میشه!!؟ :) :) :)

  81. نسرین گفته:

    چی چی بی خیال آقای رئیس جمهور ؟ من زحمت کشیدم دعوتتون کردم باید اجابت کنید دعوت ما را !!! واقعا از شما بعید است ! شما برادر دوقلوی محمودید D: باید مثل او خاکی باشید و لباسهایتان پر از خاک باشد ! اینهمه بریز بپاش خرج مهمونی کن آخرش هم مهمونات نیان ! خداااااااااااااااا من این همه درد رو کجای دلم بذارم آخه ؟ ها ؟ احیانا شما گودزیلای درون ما را وقتی میخروشد دیده اید؟ اگر ندیده اید نشانتان بدهیم ! شما که می دانید ما دختر آبانیم و وقتی بخروشیم بد می خروشیم که چی ! که آن سرش اوووووووووووووووووو ناپیداست !
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر:نه به خدا! من برادر مهیارم!!! البته مهیار ما خیلی هم از محمود خوشگل‌تر نیست و کلن یه چیزی است توی مایه‌های همان آبجی گیلاسی خودمان!!!
    چشم و به روی چشم. شما هم قول بده که اون گودزیلای درونت را مهار کنی، بدون گودزیلا هم من دربست مخلصتم خاتون!
    مدیونی اگر فکر کنی من ترسیده‌ام!!!

  82. کرانچی گفته:

    سلام
    خیلی جالب بود
    با این تیتری که شما زدید باید گفت به امید تاسیس سازمان مبارزه با خشونت علیه مردان D:
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست دوست خوب من
    مطمئن باش به زودی به اونجا هم می‌رسیم انشاالله!!!

  83. کیریستف کلمب گفته:

    ضمن عرض سلام خدمت اقای خودم
    شما به یک سفر تفریحی احتیاج مبرم داری دااش من. یه شمال بزن. تعطیلی هم که در پیش است. ترجیحا تنها برو. ولی جدی اگه رفتی به ما هم خبری یده.
    باس مغز رو ببری جمام کیسه کشی.

    ارادت
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست قربان
    نه! خداوکیلی الان خودت قضاوت کن! من باید مغزم رو کیسه بکشم یا اونی که به من میگه ترجیحن تنهایی برو شمال!!؟ :)
    ما بیشتر.
    خیلی مخلصم.

  84. بانوی نقره ای گفته:

    واقعاً ما چقد بدبختیم آخه! :(
    واقعاً چرا انقد به ما ظلم میکنید آخه!؟
    هی روزگار… هی…هی…. همینجوری می خوایم دو قدم بریم بیرون میکننمون تو گونی کافیه، دیگه چرا تو خونه هم به ما ظلم میشه واقعاً! (همین داستانی که تعریف کردی واقعاً مصداق کامل و جامعی بود از ظلم شما آقایون که کیس کامپیوترتون رو با همه ی محتویات چرتش از گلدون زنتون بیشتر دوست دارین…هی… گلدون به این قشنگی! واقعاً که خیلی ظالمین به خدا!:()
    (واقعاً چرا این کامنتم انقد واقعاً دار شده واقعاً؟!)
    (یاه…یاه…یاه…)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر:ای‌دادبی‌داد!!!
    دیگه این‌جوری‌اش رو تا به حال ندیده‌ بودم!!!
    من این پستت رو جدی نگرفته بودم! ولی الان فهمیدم که اصلن با دخترهای اصفهانی نمیشه طرف شد سیمین‌بانو!

  85. سنگسار گفته:

    سلام
    داستان زیبایی بود ومثل زیبایی از کلیت زندگی امروزی
    بدترین وضعیتی که برای زمان زنسالاری ممکن است آن است که بخواهند تلافی دوران مردسالاری را در بیاورند
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام دوست من
    شما لطف دارید.
    من امیدوارم که دوران زن‌سالاری هم زود تموم بشه و در نهایت ما دنیایی داشته باشیم که در آن آدم‌ها بر مبنای لیاقتشان، سالار بشوند و نه بر مبنای جنسیت‌شان.

  86. خانم ثابتی گفته:

    دوما رفتار اون خانمه من رو یاد دو تا فیلم انداخت. سومی “دیوانه از قفس پرید” و پنجمی هملت اونجایی که می گه برای اینکه مهربانی کنی در آغاز باید خشونت پیش بگیری.
    بعضی خانم ها از جمله اونی که شما فرمودید در دو حالت به کَنه می گن زکی. وقتی که بخواهند حال کسی را بگیرند و برعکس اگر بخواهند حالی به خودشان مرحمت بفرمایند. در این دو مورد جنگیدنشان تا رسیدن به هدف به طول و درازای همین دفاع مقدس خودمان می شود و جنگ جنگ تا رفع کل فتنه در جهان و تمام راهها از کربلا و توسط کیس خیس می گذرد و هدف وسیله را توجیه می کند و قس علی هذا. خانمها از جنس آب اند. با تمام خاصیت هایش. هم می توانند زلال باشند و گوارا و هم سمّی و گنداب. اما در اینکه آنقدر آرام و نرم از پهلوی سنگ می گذرند که در دراز مدت هم آبراه را گشاد و بی مانع کنند و هم تن سنگ را صیقل بدهند و در مواقعی کار به سوراخ کردن هم می کشد به خدا. اما نتیجه اش در هر حال سرسبزی است و باروری و جنگلی شدن دشت های پایین دِه.
    و حالا رسیدیم سر اولا ( می بینی تو باسبک جالب نوشته ات قوانین ریاضی من را بهم زدی و حالا کو تا درست شود). اولا که من به نیابت از پدر بزرگ جنتلمن و خدا بیامرز شما می گویم همین الان هم مقدمات سوال و جواب تو حی و حاضر است. منظورم گرگ بیرون و بره ی درون بودن. نتیجه اش هم این شده که خانه برا ی بعضی ها و نه لزوما همه شده محل اقامت گاه تایم شرینگ دو نفر . یا این هست یا اون. برای حمام کردن و لباس عوض کردن و شارژ کردن قوا و چک کردن ایمیل ها و محل برگزاری میهمانی های دو نفره در غیاب شریک رسمی زندگی و یک وقت هایی محل بگو مگو و بزرگ شدن بچه ای که در یک شب مه آلود بصورت اتفاقی و وقتی که داروخانه چی سر کوچه مرخصی استحقاقی بوده و یا خانم روز های قرمز تقویمش را کمرنگ علامت زده ، پا به عرصه ی گل و گشاد هستی گذاشته.
    بیرون که هر دو نفر گرگ باشند و تو خونه بع بعی ناز مامانی و ملوسک، خوب خونه هم نام همون خونه ی بع بعی سابقه دیگه. اسمش چی بود شبگیر؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
    راهش این نیست. من فکر می کنم تعدادی از زنها دارند به دلیل زرنگی زیاد از اون طرف بام می افتند. می بازند و دست آخر باید جام زهر را میل بفرمایند. وای به روزی که خشونت ، فقط کتک و بد و بیراه و سرسختی و یکدندگی و خساست و تجاوز و روش های عام و شناخته شده نباشه. اینها همه اش رزمایش مردانه است که اکثرا با یک مین روبی از سر حوصله و عالمانه و خانمانه قابل پاکسازی است. اگر هم نشد حداقل می شود دور منطقه خطر روبان قرمز بست و راه را کج کرد و از بیراهه رفت.من از روزی همیشه ترسیده ام که اتفاقا مدل اگزجره اش از خیلی وقت پیش تا حالا فرارسیده. زمانی که زنها بمباران حرفهای عاشقانه و نرم و لطیف و بوسه های به یاد ماندنی ولی بدلی و نه اصل از طرف مردانی باشند که هیچ جایی در قلبشان برای آنها باز نکرده اند. وقتی که اکثریت مردهای معمولی و کم حرف و نه الزاما هنرمند ، سکوت تاریخی شان را بشکند و به غیر از عالم هنر هم به تحسین زن اقدام کنند. منظورم همین زن عادی و زمینی و روزمره است و بیخ گوش خود زنان و نه با واسطه ی یک مدیوم هنری. اما زن بصورت حسی خودش را مالک این حرفها نبیند. دائما فاصله و غیاب خودش را در سخنرانی های عمومی و خصوصی مردان حس کند. و تمام انرژی اش را بگذارد که بیشتر بشنود تا مگر روزی بیاید و آن حرف آخر . می دونی شبگیر اقلیتی از زنها وقتی به واقع ثروتمند می شوند و دنیا را بهشت می بینند که مالک شش دانگ کلمه باشند. این عالی ترین جایگاه برای اینطور زنان است. این زن فاتح بعد از استقلال مادی و معنوی فردی خودش بعد از یکدوره تلاش شخصی از درون تمنای مالکیت کلمه را دارد. آنهم نه از طرف خودش بلکه از نگاه “دیگری”. می خواهد فاعل جمله هایی گفتنی مردی باشد که رویاهای او را ساخته. و متاسفانه طبیعت بزرگترین خشن ترین صورت خودش رو گاهی داره. چون نبود مابه ازای این رویاو یا بودنش به شکل بد یعنی آوار . زنی این بالاترین خشونت را در زندگی حس می کند و می تواند در باره اش بنویسد که در واقع نوشته اش و وصف حالش و زندگی اش خالی از وجودی با صفت های اصیل و طبیعی “مردانه ” باشد. برای این زن مردان رام و بره و زیر لحاف پنهان شده به همان اندازه خشونت تلقی می شود که پنجه های گرگ. برای این زن فتح قلب و دارایی یک مرد بازنده هیچ لطفی ندارد. چون دقیقا می داند پله نهایی و آرامش و لذت در آویختن مدال گل از طرف یک رقیب قدر با خصوصیات اوریجنال و غریزی و دست نخورده مردانه بر گردنش است و لاغیر. اصلا سکوی اول جای هر دوی آنهاست. یعنی همان خانه. پاراگراف آخرم خیلی حرفها دارد که فاکتور می گیرم. چون اینجا خانه ی حرف های توست و نه من.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: خانم ثابتی عزیز و دوست‌داشتنی
    چقدر قشنگ و موشکافانه با این قضیه برخورد کردید و ای کاش من هم قدرت قلم و بیان شما را داشتم.
    به مظر من بخشی از مشکلات به این برمی‌گرده که جامعه‌ی ما در حال گذر است. بچه‌هایی که با تفکرات سنتی بزرگ شده‌اند و پا به دنیای مدرن گذاشته‌‌اند و یا با آشنایی با دنیای مدرن، درصدد به دست آوردن حق واقعی خودشان هستند…
    به عنوان مثال شما دختر خانمی را در نظر بگیرید که در یک خانواده‌ی سنتی و یا حتا نیمه سنتی رشد کرده است، خانواده‌ای با تفکرات شدید مردسالارانه، خانواده‌ای که همیشه مردها در آن حرف اول و آخر را می‌زده‌اند، خانواده‌ای که تجربیات مکرر جنسی را برای مردان افتخار می‌دانسته و برای زنان ننگ!
    وقتی این دختر پا به جامعه می‌گذارد و می‌فهمد که باید از حقوقی برابر با مردان برخوردار باشد، چه عکس‌العملی نشان خواهد داد؟ یا با خانواده‌اش در می‌افتد که کار بی‌حاصلی است، یا به محض رها شدن از قید و بند خانواده، دست به خود‌گشودگی می‌زند…
    می‌خواهد مثل یک خانم آزاد اروپایی باشد، اما در حقیقت کاریکاتوری از آن می‌شود، ادعای روشن فکری دارد و فکر می‌کند روشن‌فکری یعنی این‌که با وجود داشتن شوهر، بتواند با هرکسی که خواست رابطه‌ی خاص برقرار کند و …
    اما از آن طرف یک پسر را هم با همین مشخصات در نظر بگیرید که به همین سرنوشت کاریکاتور شدن دچار می‌شود، من نمی‌دانم چه کسی برای مردم این مملکت این را جا انداخته است که خارجی بودن، یعنی اهمیت ندادن به نهاد خانواده!
    من خیلی از دختر‌خانم‌های ایرانی را دیده‌ام که خود را طرفدار فیمنیست می‌دانند، اما چه فیمینستی خانم ثابتی؟ فیمینست ایرانی که در حقیقت کاریکاتوری از اصل فیمنیست است.فیمینست ایرانی، شعارش “مرگ بر هر چه مرد است” و این که مردها در هر حالتی بد و بی‌شعور هستند.مردها هیچ نمی‌فهمند و صحبت‌هایی از این دست. فیمینیستی بر مبنای نفرت، بغض و کینه‌ی هزاران ساله و در حقیقت همان افتادن از سوی دیگر بام.
    البته به جز این‌ همه “یا”؛ یک مورد دیگر هم وجود دارد:
    همان موردی که شما فرمودید، زن و شوهر، هر دو در بیرون و درون خانه بر روی سکوی اول باشند. این خیلی عالی‌ است و من در این مورد،خیلی به نسل جدید امیدوارم. نسلی که اگرچه خودش خیلی خوب و ایده‌آل زندگی نکرده، اما به طور یقین فرزندان خوبی پرورش خواهد داد. من مطمئنم.

  87. رویا گفته:

    این که گفتین یعنی چی؟؟؟؟؟
    ______________________________________
    شب‌گیر: اگر از آخر بخوانی(برعکس)، متوجه خواهی شد!!!

  88. مهربان گفته:

    ایش خوب آپ کن دیگه ، حوصله ام سر رفت…
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: چشم و به روی چشم بانو.

  89. بهار گفته:

    من نفهمیدم یعنی الان شما تا این حد دارید از حسادت می ترکید؟

    ووو بیا بابا این روزم مال شمااا نخواستیم!!! :d
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب گیر: حسادت کجا بود خواهر من!!؟
    از کیسه‌ی خلیفه می‌بخشی!!؟
    چرا “احمدی‌نژاد” بازی در می‌آوری!!؟ (البته با عرض پوزش از ایشان!!!) :) :) :)

  90. تـــــرانه گفته:

    ممنون آقای دکتر ! از راهنماییتون .. معلومه تنت به تن ِ سهیل خورده ها ! میشه شماره بدین من بعدا که به همچین مشکلی بر خوردم بیام و ازتون کمک بخوام ! :)
    ولی نه وایسا دکتر و مشاور و دوا درمون و نصیحت و اندرز تو همچین کیس هایی فایده نداره ..اگه همچین اتفاقی گوش شیطون کور ! واسم بیافته حتما حتما از روش معروف و فرهنگی ِ “آفتابه” و “اسید ” استفاده خواهم کرد .. اینجوری هیجانش هم بیشتره ! :)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: دکتر خودتی!!! مگه ما باهم شوخی ناموسی هم داریم!!؟ (در ایران و بعد از انتخابات، ما حتا برای تحقیر کردن کسی، بهش دکتر نمی‌گوییم!!!)
    ببین اغنیه‌خاتون جان، من جدن ازت درخواست می‌کنم قبل از استفاده از روش فرهنگی فوق، حتمن در مورد خیانت عشق هفتمت مطمئن شوی…
    استفاده از آفتابه و اسید، عواقب ناگواری در پی دارد. واه واه! بلا به دور!!! اصلن به آفتابه و اسید که فکر می‌کنم،تمام سلسله اعصاب بدنم کش میاد!!! :) :) :)
    پ.ن: اون شش‌تای دیگه همینجوری نفله شدند دیگه؟ نه!!؟

  91. مِستر افشین گفته:

    شبگیر جان با لینکیدن وبلاگم حالی بزرگ بهم دادی … ممنونم

    ولی هر چه گشتم نبود تا اینکه لینک “لوطی” را دیدم و از آنجا که فقط بنده “لوطی” هستم با اختلاف آرای بسیار . فهمیدم که این منم … شاد و خرسند شدیم و با دیدن جمله “سبز سبز است ریشه دارد” از خود بی خود گشتیم …. ممنانیم از شما شبگیر جان …

    پاینده باشی …..
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: چاکراتیم به مولا و وظیفه بود رفیق. خیلی می‌خوامت و خیلی بیشتر از این‌که بخوامت، مخلصم و ارادتمند!!! :)

  92. بانوی نقره ای گفته:

    واااا…
    من که تا حالا مظلومتر از دختر اصفهانیها جایی ندیدم!
    نیست که صاف و صادقن و احساسشونو بروز میدن ملت فک میکنن اینا خیلی جَلبَن، در صورتی که ماهای بنده خدا چس مثقال سیاست نداریم!
    والا با این نوناش!
    تازه دلتونم بخواد:)
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: آفتاب آمد دلیل آفتاب، سیمین بانو جان!!!
    به نظر من از دختر‌خانم‌هایی که اینقدر متواضع هستند، بیشتر باید ترسید!!! :)
    اما در کل همه‌ی این‌ها شوخی بود و بنده مخلص تمام دختر‌خانم‌های ایرانی هستم، حتا دختر‌ اصفهانی‌ها! :)
    پ.ن: ما که کلن دلمون می‌خواد! اصفهانی و غیر اصفهانی هم نداره! به قول شاعر، همه‌جای ایران سرای من است!!! :)

  93. .......... گفته:

    خداییش خیلی بیکاریا
    چطور وقت میگنی ه همشون جواب بدی o:
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: به سختی برادر، به سختی!!!
    گذشته از شوخی، من از پاسخ دادن به دوستان، بیش از تند تند آپ کردن لذت می‌برم.

  94. دخترحاجی گفته:

    سلام
    آقای شبگیر من تقریبا باورم نمیشه که شما اومدین به وبلاگم و اون کامنتها رو گذاشتین !
    الان من تو شوکم !
    چون همیشه یکی از بهترین وبلاگ نویسها شما بودین و حتی در سطح خودم نمیدیدم که براتون کامنت بذارم.واقعا از این موضوع خوشحالم که من رو قابل دونستین.
    به هر حال باعث افتخار من بود .

    (الان تمام سعیم رو کردم که مودب باشم دیگه بیشتر از این نمیتونم دیگه شرمنده، من سالی یه بار مودب میشم اونم لحظه ی سال تحویله،خاطرتون خیلی عزیز بوده که سهمیه ی یکساله م رو الان خرج کردم : )) )
    _____________________________________________
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست دخترحاجی جان!
    بی‌خیال آبجی، ما خودمون این‌کاره‌ایم و از صبح تا شب داریم توی جیب ملت شاخ می‌گذاریم! شما دیگه نمی‌خواد الکی هندوانه زیر بغل من بذاری!
    از شوخی گذشته، منورمان کردی دختر جان و ممنون بابت کامنت پرمهرت.من واقعن به قلم خوب و پست‌های کوتاهت غبطه می‌خورم.
    ممنون از توضیحات آخر!!!اتفاقن من هم اول بابت این مبادی آداب بودنت، شک کردم و فکر کردم شما همون دخترحاجی خودمان نیستی! اما با توضیحات آخرت، از اشتباه در آمدم!!!

  95. نگین گفته:

    الان با همین پستت من احساس کردم که به نوعی مورد خشونت قرار گرفتیم(از نوع کلامی)!D:
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: ببین نگین جان، ما مردهای ایرانی در آغاز راه فمینیست بودن قرار داریم! اما همین زیاده‌خواهی‌ها ممکنه آدم را از ادامه‌ی راه پشیمان کنه!!!
    نکن این کارها رو خواهر من! نکن! برای خودتون خوب نیست! از من گفتن بود!!!

  96. فاطمه گفته:

    کاش به جای حرف کمی هم عمل میکردید !!!!!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: شما از کجا می‌دونی من اهل عمل نیستم!!؟ :)

  97. کوثر گفته:

    سلام…ممنون از راهنماییتون!
    شرمنده مزاحم شدم دوباره…دلم هوای دوستان رو کرده یکی یکی احوال می پرسم !خوبید؟
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر:خواهش می‌کنم دوست من و بنده فقط انجام وظیفه کردم.
    خوب که نیستم، اما باز هم خدا رو شکر که از این بدتر نیستم!!!

  98. مهربان گفته:

    مهرداد جان،برادرم …
    ببین شما که در همه حیطه ها اطلاعات داری،شما که اوقات فراغت پالایشگاه می سازی!!!
    شما بگو به من چه طور میشه یک آقا را به راه راست هدایت کرد.چطور میشه احساساتش را برانگیخت؟
    بابا اصلا بزار واضح بگم،چطور میشه خرش کرد که بیاد آدم را بگیره؟
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: مهربان جان، خواهرم!
    یک آقا را نمی‌شود به راه راست هدایت کرد، مگر آنکه خودش در راه راست قرار داشته باشد! البته این‌جور مواقع بهتر است کاری به کارش نداشته باشید! چون آقایان خیلی راحت از راه راست منحرف می‌شوند!!!
    بستگی داره منظور شما کدام احساسات باشد! اما در کل برانگیختن احساسات آقایون، کاری است بسیار سهل و آسان!
    این سوالت مشکل دار است آبجی و پر از تناقض!!! وقتی یک آقا در راه راست باشد، دیگه به فکر زن گرفتن نمی‌افته که خواهر من!!!
    ضمنن راضی کردن آقایون به امر خطیر ازدواج، بسیار ساده است! فقط باید بهش نگی که بیا و من رو بگیر!!! :)
    نیازی به توضیح بیشتر است!!؟

  99. ملیحه( آبجی ملیحه ) گفته:

    مهرداد جان خیلی هم خوب کاری میکنی که به همه کامنت ها جواب میدی . این خیلی خوبه که آدم ببینه نظری که نوشته قابل توجه وبلاگ نویس محترم بوده و ارزش داشته که جوابی هم براش بنویسه .
    اما پیلیز برادر آپ بفرمائید .مردیم
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: نه دیگه! وقتی شما که طرفدار پاسخ دادن به کامنت‌ها هستی (در همین مورد،کامنتت رو برای داش سهیل دیده‌ام!)از آپ نکردن من شاکی میشی، یعنی اینکه وقت آپ کردنه! چشم و به روی چشم آبجی.

  100. دختر طلاق گفته:

    شبگیر انقدر سایتت دیر لود میشه تا به آخر صفحه برسم نصف اعتبار اکانت کارت اینترنتم تموم شد :دی ( یادت باشه باهام حساب کنی :دی)
    چند وقت بود نیومده بودم و چند تا پست رو یه جا خوندم . تولدت رو خیلی جالب تعریف کرده بودی خصوصا قسمت گیلاسی رو ((:
    ولی یک سوال : حالا که پدربزگت در قید حیات نیست نظر خودت در مورد زنی که گرگ بیرون باشه و بره‌ی داخل خانه، چیه!!؟ (:
    این روزهایی هم که میذارن تو تقویم فرمالیته س … نصف مردم اصلا باخبر نشدن که ۲۵ نوامبر چه روزیه !!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: شرمنده‌ام دوست خوب من. من سعی کردم با کمتر کردن نمایش پست‌هایم در صفحه‌ی اول، این نقیصه را اصلاح کنم و امیدوارم درست شده باشه. در مورد حساب کردن هم، چشم! اصلن شما بگو کلن آی.اس.پی ات چند، تا من چکش رو بفرستم در خونتون!!!
    اما در مورد سوالت: جان من من رو وارد یک همچین بازی‌هایی نکن!!! من کلن طرفدار خانم‌ها هستم و گرگ و بره هم نداره!!! اما گذشته از شوخی، زن و مرد باید با هم دوست باشند و یکدل. در همین رابطه توصیه می‌کنم کامنت خانم ثابتی عزیز رو بخونی.

  101. تبسم گفته:

    این عنوان پست منو کشته”مردان ستم کشیده”
    من خودم به عنوان یه فمینیست میام به جرگه ی مردان میپبوندم. اخه تحت تاثیر قرار گرفتم:دی
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: این عنوان، دقیقن کاربرد معکوس داشت! اما در هر حال خوشحالم که در مورد شما نتیجه‌ داده!!! :)

  102. وروجک گفته:

    این مردهایی که از مرد بودن فقط صدای کلفتش رو دارن باید یه بلای درست حسابی سرشون اورد. یا سم ریخت تو غذاشون یا شبونه ناکارشون کرد.[نیشخند]
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: نه خداییش! شبونه ناکار کردن آقایون نامردی است!!! من فکر می‌کنم کهریزک گزینه‌ی بهتری باشه!!! :)
    پ.ن:یاد کتاب و سریال دائی‌جان ناپلئون افتادم و اون شعر معروفی که اسدالله میرزا، برای دوست‌علی خان خواند! یکی بر سر شاخ بُن می‌برید…!!!

  103. نبضگیر گفته:

    سلام آقای شبگیر!
    قدیما در پزشک قانونی یک بخش تخصصی بود راجع به ورمهایی که در سر مردانی(مخصوصا در مردان کم مو یا تاس) دراثر اصابت کفشهای پاشنه بلند،اینجا می شد.و نوع پاشنه شدت ضربه و تعداد دفعات آن و خوردن یک ضربه در یک محل و بلندی ورم مورد بررسی قرار می گرفت.تا دیه ی لازم از همسران گرفته شود.آیا یک روزی هم برای مردان کتک خورده از زنان وجود دارد؟
    خوشحال می شم به منم سری بزنید…
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست آقای دکتر عزیز
    جالب بود و مرسی از اطلاع رسانی‌تان، اما امروزه خانم‌ها چنان آقایون را می‌زنند که فکر می‌کنم بخش جدیدی در پزشک قانونی گشایش یافته است به نام: “تعیین میزان له‌شدگی آقایون”!!!.ضمنن هیچ قاضی‌ای هم جرئت نداره برای این قضیه، حکم دیه بده!!!
    خیلی مخلصم قربان و بنده از همان بدو تاسیس وبلاگتان، مشتری نوشته‌هایتان بوده‌ و هستم. شما از افتخارات این دنیای وبلاگستان هستید.

  104. سیاق گفته:

    در اولین فرصت آپ کن برادر . دلمون پوسید بسکه منتظر شدیم.به قول موسیو گلابی ما که تو این مملکت تفریح درست و درمونی نداریم شما هم حالا هی آپ نکن!!!!!!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: چشم و به روی چشم دوست خوب من.

  105. یاسمین گفته:

    فکر کنم خا… ای هم با خانمش سر این کیس و گلدون مشکل پیدا کرده که برای تلافی تصمیم گرفته خانموما رو توسط داداش ضرغامی سانسور کنه و از عنصر مشابهشون ( ملا) ها استفاده کنه!!!
    خواسته خیلی جای خالیه خانما احساس نشه برای همین ملا ها رو جایگزین کرده که طرز پوششونم زیاد فرق نکنه!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: بدون شرح!!!

  106. جلبک گفته:

    پس چرا خودت مثل بابا بزرگت نیستی؟
    نکنه مامان بزرگه هم؟؟؟
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر:ما که به زمان پیری و حاج‌خانومی مادر بزرگمان رسیدیم!بنده از جوانی ایشان بی‌اطلاع هستم!!!
    اما تو چطور جلبک جان!!؟ تو مثل پدربزرگت هستی یا نه!!؟

  107. یاسمین گفته:

    بحث شما و خانم ثابتی بحث جالبی بود! ببخشید منم نخود پریدم این وسط! طولانی بودن کامنت توجهم رو جلب کرد…. منم متعلق به همین نسل جوانی هستم که ازون صحبت کردید ولی با صحبت های منطقی تون موافقم و فکر می کنم برای رفع این مشکل هم خانم ها و هم آقایون باید کمک کنن و سعی کنن دید صحیح و معقول رو با تمرین کردن بدست بیارن
    جسارت من رو ببخشید!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: خوشحالم که با من موافقی یاسمین جان. من هم معتقدم که باید این دید صحیح رو با تمرین کردن به دست آورد و برای نسل‌های آینده، الگو ساخت. الگو‌هایی که نسل حاضر از آن بی‌بهره است.

  108. بهار مهرگان گفته:

    سلام شبگیر عزیز . به خاطر لطفی که کردی ممنونم …
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست بهار جان
    بنده فقط انجام وظیفه کردم و امیدوارم که توانسته باشم کمکی بکنم.

  109. رازیانه گفته:

    درود بر شما شبگیر جان
    تولدت مبارک : )
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: درود از بنده‌ست دوست خوب من
    مرسی و ممنون. :)

  110. نقش ونگار گفته:

    :)
    سلام شبگیر مهربان
    چه پدر بزرگ مهربانی چه نصیحت خوبی به دامادش کرده. البته خوب طبق معمول نصیحت مال دیگرانمیرم برای دلاست و کی بهتر از داماد آدم!!
    چه خالی شده مادر بزرگتان بمیرم برای دلش! به این پسران حوا در صد سالگی هم نباید اعتماد کرد!!
    حالا دیگر بهتر است چشم پوشی کند! گاهی چشم پوشی بد نیست. هست؟.
    نمی شود در دنیا نه گرگ باشی نه بره؟ واقعا نمی شود آدم انسان باشد؟
    فکر می کنم در نوشتن عاقبت داستان تنها مرد رویایی عالم (پدر بزرگتان) کمی غلو کرده اید؟ نه
    شاد وسبز باشید.
    :)
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست بانو.
    من فکر می‌کنم کمی موس‌تان با شما سرناسازگاری گذاشته است!!!
    بیت: از کرامات شیخ ما این است
    که شیره را خورد و گفت شیرین است!!!

  111. نقش ونگار گفته:

    موس پرید کامنت قاطی شد. ان را ندیده بگیرید یکی دیگه می نویسم. بلاخره برام مهم شد که درست بنویسم!!
    :)
    سلام شبگیر مهربان
    چه پدر بزرگ مهربانی و چه نصیحت خوبی به دامادش کرده.
    ولی طبق معمول این نصیجت برای داماد آدم خوب است.
    چه حالی شده مادر بزرگتان بمیرم برای دلش
    خوب حالا دیگر چشم پوشی کند بهتر است.گاهی چشم پوشی بد نیست ؟ هست؟
    نمی شود در دنیا نه گرگ باشیم نه بره ؟ وافعا آدم انسان باشد؟
    فکر می کنم در نوشتن عاقبت داستان تنها مرد رویایی عالم ( پدر بزرگتان) کمی غلو کرده اید؟ نه
    شاد .سبز باشید.
    :)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست بانو نقش‌و‌نگار عزیز و فرهیخته
    هر دو به رحمت خدا رفته‌اند، اما یادم هست که مادربزرگم در یکی‌دو‌ماه آخر زندگی‌اش، بسیار به نیکی از همسرش یاد می‌کرد و این حتمن به خاطر همان چشم‌پوشی‌ای است که شما می‌فرمائید.
    چرا بانو. به نظر من هم “انسان بودن”، بهترین گزینه‌ی ممکن است، گیرم که اندکی سخت باشد!
    نه به جان خودم! آنچه که گفتم عین حقیقت بود، بدون ذره‌ای کم‌و‌کاست!!!
    شما هم همیشه شاد،پیروز، سربلند و سبز باشید بانو.

  112. ژینوس گفته:

    من تازه فهمیدم چرا ماشین مامانم هر ۶ ماه یک بار صفحه کلاج میسوزوند وخون خون بابام رو میخورد هی میگفت پا تو از روی کلاج کامل برنمی داری این جوری میشه مامانم هم استدلالش این بود که وقت ترمز گرفتن سرعت عمل داشته باشه ولی این کار براش عادت شد طوری که بعدا هم همین کارو میکرد بعد از جدایی عجب چه مسائلی برما روشن شد بعد از یک قرن تازه فهمیدیم چی به چی است از شما بسی تشکر میکنیم بابت روشن کردن فکرمان
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: از بابت جدایی‌شان بسیار متاسفم ژینوس جان، اما این کامنت شما مصداق همان” آفتاب آمد دلیل آفتاب” است!.
    خواهش می‌کنم و خوشحالم که این پست باعث شده یک نفر به جمع روشنفکران اضافه بشود! :)

  113. niki گفته:

    این هم نشونه صداقته که یک مرد برداشتش رو از رفتار صادقانه و بی منظور یک زن بیان کنه؟خدا پدربزرگ شما رو هم بیامرزه.امیدوارم خودتون به ایشون نرفته باشید
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: بله دیگه نیکی جان
    خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه.
    نه متاسفانه!!! بنده نوه‌ی خلفی برای پدربزرگ‌هایم نبوده‌ام!!! :)

  114. یک سین.حسابدارتمام وقت گفته:

    سلام جناب شبگیر جان! حالا که از پاسخ دادن به دوستان بیش از تند تند اپ کردن لذت می بری ها! به من بگو ببینم اینجا که همه چی داری! خیاط و ببر و لوطی و کارمندو همکار درد کشیده واین حرفا ! حسابدار نمی خوای :دی !
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست سین‌جان عزیز
    حضور همه‌ی دوستان برای بنده افتخاری است بس عظیم. چشم و به روی چشم.

  115. یک سین.حسابدارتمام وقت گفته:

    امضاشو یادم رفت !:
    یک خواننده خاموش!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: البته یک خواننده‌ی خاموش سابق دیگه! نه!!؟

  116. نسرین گفته:

    سلام را افقی کرده و عرضش میکنیم باشد که بپذیرا باشید.
    شرمنده ها! رومون به درو پنجره! این گودزیلای درونمون باهامون اومده … داره دمشو تکون میده … میگم: چته؟ میگه: ببین اگه آقا شبگیر هنوز در خوابه و الکی ما رو حواس پرت کرده که کشک بسابیم عین پست قرمز بگو خیلی وقته کسی رو قورت ندادما !!! چی کار کنم آقا شبگیر؟ چی بهش بگم؟ این خیلی خشن است. خونخواریه که حد نداره! من که خاتون مظلومی هستم ولی نمیدونم این گودی چرا وجدان نداره اصلا!! میدانید که!!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست نسرین خاتون
    بنده شرمنده هستم و رو سیاه! لذا به آن گودزیلای درونت بفرمائید که آدم شرمنده و سیاه که خوردن نداره!!! این مظلومیت شما و ایضن آن خشانت گودزیلایتان من رو کشته!!! چشم و به روی چشم بانو.

  117. نسرین گفته:

    یه سوال دیگه داشتیم از حضورتون! ببخشید شما از این کامنت گزارهای کتاب نویس قشنگ نویس مثل خانوم ثابتی صادر هم میکنید به وبلاگهای دیگه؟! اگر بله یکی هم برای ما صادر کنید.
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: خانم ثابتی عزیز، خیلی نسبت به بنده لطف دارند. اما نسرین خاتون جان، فکر نکن پاسخ دادن به کامنت‌های ایشان، خیلی کار ساده‌ای است‌ها! به جان خودم من در اکثر مواقع در مواجه با کامنت‌های پر محتوای ایشان، واژه کم می‌آورم! البته از من بدتر خانم ویولته که معمولن در پاسخ کامنت‌های خانم ثابتی، فقط یک گل می‌گذاره!!! من هر وقت که اون گل رو می‌بینم، می‌فهمم که زبان ویولت‌جان از پاسخ‌گویی قاصر بوده است!!!

  118. روشنک گفته:

    خشونت از هر نوعش عملی غیر قابل قبوله حالا چه علیه زنا چه مردا چه بچه‌ها و چه هر کس دیگه ای یا هر موجود دیگه‌ای
    به علت بدبخت بیچاره بودن جنس زن و مورد ظلم و ستم بودن تاریخی‌شون خشونتی که علیه زنا اعمال میشه معمولن بیشتر به چشم می‌یاد و امیدوارم روزی برسه که به اون درجه از فرهنگ و شعور و آگاهی برسیم که ارزش و جایگاه زن رو درست بشناسیم و فقط به خاطر جنسشون و اینکه زنن مورد ظلم قرارشون ندیم.
    خشونت تو جمع خانواده هم دیگه بدتر. اساس یک زندگی مشترک تو باهم بودنه نه اینکه یکی از طرفین فقط بدلیل زور بازوی بیشتر یا قدرت بیشتر جلوتر از اون یکی قرار بگیره و علیه اون یکی خشونت به خرج بده.
    اینکه هر چی زن میگه مرد بگه چشم رو هم نمی‌پسندم، برعکسشم همینطور. تو زندگی نرمال باید مرد و زن جایگاه خودشونو داشته باشن و انتظارات و توقعات از هم متعادل باشه،‌ به خواسته‌های هم احترام بزارن تا حدی که لازمه، نه درحق هم اونقدر فداکاری کنن که یکیشون از پا دربیاد نه اونقدر منم منم بکنن و نفر اول زندگی بشن که ادامه وضع واسه اون یکی غیرقابل تحمل بشه.
    زنا موجودات عاطفی و پیچیده‌ای هستن و اغلب اوقات برای فهمیدنشون نیاز نیست کار خارق‌العاده‌‌ای انجام داد همین‌که با صمیمیت و صداقت حس محبتی که بهشون داری رو نشون بدی واسشون دنیایی ارزش داره. صمیمیت و صداقت تو نشون دادنش خیلی زیاد مهمه،‌ محبتی فقط به خاطر خود خودش نه چیز دیگه‌ای
    اون روز یه خانومه جوون که از ازدواج فقط کتک و بچه آوردنشو دیده می‌گفت من آرزومه ‌شوهرم فقط یه بار اسممو صدا کنه تا حالا نشنیدم ازش، یعنی ظلم در حق یک زن تا این حد.
    پ.ن۱: این نشون میده خانومه شوهرشو خوب شناخته :دی بد کاری کرده گلدونو دمه دست گذاشته آقاهه بتونه بکوبه توکله‌ خودش؟ اصن بعضی مردا قدر
    محبت نمیدونن که :دی
    پ.ن۲: بله شب‌گیر جان. از اون پست سوگند نامه به این ور وبلاگ دو تا نویسنده داره. خود همون پست هم یه جورایی توضیح بود.
    اعتراض شما هم وارده. کامنتا دیگه عمرن بسته نخواهد شد حتی اگر خورشید را در دست راستم و ماه را دردست چپم بزارن نخواهم بستشون.
    پ.ن۳: شب‌گیر جان اینکه برای همه وقت می‌زاری و با دقت کامنتارو می‌خونی و جواب همه رو ‌بادقت میدی واقعن جای تشکر داره، اصن بعضیای بلاگستان باید تورو الگوی خودشون قرار بدن یکم احترام گذاشتن به دیگران حتی مخالفاشون رو یاد بگیرن . همیشه از خوندن پستهات و پاسخهایی که می‌دی ‌لذت می‌برم. الکی نیست که رئیس جمهور منتخب منی :)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: من هم تمام نظراتت را قبول دارم روشنک جان و امیدوارم به زودی جامعه‌ی ما به جایی برسه که در آن خبری از این‌گونه برخوردها نباشه و در حقیقت تبعیض جنسی نداشته باشیم.ضمنن به شدت باهات موافقم و فکر می‌کنم نفر اول زندگی شدن، برای هیچکدام از طرفین جالب نباشد، حتا همان نفر اول! البته فعلن که همه‌ی ملت مورد ظلم قرار گرفته‌اند و مرد و زن هم نداره!!!
    اما در مورد پی‌نوشت‌هایت:
    پ.ن۱:نه به نظر من هم آقایون قدر محبت‌های اینچنینی را نمی‌دانند!ولی خب چه میشه کرد دیگه! مرد هستند دیگه و فقط به فکر شکمشان هستند! البته من خیلی وقته که به فکر شکمم نیستم! چون کار شکم من از این حرف‌ها گذشته است!!!
    پ.ن۲ـ بله و متوجه شدم.اگر جسارت نباشه، باید بگم بستن کامنت‌دونی یک وبلاگ، کار جالبی نیست. من در اینجا گفته‌ام که: آرزوی غایی هر نویسنده‌ای، شنیدن حرف‌های دیگران است.ممنون از این که به خوانندگانت احترام می‌گذارید دوستان خوب من.
    پ.ن۳- من پاسخ‌گویی به دوستان را وظیفه می‌دانم. اما احترام گذاشتن به مخالف مقوله‌ی دیگری است که امیدوارم روزی در همه‌ی آحاد جامعه فراگیر شود، به خصوص در نزد مخالفین ملت و دشمنان مردم ایران!!!

  119. رویان گفته:

    به امید رفع خشونت برای تمام انسان ها!ولی جسارتا فکر نمی کنید که خیانت به شریک زندگی بزرگ ترین خشانت به حساب می آید؟!!!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: به نظر من خیانت به شریک زندگی، خشونت محسوب نمی‌شود! بلکه عین ظلم است و سرنوشت ظالم معلوم!!! من سخت معتقدم آدمی که بدی می‌کند، قبل از هر کسی، خودش ثمره‌ی این بدی را می‌چشد.

  120. یلدا گفته:

    سلام من خودم اجازه نمیدم هیچ مردی نظرش رو به من غالب کنه ..
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده است یلدا جان.
    کار خوبی می‌کنی و امیدوارم شاگردانی تربیت کنی که همه مثل خودت باشند و این امر در آن‌ها نهادینه شود.
    پ.ن: نمی‌دانم برای چی دنیای وبلاگستان را ترک کردی، اما ای کاش می‌ماندی و ادامه می‌دادی. من امیدوارم، از صمیم قلب امیدوارم که به زودی پشیمان بشوی و برگردی. ضمنن اگر مشکلی هست که حلش در توان من و دوستان باشد، همگی در خدمت هستیم.

  121. nazanin گفته:

    salam mano ke yadet miad?
    …………………………………………………………………………………………………………….
    ……………………………………………………………..
    ……………………………………………………………………………………….
    ………………………………………………………………………………………………………………………..
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام نازنین جان
    بنده همیشه شما رو یادم میاد، چه اون وقتی که کوچولو بودی و چه الان که دیگه برای خودت خانمی شده‌ای.
    قبل از هر چیز، عذر می‌خواهم که مجبور شدم قسمت هایی از کامنتت رو حذف کنم، اما به هر حال من یک حریم شخصی دارم که باید حفظش کنم. اما در مورد سوالت، به نظر من هم الان وقت خوبی برای پاسخ گویی است، اما اینجا سرعت اینترنت خیلی پایین است و من نمی‌تونم توی فیس‌بوک پیدایت کنم، ضمنن خاطر نشان می‌کنم که در لیست دوستان فیس‌بوک من هم نیستی! من نمی‌دونم تو می‌مردی اگر به جای این همه دردسرسازی، آدرس ایمیلت رو برای من می‌ذاشتی نازنین جان!!؟ حقا که که بوزینه‌ی سبزی‌خوار هستی!!!

  122. نانسی گفته:

    سلام گل پسر

    عرض ادبی خواستم بکنم …….هوا اینجا بارونیه ..اونجا چطوره……؟؟؟؟؟
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر:سلام از بنده‌ست مامان نانسی جان
    عرض ادب هم از بنده‌ست! اینجا یه دو هفته‌ای خداوند شیر‌های آسمان را باز کرده بود و یادش رفته بود ببنده!!! با توجه به اینکه اینجا بارون‌هایش خیلی وحشتناک است، تو خود بخوان حدیث مفصل از مجمل!!!

  123. هویج گفته:

    سلام. خواستم بگم که ما چون قصد براندازی گرم داشتیم از پرشین‌بلاگ دررفتیم.
    خدایا به خدایی خودت یکی از این خانمها را قسمت شبگیر نکن؛ داشتی یکی بدترش رو بهش بنداز شاید بدونه این ا.ن چی میکشه!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام برادر و منزل نو مبارک
    مار بزنه اون زبونت رو!!! :) نگفتم تو رفیق نیستی!!؟ حالا دیدی من چقدر آدم‌شناس خوبی هستم!!!
    گذشته از شوخی، خیلی مخلصیم رفیق.

  124. نادر گفته:

    سلام , از وبلاگ ویولت اینجا اومدم. البته از قبل میشناختمتون. یه جورایی یادآوری شد که یه همچین کسی بوده و من خیلی وقت پیش ، وبلاگش رو میخوندم. البته نه با این آدرس. خوشحالم که دوباره یافتمت دوست قدیمی. بخش طنز زندگیم ، مدت زیادی میشد که کمرنگ شده بود. امیدوارم چنین فضایی و آدم طنازی چون شما بتونین زندگی ببخشین. البته اگه همه پستهاتون یادم نباشه، خاطرات قبرس رو خوب یادمه. ولی یادم نیست که چطور فراموش شدید. خلاصه اینکه تصمیم داشتم، اگه عمری باقی بود و سالم و سلامت از عمل برگشتم، یه سری به اینجا زده و عرض ادبی کرده باشم.
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست برادر.
    خوشحالم که اینجا می‌بینمت و خوشحالتر می‌شم اگر زودتر یه خبری از سلامتی‌ات به من بدهی.

  125. آریا گفته:

    سلام شبگیر عزیز یه خواهش غیر معقول دارم می خواهم به وبلاگ کوچیک و بیخود من سر بزنی و برام نظر بزاری من تو رو خیلی قبول دارم ناامیدم نکن حتما بیا مرسی
    http://chocolateboss.blogspot.com
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست آریا جان.
    نیازی به خواهش نیست، شما امر بفرمائید و بنده اطاعت می‌کنم. راستی کسی بهت گفته که خیلی آدم جالب و باحالی هستی!!! :)

  126. مـــژده | جمع دخترونه گفته:

    پیش نویس : سعی کنم ازین به بعد وعده وعید روشن شدن دیگه به کسی ندم :| مثلاً با خودم گفتم ازین به بعد هی زرت و زرت میام واسه هر پست شبگیر خان از خودم نظر در میکنم همانا و دیگه نتونستم نظر در کنم هم همانا :| :(

    والا .. منم همینو هی میگم ولی کو گوش شنوا !!!آخه الان مثلاً من بیام و یه دو تا آپارگاد چپ و آبدولاچگی بزنم به یه آقا مگه چیزی میشه :D نه والا !

    یعنی جناب شبگیر باید تمام نوشته های شما رو با زنجیر طلا نوشت ! من هر چقدر از این پستتون تعریف بکنم بازم کمه ! اصلاً زبانم الکنه از گفتن این همه زیبایی در نوشتار :D
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: یعنی الان برای کامنت گذاشتن مشکلی داری مژده جان؟
    من فکر می‌کنم آپارگاد راست و آبدولاچگی‌ات خیلی کارساز باشه! به خصوص که به نظر میاد این‌کاره‌ای و کاراته باز! بنده که گردنم هم از مو باریک‌تره مژده جان، اما می‌تونم در این رابطه بهت موسیو گلابی یا داش مهیارم را معرفی کنم! هر دو کتک‌خورشون ملسه!!! :)
    شما لطف دارید و ممنون از کامنت پر مهرت.

  127. یک فنجان آرامش داغ گفته:

    به امید روزی که دیگه نه خشونتی علیه زنان باشه، نه کودکان و نه حتی مردان!! …عجب آرزوی محالی!

    خدا پدر بزرگتون رو هم رحمت کنه!

    لطف خوندن جواب کامنتها کم از خود نوشته هاتون نیست :)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: این “نه حتا مردان”ات من رو کشته!!!
    از شوخی گذشته، چندان آرزوی محالی نیست، اما باید قبل از آن آرزو کنیم که تبعیض جنسیتی از بین برود.
    خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه!
    شما لطف دارید و بنده رو شرمنده فرمودید دوست خوب من.

  128. صدف کدر ( همسایه دریا ) گفته:

    سلام. من خواننده خاموشت بودم همیشه. امروز روشن شدم . اینجا یه خورده نورانی بشه و شما شاد بشی و بخندی ایول آفرین یه لبخند خوشگل بزن . آفرین. میدونی زنها یه شیر درنده و وحشی تو وجودشون هست که احتمالا فقط برای دفاع از حقشون ازش استفاده میکنن و گرنه در بقیه اوقات مهربون و جیگیلی ویگیلی هستن.
    اگه نمیدونی جیگیلی ویگیلی یعنی چی مشکل خودته چون من هم این مشکل رو دارم.
    راست میگی ها جواب دادن به کامنت ها باحال تر از کامنت گذاشتنه. من کم کامنت دارم ولی همونها رو هم خیلی عشق میکنم جواب بدم.
    روز و شب خوبی داشته باشی ای اقای مهندس که فکر کنم هر دومون تو یه منطقه کار میکنیم.
    _____________________________________________________________________
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست صدف جان
    مرسی از روشن شدن‌تان و امیدوارم که همیشه روشن بمانی!
    بنده نه تنها از وجود اون شیر درنده اطلاع دارم، بلکه چندین بار هم باهاش روبرو شده‌ام! البته بنده حق کسی را نخورده‌ام و شما هم که خودتون فرموده‌اید “احتمالن”!!! در اکثر مواقع قسمت بنده هم اون غیر احتمالش بوده است!
    بر حسب اتفاق من خیلی هم خوب می‌دونم که جیگیلی ویگیلی یعنی چی! یه چیزیه تو مایه‌های جیگر و هلو!!!
    مرسی دوست خوب من. شما کجا مشغول هستید؟ پتروشیمی؟

  129. نیلوفر گفته:

    آقا شما به چشم نظر اعتقاد دارین؟ :)
    یادته تو همین دو سه تا پست قبلیت یه زوج نمونه مثال زدی که با هم مشکل ندارن و …………… حال بیا برو ببین قهرن یا آشتی!
    نصیحتشون کن یکم، پدرانه، حالا برادرانه … شاید هم خواهرانه و حتی مادرانه! کسی چه میدونه! :)
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: رفتم نیلوفر جان و دیدم که این زوج خیاط به شکل عاشقانه‌ای در حال احداث یک باغ‌وحش کوچولو هستند!!!
    ضمنن بنده اهل نصیحت کردن نیستم، اما اگر هم بودم، نصیحت‌هایم همه پدرانه و برادرانه بود و برخلاف نظر شما، این‌جوری هم نیست که کسی ندونه! بعضی‌ها در این دنیا (و ایضن آن دنیا) هستند که از خیلی از چیزها خبر دارند :)

  130. لاغر گفته:

    روزی برای مردا پیش بینی نشده آیا ؟
    بیچاره مردا!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر:به زودی به آنجا هم می‌رسیم! شما یه خرده صبر داشته باش دوست من.

  131. دختر نارنج و ترنج گفته:

    سلام شب گیر عزیز
    خوبی؟؟؟
    این قضیه گلدون و زیرگلدونی و کیس کامپیوتر خیلی جالب بود!! یعنی خدایی من اگه عقلم یک صدم این خانومی که شما نوشتی می رسید الان آقا خوبه که خوبه، براد پیت رو هم از چنگ آنجلینای ورپریده در آورده بودم!!!
    و اما خدمتتان عرض شود که: اون قسمت مرد بره زیر پتو و دو تا فحش بشنوه و دو تا مشت بخوره هم خیلی جالب بود!!! یادم باشه اگه خواستم یه روزی بزنمش همچین بزنم که بفهمه زور زن هم کم نیست!!!!
    کلا لذتی بردیم از خواندن نوشته های زیباتون….. عالی بود!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست ترنج‌بانوی عزیز
    مرسی و بد نیستم، شما خوبین؟ البته من کلن در خوب بودن شما شک ندارم!
    اختیار دارید بانو و فروتنی می‌فرمائید. شما به هزار و یک دلیل، قطعن باهوش‌تر از این حرف‌ها هستید و یکی از دلایلش هم همان ذوق هنری تحسین‌برانگیزتان است.
    ببین حالا!!! باز تو نشستی و دوتا فیلم هندی دیدی و تصمیم گرفتی زور بازویت را به ملت نشان بدهی! البته بنده به زور بازوی شما، شکی ندارم، اما به نظرم بهتره اول برد پیت، جرج کلونی یا حداقل بهنام صفوی! زندگی‌ات را به دست بیاوری و بعد راجع به زورت صحبت کنی!
    شما لطف دارید ترنج‌بانو و قطعن نوشته‌های من به زیبایی نوشته‌های شما نیست.

  132. پاچه گیر گفته:

    سلام میشه لطفن لینکت کنم؟
    به کاربرد کلمه ی لطفن دقت کن!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست و شما لطفن به بنده لطف دارید!
    پ.ن: شما هم به کاربرد “لطفن” در هر دو جمله دقت کن! در هر دو جا “لطفن” اضافه است و باید حذف شود!

  133. نجما گفته:

    باز هم غبیبتتون طولانی شد جناب زاهد….
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: جدن!!؟ یعنی می‌فرمائید بنده در این زمینه سابقه‌دار محسوب می‌شوم!!؟ مدرکی برای اثبات این موضوع داری نجما جان؟ اگر داری، لطف کن و به من نشون نده!!! (ایکون یک شب‌گیر شرمنده و خجالت‌زده!)

  134. گلچهره گفته:

    درود بر شب گیر عزیز

    از خواندنت لذت می برم
    بی اغراق می گویم..مدت هاست که لینکم هستی و لی فرصتی دست نداد برای مطالعه ی جدی دست نوشته هایت..
    ولی دو روزی ست که به جد می خوانمت و در عین حالی که خداخیرت بدهد خنده ای بر لبمان نقش میبندد به ذکاوت و قلم طنازت غبطه می خورم
    موفق باشی رفیق
    بدرود
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام گلچهره جان
    مرسی و تو لطف داری رفیق خوب و نازک‌دل من.
    من هم از خوندن نوشته‌هایت لذت می‌برم.
    ضمنن اگر اشتباه نکنم، تو هم لر هستی و بختیاری، نه؟
    محض اطلاع من هم یه رگ لری دارم، منتها از اون رگ‌هایی که به خدا وصل میشه! آخه آخر فامیلی مادرم، “وند” داره و می‌دونی که لر‌های این‌جوری، خودشون رو فامیل خدا”وند” می‌دونند!

  135. نانسی گفته:

    مهرداد جان خبری ازت نیست …………..کجایی جانه مادر/…..اپ دیت کردم درباره عشق و عاشقی …………فکرکنم . تو زیاد تو دامش افتادی !!! چشمک (خنده شیطونی )
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: هستیم در خدمت‌تون بی‌بی نانسی جان!
    بنده کلن در دام عشق و عاشقی به دنیا آمده‌ام نانسی‌جان!!!

  136. رویا گفته:

    سلام.احوال شما؟
    دوباره آپ کردنتون چشم خوردا!!
    چرا کم پیدا شدین؟
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست رویا جان
    بد نیستم، یعنی کلن از اولش خیلی بچه‌ی بدی نبودم که الان بخواهم خوب باشم!
    یه چند وقتی خیلی درگیر بودم، به خصوص درگیر سال پدرم، اما انشاالله از این به بعد در خدمت‌تون هستم.

  137. برزخ نشین ها گفته:

    سلام. به زودی خواهیم آمد…
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست
    قدمتان روی چشم و خوش‌آمدید. ضمنن مگه چه خبره که می‌گی خواهیم آمد!!؟ ما که یه نفریم، شما چندنفرید!!؟ :)

  138. سین سین گفته:

    شب گیر جان، مبارزه با خشونت علیه زنان توسط مردان طراحی و اجرا میشه. پس مطمئن باشید همتون و به خشانت تون ادامه بدید. (آیکون چشمک)
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: قربانت بروم، اگر ما مردان طراحی بلد بودیم که الان خدا رو هم بنده نبودیم نعوذبالله!!!

  139. فاطمه گفته:

    سلام شب گیر جان ! چرا چیزی نمی نویسی؟
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست فاطمه جان
    من که دارم می‌نویسم الان!

  140. مونیکا گفته:

    سلام
    فکر کنم با نوشتن این متن سر خودت رو به باد دادی و مرحوم شدی دیگه نمی نویسی
    کلا خیلی تنبلی گفته باشم یه درمونی چیزی به کار بنداز
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام مونیکاآلماچی جان!
    نه بانو! بنده زنده هستم و در خدمت شما و دوستان.
    بنده قبلن سنجد را امتحان کرده‌ام و افاقه نکرده است! شما درمون بهتری سراغ ندارید احیانن آیا!!؟ :)
    پ.ن: استفاده از “کلرید آمونیوم” مجاز نمی‌باشد!!! :)

  141. احسان عیوضی از افریقا گفته:

    سلام
    آتیشی که به پا کردم اینه !!!

    - یه نرم افزار که وبلاگهای بلاگفا رو به وردپرس تبدیل میکنه !!!
    - یه نرم افزار که میتونی باهاش به طور کامل از وبلاگهای بلاگفا چه برای تبدیل چه برای مشاهده بکاپ بگیری !!!

    ادامه رو میتوید در برگه آتیشی که به پا کردم اینجاست !!! بخونید !!!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام و خدا عوضت دهد یک عالمه!!!
    کار بسیار نکویی کردی برادر.

  142. سورا گفته:

    حوصله ام سر رفت آپ کن دیگه!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: چشم و به روی چشم. اما من برای سرگرم کردن شما،به جز آپ کردن، کارهای دیگه‌ای هم بلدم‌ها! مثلن می‌تونم از یک تا ده بشمرم، روی شیشه خُرده معلق بزنم و جای دوست و دشمن را نشان بدهم و غیره…!!!

  143. یاسمین گفته:

    سلام!
    خوبین شما؟ اوضاع رو به راهه؟
    بابا چشای من ۹۳ شد! اونقدر که اومدم دیدم نیستید! نه کامنت ها رو تایید کردین نه بروز هستید! انگار دنیا یه چیزی کم داره!!!!!!!!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست یاسمین جان
    مرسی، بد نیستم، اما خیلی خوب هم نیستم. یعنی کلن از بچگی آدم خیلی خوبی نبوده‌ام!!!
    ببخشید!یک سوال!!؟ حالا چرا ۹۳!!؟ میشه توضیح بدی چه جوری به این عدد دست پیدا کردی!!؟ :) :) :)

  144. نسرین گفته:

    شبگیر ما را دزدیدن دارن به وبلاگش گرد و خاک میدن !
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: اشتباه کردی نسرین خاتون! مگه من “رای” هستم که بشه من رو دزدید!!؟ آخرین باری که من رو دزدیدند، بعد از دو روز پس آوردند و گفتند: نون‌خور اضافه نمی‌خواهیم!!!
    پی‌نوشتی برای شادی دل نسرین خاتون: مورد فوق، از معدود مواردی بود که احساس کردم خیلی شبیه دکتر الفنون شده‌ام!!!

  145. آریا گفته:

    سلام دوست خوبم شبگیر دوستان به شما اطلاع داده اند که من از مطلب شما استفاده کرده ام ولی توضیح نداده اند که من تنها از یک مطلب شما استفاده کرده و برای خوانندگان توضیح داده ام کهبه علت زیبایی مطلب و … این کار را کرده ام خواستم توضیح داده باشم.
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام آریا جان
    اولن که من اعتراضی به استفاده از مطالبم ندارم، حتا بودن ذکر منبع.
    دومن به کار تو شدیدن معترضم، چرا که باید بعد از کپی کردن نوشته‌ی من، لینک وبلاگ خانم زیگزاگ رو می‌ذاشتی.هدف از نوشتن اون پست، همدلی با ایشان و آقای زیپ بود. اما تو بدون حذف نام دوستان، هیچ لینکی هم از آن‌ها نگذاشتی! پسر خوب، حداقل اسمشون رو حذف می‌کردی.
    سومن توضیحت، نوشداروی بعد از مرگ سهراب بود. تو بعد از اعتراض گلابتون عزیز، اون توضیح را دادی.
    در نهایت، گذشته، گذشته است و بی‌خیال رفیق.خیلی مخلصم و امیدوارم برای هم دوستان خوبی بشویم.

  146. مونیکا گفته:

    راستی این لیست وبلاگهات خیلی با نمک و خلاقانه است.خیلی کنجکاوم بدونم اگر منم لینکت بودم توضیح چی می دادی
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر:من وقتی یه وبلاگی رو در دراز مدت می‌خوانم، یه شب خواب اون وبلاگ رو می‌بینم و “اسم هنری و شب‌گیری” اون وبلاگ در خواب بر من نازل میشود!!!
    نمی‌دونم!!! چون هنوز خواب وبلاگ تو رو ندیده‌ام!!! اما شاید یه روزی خواب ببینم که اسمش رو گذاشته‌ام: مونیکا آلماچی!!!

  147. الی گفته:

    می خواستم یه تشکر ویژه و بسیار جانانه بکنم ازتون کنم بایت ایمیل هایی
    که انرژی میده اگه هم انرژی نده باعث میشه چند دقیقه ای ازاین عمر بی مصرف به فکر کردن
    بگذره
    واقعا ممنون پدر جان
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: خواهش می‌کنم الی جان
    من هم از ایمیل‌های خوب تو متشکرم دخترم!!!

  148. litlegirl گفته:

    آخ من بمیرم واسه این مردای ستم کشیده!!! میخوای صحبت کنم یه روز هم بزارن به نام روز جهانی رفع دسیسه های خبیثانه ی زنان علیه مردان؟ تعارف نکنی ها ! خواستی بگو صحبت کنم!شما مردا بعد از خشونت علیه خانوما نه تنها مقصر شناخته می شین بلکه باید به چیز خوردن و معذرت خواهی هم بیافتین و مثل چی هم پشیمون بشین و …! ولی ما بعد از این دسیسه هامون تازه مظلوم و طفلکی هم به چشم میایم و آخرشم باز شما باید معذرت خواهی کنین و … ! خب چه کاریه ؟ کلا با زنا در نیفتین ! خب؟
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر:نه آبجی! شما زحمت نکش! شما اگر هر روز را هم به عنوان روز جهانی رفع دسیسه‌های خبیثانه‌ی زنان علیه مردان اعلام کنید، بازهم انفاقی نمی‌افتد و چیزی عوض نمی‌شود، چون به نظر من، اصولن ما چیزی به عنوان دسیسه‌ی زنانه نداریم!!!
    پ.ن۱:پاسخ فوق، صرفن عمل کردن به توصیه‌ی آخرت بود و هیچ‌گونه وجاهت قانونی یا حقیقی ندارد!!!
    پ.ن۲: من اهل تعارف نیستم، ولی الان میلی ندارم!!!

  149. زامبی (سگ وبگرد ) گفته:

    این یک پیشنهاد نیست…یک فرصت است:به وبلاگ من بیایید!(تا این فرصت تبدیل به تهدید نشده!)
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: چشم و من سعی می‌کنم از این فرصت به خوبی استفاده کنم.
    یعنی تو فکر کرده‌ای من هم مثل بعضی از مسئولین اینقدر بی‌خرد هستم که اجازه بدهم فرصت‌ها، تبدیل به تهدید بشود!!؟ عمرن!!!

  150. سبزه خانوم گفته:

    آقا اینجور ول نکن اینجا رو . با این وضعی که مملکت ما داره ، آدم از این غیبت ها استرس می گیره!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: وا!!! این چه حرفیه خواهر من! چی ایرادی داره این مملکت گل و بلبل!!؟ مگه تازگی‌ها خبری شده!!؟ نکنه تو هم می‌خواهی بگویی:همه‌ی “تاریخ”، تکرار می‌شود، حتا عاشورا و انقلاب!!!

  151. مورچه گفته:

    سلام آقای شبگیر جان…..دق مرگ میکنی آدم رو تا یه چیزی بنویسی اینجا هاااااا
    همیشه همینطور بوده یا از شانس خوشگل منه؟!!
    دل از ما برد و رو از ما نهان کرد خدایا با که این بازی توان کرد؟؟
    لا الله الا الله هااااااا…
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست مورچه‌ خاتون!
    نه، هیچ‌وقت اینجا اینجوری نبوده و من قبل از ورود شما،همواره روزی سه با آپ می‌کردم!!! (ایکون یک رئیس‌جمهور، یک فرمانده‌ی نیروی انتظامی و یک “وغیره”!!!)

  152. یاسمین گفته:

    حال شما خوبه؟
    نگران نشیم از اینکه چرا دو هفته است که نیستین؟!!!!!!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: این روزها حال چه کسی خوب است که من دومی‌اش باشم!!؟
    خب حق دارید! خودم هم یواش یواش داشتم نگران می‌شدم، اما بعدش یادم افتاد بادمجان بم آفت ندارد!!!
    اما گذشته از شوخی، به زودی با یک پست مفصل جبران می‌کنم.

  153. مهربان گفته:

    وای مهرداد جان کجایی؟خوب بلاخره شما یک آقای مجرد هستید…
    یک موقع بلایی سرتان بیاید از تعداد شوهران موجود کم میشود و احتمال ترشیدگی ما با تقسیم ضریب تاثیر حذف شما بر تعداد دختران مجرد بالا رفته و یحتمل به بنده هم آسیب میرساند….
    خبری از سلامتی خود ابراز بنمایید تا این استرس بیشتر بر و رویم را زایل نکرده….
    ___________________________________________________
    شب‌گیر: بنده اینجا هستم مهربان جان!
    شما نگران من نباش خواهرم! من قبلن حداقل دوبار!!! دینم را به جامعه‌ی بانوان مجرد ایرانی(و ایضن خارجی!) ادا کرده‌ام و الان نوبت جوان‌تر‌ها است! جوانان برومندی مثل موسیو گلابی!

  154. ستاره گفته:

    «شروع»

    باردیگر آسمان
    از برای من گشود
    بالهای رحمتش را
    بار دیگر روزگار
    آن خیانت های پیشین را
    از دلم دزدید و با خود برد
    بار دیگر سهم من
    از این دیار
    رنگی از بود خودش را
    از برای من گذاشت
    بار دیگر آسمان ابرهای ناشکیب و بی رنگ خزان را
    نرم نرمک از من گرفت و برد
    و به من فهماند بار اول عشق
    این چنین خود را نمایان می کند
    آسان
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: مرسی و خیلی قشنگ بود ستاره جان.

  155. سیاق گفته:

    من دیگه کم کم دارم نگران شما میشم!کجایی جناب شبگیر؟! حال و احوالت خوبه که انشالله؟
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر:نمی‌دونم چرا همه این سوال رو می‌پرسند! من که اینجا هستم!!! بقیه باید بگویند کجا هستند تا من از نگرانی در بیاییم!!!
    گذشته از شوخی، بد نیستم سیاق جان، اما خوب هم نیستم. این روزها هیچ ایرانی‌ای حالش خوب نیست.

  156. سیاق گفته:

    خدا کنه حالا که پست جدید نمینویسی لااقل ۱جایی بهت خوش بگذه و گرفتار نباشی
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سیاق جان عزیز، یه چی میگی‌ها!!!
    اگر گرفتار نبودم، اولین کاری که می‌کردم، آپ کردن یک پست جدید بود دیگه!

  157. نگارش گفته:

    سلام شبگیر عزیز..

    اومدم دیدم هنوز در ذم خشونت علیه زنان هستید!

    به این زودی جواب نمیده! شما به روز کنید!

    پ.ن: ممنونم از محبتت :)
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست نگارش خاتون
    چشم و به روی چشم، اما تو شاهد باش که من همه‌ی تلاشم را کردم تا آیندگان بگویند: اینچنین مردی بود شب‌گیر!!!
    پ.ن: خواهش می‌کنم، گفتم که! من زندگی‌ها پای رفاقت گذاشته‌ام! دیگه یه جمله که قابل این حرف‌ها رو نداره!!!

  158. toranj گفته:

    سلام جناب آقای شب گیر. کجا هستید؟هر روز به امید خواندن مطلب تازه ای ا ز شما صفحه را باز می کنم . اما خبری نیست. دلمان تنگ شده.چیزی بنویسید.حتی اگر کم و کوچک. متشکرم .دوست شما ترنج
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست ترنج جان
    شرمنده می‌فرمائید بانو. چشم و به روی چشم. من هم دلم برای شما و دیگر دوستان تنگ شده‌ است.

  159. بهار گفته:

    ببین شب گیر میزنم مغزتو میترکونماااا!!!!!

    آپ کن ببینم زودتر(عصبانی)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: ببین بهار جان، درست صحبت کن‌ها و کلفت گردنی نکن! اینجا محلمونه و من خودم قاطی‌ام‌ها!!! (ایکون با کف‌گرکی زدن توی پیشانی خودم!!!) :) :)
    گذشته از شوخی، چشم و به روی چشم.

  160. SDF گفته:

    سلام
    آقا ما نگران شما شدیم…هستین؟ خوبین؟ چرا پس نیستین؟
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست رفیق
    این روزها همه می‌پرسند من کجا هستم! شما هم همینطور!!؟ من که اینجا هستم، شما کجا هستید!!؟
    گذشته از شوخی، چند وقتی حالم خوب نبود رفیق، اما از این به بعد در خدمت‌تون هستم.

  161. سپیده گفته:

    سلام شبگیرجان
    اولین بار هست که وبلاگ شما را می خوانم، چیزی که خیلی جالب و تحسین برانگیز بود برام، اینه که تقریبا همه کامنتها رو جواب دادی، واقعا خسته نباشی. خیلی خوشم اومد از این همه احترام و وقتی که برای خواننده هات می گذاری :)
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام سپیده جان
    خواهش می‌کنم و شما لطف دارید.
    به نظر من نکته‌ی قابل تحسین، کامنت‌گذاشتن دوستان است. کامنت‌هایی که خوندنشون من رو سرشار از انرژی می‌کنه. من خیلی چیزها از این کامنت‌ها یاد گرفته‌ام.
    ضمنن بنده پاسخ‌گویی به کامنت‌های دوستان رو وظیفه می‌دانم و این کمترین کاری است که می‌توانم در پاسخ به محبت بی‌دریغ دوستان انجام بدهم.

  162. گلچهره گفته:

    نیستی چرا؟

    وقتایی که کامنت ها را تایید می کنید(کلا..شمای نوعی)آدم مطمئن میشه حالتان خوب است و ملالی نیست

    خوب نیست اینهمه وقت بی وفایی و جفا و هجران و اینا
    بنویس دیگه استاد
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: تو لطف داری رفیق، اما اگر دوست داری من رو به عنوان خشن‌ترین آدم زندگی‌ات به خاطر بسپاری، یه بار دیگه به من بگو: “استاد”!!! :)
    من بعد از انتخابات، دیگه حتا از عنوان “دکتر” هم برای تحقیر کردن دوستانم استفاده نمی‌کنم، چه برسه به “استاد”!!!.
    اما در نهایت خیلی مخلصیم رفیق.

  163. دلا گفته:

    شیش ساعته که وبلاگت جلوم بازه ها! ولی نمیدونم چرا قسمت نمیشه بخونمت شبگیر! دچار کم سعادتی شدم انگار!!!!!!!!!!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: اختیار دارید دلا جان، این از کم سعادتی منه دیگه! من فکر می‌کنم موسیو گلابی جادو ‌و‌ جنبل کرده‌ تا تو وبلاگ من رو نخونی!!!

  164. سپیده گفته:

    اصلا دوست ندارم، دیگه هم برات کامنت نمی ذارم :(
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: به کدامین گناه بانو!!؟ حداقل بگو برای چی اینقدر از دست من دلخوری؟

  165. baran گفته:

    salam

    yalda mobarak.
    shad va salamat bashin
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست باران جان.
    یلدای شما هم مبارک . امیدوارم که تو هم همیشه سربلند و پیروز باشی.

  166. بابالنگدراز پنج فوتی گفته:

    سلام شبگیر جان.راستش پستاتو همیشه داغ داغ میخونم.ولی با این سیستم کامنتینگ ورد پرس خیلی وقتا دست و دلم به کامنت دادن نمیره.دفعه ی قبل بهت گفتم مگه تو زن ذلیلی که اینقدر دیر به دیر آپ میکنی گفتی نه.برادر تو که اینقدر قشنگ مینویسی خوب زودتر بنویس.از این پست بالایی هم به جون خودت اصلا برداشت سیاسی نکردم:دی
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست رفیق.
    چرا؟ مگه سیستم کامنتینگ وردپرس چه ایرادی داره؟ حداقل از بلاگفا که راحت‌تره! یا شاید هم به نظر من اینجوریه. اگر این سیستم مشکلی داره بگو تا عوضش کنم.
    نه قربان! بنده زن‌ذلیل هستم، اما این ذلیل بودن هیچ ربطی به دیر آپ کردنم نداره! :)
    شما لطف دارید رفیق. چشم و به روی چشم.
    در مورد پست بالایی هم بی‌خودی خودت رو مدیون نکن!!! :)
    خیلی مخلصیم برادر.
    پ.ن: ایمیل‌های من به دستت می‌رسه!!؟

  167. نادر گفته:

    سلامی دوباره، برادر عزیز
    نمیدونم ترکی بلدی یا نه؟ ولی این جور مواقع میگن:
    یاشاماک ساده جه نَفَس آلماک اولسا ، یاشیوروم. (اگه ترجمه خواستی ، اطلاع بده.)
    شکر خدا خوبم. شما حالتون چطوره؟ بهترید؟
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست برادر
    قبل از هر چیز شما بفرمائید این چه آدرس ایمیل عجیب غریبی است که تو برای من می‌نویسی!!؟
    بعدش هم خدا رو شکر که خوبی. من هم که از اولش بچه‌ی خوبی بوده‌ام به حضرت‌عباس!!!

  168. یلدا گفته:

    سلام اصلا فکر هم نمیکردم منم یادتون باشم چشم برمیگردم اما از شما دوستانم یه فرصت میخوام تا حالم خوب بشه و تنها با احساسم ننویسم تا ان موقع قول میدم همیشه نوشته هاتونو میخونم و نظر هم میذارم.. تا بدونید هنوز هستم ..ممنون از لطفتون.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست یلدا جان.
    چرا فکر کردی من تو رو فراموش کرده‌ام!!؟مگه ما چند خانم معلم کوچولو توی این وبلاگستان داریم!!؟
    مرسی که به نظر من و دوستانت احترام گذاشتی و امیدوارم به زودی زود، شاهد برگشتنت باشیم.

  169. تازه وارد گفته:

    شبگیر جان یک سری به این وبلاگ بزنید ، جالبه
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: چشم و به روی چشم، اما از اون جالب‌تر اینه که آدرسی از خودت نگذاشته‌ای!!!

  170. تازه وارد گفته:

    آدرسو یادم رفت!: http://www.alizedgol.blogfa.com
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: آهان! حالا شد.گرچه در همان قسمت نشانی هم که می‌نوشتی، کفایت می‌کرد.

  171. Hamed az Chicago گفته:

    دوست عزیز شبگیر ، خیلی‌ وقت هست که این مطلب رو تو بالاترین خواندم و چندین بار هم از طریق ایمیل بهم رسیده. از شما خواهش دارم که این رو بخوانید و راجع به اون تو وبلاگ شفاف سازی کنید . حامد از شیکاگو
    دلیل اینکه از شما خواستم این موضوع رو می‌دونم که شما گفتین که در این منطقه مشغول کار بودید یا هستین هنوزم .

    نام این کوه باستانی پردیس است در حومه شهرستان جم از توابع عسلویه استان بوشهر و در نیمه های راه بندر کنگان به فیروز آباد شیراز قرار دارد نکات قابل توجهی در این کوه باستانی وجود دارد.

    قله این کوه نزدیک ترین نقطه زمین به خورشید است چون بالاترین ارتفاع در نزدیکی خط استواست.
    محل تولد و غسل تعبید پدر جمشید جم (احتمالا آتشکده فوق العاده قدیمی است که در قله کوه است) متاسفانه در مسیر صعود به قله ساک حاوی دوربین از طناب باز شد و بازگرداندن دوربین غیر ممکن بود درست ۱۲ ساعت صعود و ۱۲ ساعت پائین آمدن از ارتفاع طول کشید.
    مغناطیس فوق العاده قوی کوه در جهان زبانزد است و اگر در فاصله ۵۰ تا صد متری کوه یعنی تقریبا انتهایی ترین نقطه مشخص اسفالت با ماشین توقف کنی و دستی را بخوابانی ماشین بجای سر پائینی به نرمی به سمت کوه کشیده می شود که البته همین مغناطیس برای رانندگان نا آشنا بسیار دردسر ساز بوده و تا کنون تعداد زیادی خودرو بی اختیار با کوه تصادف کرده اند پوشش گیاهی منطقه نوعی خار بیابانی گرمسیریمنحصر به فرد است که خواص دارویی فراوان دارد و عسل حاصله از منطقه تماما پیشخرید چند کارخانه داروسازی بزرگ جهان است یکی از ترکیبات اصلی مسکن Advil که یکی از بهترین قرصهای شناخته شده برای ناراحتی های اعصاب و دردهای میگرنی است از همین عسل تهیه می شود
    این منطقه خرمای ویژه نیز تولید می کند به نام خرمای خصه معروف است و کاملا در شیره خود غرف می شود یعنی یک کاسه آن ظرف سه ساعت پر از شیره می شود و اندازه این خرما اندازه آلبالو بود و به جهت همان خواص دارویی منطقه تماما برای ساخت قندهای رژیمی برای بیماران دیابتی صادر می شود نکته جالب دیگر رویش درخت زیتون در دامنه شمالی کوه حد فاصل شهرستان جم تا روستاهای چاهه و دره پلنگی می باشد که در آب و هوای آن منطقه بسیار بعید می نمود
    سندی برای قدمت چاهه و دره پلنگی موجود نیست ولی علائم مشهودی از غار نشینی و فسیل های مختلف در این منطقه به وفور دیده می شود
    نکته دیگر اینکه این کوه معدن عظیمی از آب خنک و فوق العاده سالم است آنهم در اطراف عسلویه
    مردم چاهه و جم کوه پردیس را فوق العاده مقدس و محترم می شمارند و به استناد علائم موجود در آتش کده احتمالا یکی از اولین مکانهایی بوده که نفت در آن سوزانده شده است
    با افتتاح جاده فیروز آباد به عسلویه توسط پتروشیمی رفتن به این منطقه خیلی میسر تر و راحت شده استپتروشیمی با تاسیس سه شهرک بزرگ در این منطقه اقدام به تاسیس فرودگاه جم نموده و چهارشنبه هر هفته یک پرواز به مقصد جم انجام می شود که امکان خوبی برای سفر به این منطقه اعجاب انگیز است من فکر می کنم دیدن منطقه خالی از لطف نباشد منرا هم یاد کنید (البته بعد از صعود به قله)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: حامدجان، این منطقه، منطقه‌ی بکری است و مردمانی دارد تیزهوش. اما به نظر می‌آید نویسنده‌ی این نامه از قدرت تخیل بسیار خوبی هم برخوردار بوده!!!
    تا اونجایی که من می‌دانم و تحقیق کردم، این کوه خاصیت مغناطیسی ندارد و آنچه باعث تصادف ملت می‌شود، شیب بسیار جاده است و ناآشنایی افراد غیر بومی با این شیب. چندی پیش یکی از همکاران به دلیل صحبت کردن با موبایل، حواسش پرت شده بود و این شیب را با سرعت زیاد پایین آمده بود و الان هم هنوز دوران نقاهت را می‌گذراند!
    در مورد خرما هم این منطقه شهر کوچکی دارد به نام “خاص” که خرمای این منطقه، به آن نام مشهور است و خرمای کوچکی است در حد نصف خرماهای معمولی، اما فوق‌العاده شیرین. ضمنن شیره‌ی آن از خرمای برازجان بسیار کمتر است و ظرف سه سال هم نمی‌تواند یک کاسه را پر کند، چه برسد به سه ساعت.
    ساخت جاده‌ی جم-فیروزآبادـشیراز هم با پول شرکت نفت‌و‌گاز پارس(pogc) بوده است نه پتروشیمی، به علاوه فرودگاه جم نیز توسط پالایشگاه فجر جم احداث شده است. این پالایشگاه گازی،در بدو تاسیس به نام پالایشگاه کنگان نامیده می‌شد اما بعدن تغییر نام یافت و در حال حاضر بیشترین میزان تولید گاز شیرین در ایران را دارد. در این منطقه، نفت یافت نمی‌شود، حتا نفت سفید!!!
    تمام شهرک‌ها هم ساخت شرکت ملی گاز ایران هستند و هیچ ربطی به پتروشیمی ندارند. در مورد عسلش هم همین بس که دوست عزیزم الیار سخت معتقد است این افسانه‌ها مربوط به عسل سبلان و اردبیل است!!! البته لازم به ذکر است که الیار جان هم قدرت تخیل خوبی دارد!!! :)

  172. مونیکا گفته:

    فکر کنم الان ۱۲ روزی هست نظر من تو صفه.یکم به خواننده های وبلاگت بیشتر وقت بده.لازم نیست همه رو جواب بدی.اگر این تاییدی بودن نظرات رو برداری آدم حداقل می فهمه نظرش رو خوندی.درسته سرت خیلی شلوغه.اونقدر خوب می نویسی بالای صد تا نظر داری اما مشهور بودن تو وبلاگستان دردسرای خودشو داره.اگر می تونی تایید رو بردار
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: قبل از هر چیز از تو و دیگر دوستان بابت این همه معطلی عذر می‌خواهم. اما مطمئن باش که من تقریبن هرروز به وبلاگم سر می‌زنم البته مگر این‌که اینترنت مشکل داشته باشد.ضمنن تائیدی بودن رو نمی‌تونم بردارم، چون در حال حاضر اینجا نظر خصوصی نداره، اما به زودی پلاگینش را نصب می‌کنم.
    در نهایت خیلی مخلصم مونیکا جان.

  173. یاسمین گفته:

    سلام!
    تعداد کامنت های شما عدد ۹۳ رو نشون می داد و هر روزی که میومدم بهتون سر می زدم فقط این شماره رو می دیدم که تغییر نمی کنه، از این جا بود که به حقیقت ۹۳ رسیدم که این عدد غیبت شما رو نشون می ده!!! :) و ۹۳ بار اومدم و رفتم تا بلکه حضورتون رو احساس کنم! و این چنین ۹۳ شد عدد اسطوره ای زندگی من! :) :)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام
    خیلی با حال بود و خداییش به ذهنم همه چیز رسید به جز اینی که تو گفتی!
    :) :) :)
    به هر حال شما به بزرگواری خودتون بنده رو ببخشید.

  174. سینیور زامبی گفته:

    آقا شما قصد اپ کردن ندارید؟به جان خودم هیچ وقت دیگه این همه سوژه واسه نوشتن دست نمیده ها (البته به همان میزان هم دلیل برای ننوشتن)
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر:چشم، اما نگران نباش!چیزی که توی این مملکت زیاده، سوژه!!!

  175. سینیور زامبی گفته:

    سلام جناب شبگیر.بنده به طرق مختلف سعی کردم شما را به وبلاگ خودم هدایت کنم ولی گویا شما نمیتوانید به صورت خودجوش این کار را انجام دهید وباید با یک حرکت “مردمی ” شما را وادار به بعضی کارها کرد.در همین راستا بنده با سردار احمدی مقدم کانسالت کرده وایشان روش هایی را به من آموزش داده اند، خود دانید!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست دوست من
    برای خودجوش بودن، باید کیک و ساندیس بدهی و بخشنامه‌ی رسمی!!! ضمنن اتوبوس و اضافه کار رو هم فراموش نکن!!!

  176. نگارش گفته:

    سلام :)
    نمی نویسین؟…
    _____________________________
    شب‌گیر: سلام بانو
    بستگی داره!!!

  177. نگارش گفته:

    پ.ن بر پ.ن: همین یک جمله رو هم بعضی ها می ترسن به زبون بیارن که نکنه یه وقت یک مولکول از احساسشون کم بشه!

    (راستی، بالاخره یک چیری نوشتم که بشه اسم پست روش گذاشت!)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر:تبریک می‌گویم!شما اولین خانمی هستید که قبول دارید آقایون یک مولکول احساس دارند!!!
    اختیار دارید بانو، شما همیشه قشنگ می‌نویسید و زیبا.

  178. طنز متفاوت گفته:

    چه زیبا نوشتی که
    در اینجا دروغ نخواهید خواند،اما هیچ تضمینی هم نیست که همه‌ی حقیقت را بخوانید!!!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: بنا به روایتی، این نوع شرعی همان دروغ گفتن است!!!

  179. سعیده گفته:

    سلام
    بینم فهمیدی منم میام نوشته ها تو میخونم دیگه آپ نمی کنی؟!!!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست سعیده جان
    به خدا من تا همین الان نفهمیده بودم!!!
    این روزها وضعیت روحی مناسبی ندارم، اما سعی می‌کنم در اسرع وقت آپ کنم.

  180. تارا میرکا گفته:

    ســــــــــلام

    اومدم بهت اخطار بدم اگر این دفعه دعوتم رو رد کنی زیرت می گیرم!

    وظیفه م بود بهت بگم!!

    ولی از شوخی گذشته خیلی دلم می خواد این بازی رو انجام بدی مهرداد…

    پی نوشت: در ضمن! حالا جلوی چشم من واسه رضا خصوصی می نویسی؟؟؟؟
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام تارای عزیز و مهربان و لطیف و غیر خشن!!!
    من به زودی از خجالت تو یکی در‌می‌آیم!!! مطمئن باش!
    پ.ن: شوخی هم ندارم اصلن!

  181. SDF گفته:

    سلام
    جناب شبگیر
    حالتون خوبه؟ روبه راهین؟ نیستین چرا؟ ای داد بیداد! قرار بود اینترنت یاری کرد آپ کنین …یاری نکرده الظاهر؟ :)
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام دوست من
    آنقدر این اینترنت من رو اذیت کرد که آخرش گفتم: مهرم حلال و جونم آزاد!اینجا یا جای منه یا جای اینترنت!!!
    اما گذشته از شوخی، چند وقتی روبراه نبودم، اما الان خیلی بهترم. ممنونم دوست خوبم.

  182. دختری به نام..خانومی.. گفته:

    سالها گذشت وکسی نفهمید که چرا..
    شبگیر پست جدیدی نداشت!
    بابا جان بسه دیگه..هی ما میریم لینکدونی گوگل ریدری مون رو دور از جون شما انگولک میکنیم فکر میکنیم اون بیچاره یه مرگیشه که اسم شبگیر بالا نمیاد.نکن برادر من نکن..یه پست جدید بگذار به عنوان سه نقطه !بگذار ما دلمون خوش باشه خب..والا!
    ___________________________________
    شب‌گیر:
    … و بعد از سالها
    خانومی فهمید که شب‌گیر فقط دوماه آپ نکرده است!!!
    توجه: خواهشمند است به گیرنده‌های خود دست نزنید، ایراد مربوط به قسمتی از فرستنده است!!!
    خیلی مخلصم آبجی

  183. نادر گفته:

    سلام برادر!
    اولین نفری هستید که به آدرس ایمیلم ایراد میگیرید. بو جانا آند اولسون ، من با همین آدرس حدود چهار ماهه که با ویلی بانو در ارتباطم. باور نداری از خودش بپرس. ولی فکر کنم gmail بازی درآورده. اینم آدرس جدید: nader_s58@yahoo.com
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده است برادر
    آقا نیازی به قسم خوردن نیست و جانت همیشه سلامت باشد.من حرف خودت رو قبول دارم و نیازی به پرسیدن از کسی نیست.
    ایمیل‌های من به دستت می‌رسه؟

  184. نادر گفته:

    سلامی دوباره
    تو یکی از پستهاتون به اسم «ما به این در،پی حشمت و جاه آمده‌ایم! » (که لینکش رو تو یکی از کامنتهای این پست، دیدم) چند تا کامنت روسی داشتید که بدم نیومد ترجمشون کنم. البته غلط املایی هم دارند که چون کیبردم ، حروف روسی نداره , اصلاحشون نکردم.

    نه برتر است و نه بدتر. не супер но и не плохо

    آیا لزوما باید خودمان اسم نویسی کنیم (برای عنوان!!)؟ чтобы добавлять свои статьи, обязательно ли регистрироватся?

    سال نو نزدیک است. Скоро новый год

    خیلی خوب شد ، الآن جشن میگیریم. (یا قبلا جشن گرفته اند.) اگه منظور отпразднуем باشه. (یا الآن بیکار شدیم اگه منظور праздный باشه.) отлично, уже празднуем

    چون شما؟ о чем вы вообще?

    این شعر رو کی گفته؟ Кому стих расказать

    با من بیا. давай мне

    از اینجا یادداشت (خلاصه متن) میتوان برداشت؟
    где реферат по этому можно скачать?

    جشن دیروز برای شما چگونه بود؟ Как вам вчерашний праздник?

    البته یه کم لنگ میزنم. چون دقیق ِ دقیق متوجه نشدم که منظور چی بوده :)
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: آقا دمت گرم و خیلی خیلی ممنونم. خیلی لطف کردی دوست خوب من. دیگه یواش یواش این کامنت‌های گاه و بی‌گاه روسی داشت رسمن می‌رفت روی اعصابم.

  185. نسرین گفته:

    خدایا ! اگر به دل محمود انداختی رحمی … به دل رئیس محمود انداختی درکی به دل شبگیر کبیر هم بینداز همتی که بیاید و بیاید و همین چهارشنبه بیاید و بآپد که گودزیلای درون ما گرسنه است و ما نمیخواهیم غذایش را از درون این وبلاگ تهیه کنیم . با تشکر از خدای خوبم .
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: خدایا!شما فقط عنایت بفرمائید و این نسرین خاتون و گودزیلای درونشان را سیر کنید، بقیه‌اش با خودم!!! (ای خدای متعال، من حتا حاضرم وظیفه‌ی سیر کردن گودزیلای درون ایشان را برعهده بگیرم، اما تامین غذای خاتون با خودتان!!!)
    با تشکر از خدای خوب نسرین خاتون!!!

  186. رند خلوت نشین گفته:

    شبگیر جان سلام..
    خیلی وقته که ازت خبری نیست…. دلم برای تو و نوشته هایت تنگ شده…..
    امیدوارم هر جا که هستی ایام به کام باشد
    سرت سبز و دلت شاد
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست رفیق
    شرمنده‌ام و روسیاه!
    خیلی مخلصم و امیدوارم تو هم همیشه پیروز و سر بلند باشی.

  187. سیاق گفته:

    حالا هم پست نمینویسی هم کامنت دونی پستت رو میبندی که ما نتونیم بیایم بگیم “چرا پست نمینویسی؟”
    خوب ما هم میایم توی پست قبلیت که کامنت دونیش بازه میپرسیم که “چرا پست نمینویسی برادر؟تو چرا این روزا انقد هی گرفتاری!؟ خدا بهت بد نده باز”
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: و من خیلی خوشحالم که شما اصلن به من نمی‌گویید: “چرا پست نمی‌نویسی برادر؟”!!!
    پ.ن: معمولن خداوند به بنده‌هایش بد نمی‌دهد!
    شفاف نوشت!:این بنده‌های خدا هستند که به هم بد می‌کنند!

  188. qq'un pas comme les autres گفته:

    ey shabgirrrrrr
    elahi shab ye jayi gir koniiiii rahe farar nadashte bashiiiiiiiiiii
    akhe chera poste jadid nemizari??
    mordam az bas hey ha rooz weblogeto baz kardam poste tekrario didam
    comment doonisham bastast majboor shodam biam to in post nefrinet konam!!!!!!
    babaaaaaaaaaaaaaaaaaa poste jadid bezarid lotfannnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnn (be sharm neveshte poste akhar tavajoh shavad !!)
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: ای بابا!!! راضی به زحمت شما نبودم،نیازی به نفرین کردن نیست!!! من یه عمره که شب‌ها گیر هستم رفیق!!!
    شرمنده‌ام و گناه‌کار!
    پ.ن: من در حال نوشتن سخت‌ترین پست زندگی‌ام هستم و قول می‌دهم آنچنان طولانی باشد که جبران مافات کند!

  189. رویا گفته:

    سلام به شبگیر عزیز.دوباره به غیبت کبری رفتین ها!
    ما پست جدید می خوایم .یالا!!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام دوست من
    مگه اینجا استادیومه!!؟

  190. سعیده گفته:

    …?!ای بابا من اصلا دیگه میرم برا امتحانا درس بخونم این ورا نمی ام خیالت راحت . تو بیا به وبلاگت برس بیا نترس من رفتم.
    .
    .
    .
    .فعلا
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: من فقط به خاطر شما صبر می‌کنم و آپ نمی‌کنم تا امتحاناتت تمام بشود! مدیونی اگر فکر کنی آپ نکردن من دلیل دیگه‌ای داره!!!

  191. ترنج گفته:

    برای جناب شب گیر دلتنگ باشیم چکار باید کنیم؟
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: شرمنده می‌فرمائید ترنج خاتون. خدا سایه‌ی دوست‌هایی خوبی مثل شما رو از سر ما کم نکنه.

  192. شاید هیچ کس گفته:

    عمو مهرداد دل بزرگ (اینو با صوت بخون )

    از هزاران
    از بیم و امید
    از یاس
    لیک امید
    سایه وار برای خود
    سایه سایه برای زندگی
    و خلسه خلسه خلسه
    نمی دانم تا بحال شده به اغما رفته باشی
    اغمایی کمایی مرگی
    مرخصی نابهنگامی از زندگی

    آری برادر
    دلمان سخت گرفته
    گریه ای نیست که جاری بشود شاید شاید این بغض کهنه را بشوید

    لیک ….
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر:چقدر قشنگ گفتی سید…
    به واقع این روزها در اغما هستم و سخت طالب مرگ…
    ای کاش می‌شد گه‌گاهی از زندگی مرخصی گرفت.
    پ.ن: دلتنگتم برادر.

  193. qq'un pas comme les autres گفته:

    Jenabe aghaye Shabgir jane mohtarame aziz
    salammmmm
    nemishe lotf onid biayd poste jadid bogzarid??? ma degh kardima. nakone door az joonetoon marizi chizi darid??? ya nakone badtar az oon, too kahrizaki evini jayi darid khosh migzaroonid??? age injoore, agha az rafate eslami estefade konid, az oon bazjooye mohtarame googooli magoolitoon ejaze bekhayd ye khat biayd inja begid zende’id o khnevadeyio az negarani berahanid !! (khoob bood in seri?? nefrin nale nakardam dige, koli adabo metanat be kharj dadam shomaro kh… ;) konam biayd poste jadid bezarid)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام دوست خوب و خارجی من!
    من که هنوز این رافت اسلامی گریبانگیرم نشده!، اما شنیده‌ام که چندان خوشایند نیست و کلن از “درد دندان” بدتره!!!
    شرمنده‌ام می‌کنید اساس.چشم و به روی چشم! به زودی خدمت می‌رسم.

  194. مهربان گفته:

    مهرداد جان،داداشه بنده کجایی شما؟
    راستش دیگه دارم خیلی نگران میشم….
    میدونی چند وقته نه آپیدی؟!!
    نکنه اینجا هم پای یک زن در میان است!!!
    میبینی… من همیشه وقتی میرسم که پای یکی که چه عرض کنم ۶ تا پا قبل از من رسیده….!!!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: من که اینجا هستم مهربان جان، شما کجایی؟
    پ.ن: اتفاقن من هم همینطور! الکی نیست که اون بالا نوشته‌ام: “همه‌ی عمر دیر رسیدیم”!!!

  195. فاطمه گفته:

    سلام شب گیر جان خوبی؟خدایی خیلی نگرانت شدم .اتفاقی که برات نیفتاده ؟میدونی چند وقته ننوشتی؟
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام فاطمه جان
    مرسی و بد نیستم.شما خوبید!!؟
    من که می‌دونم چند وقته ننوشتم، شما چطور!!؟
    اما گذشته از شوخی، در حال نوشتن هستم.

  196. یاسمین گفته:

    سلام! باز هم که کم پیدا شده اید؟! و گویا اینبار قراره چشمان ما شکل ۱۷۳( عدد نمایشی تداد کامنت دونی تون در حال حاضر) رو به خودش بگیره!
    چیزی شده؟! بنویسید تا ما هم از حالتان با خبر شویم!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام بانوی آمار!
    شما احیان در مرکز آمار مشغول به کار نیستید آیا احیانن!!؟ اگر هستی بی‌زحمت این خوشه‌ی ما رو دو رقمی بکن تا ما بتونیم جلوی بروبچ یه کم کلاس بذاریم!!! پیشاپیش ممنون و متشکرم!

  197. مِستر افشین گفته:

    زودتر بیا بنویس ….
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: چشم و به روی چشم لوطی!
    رخصت!!؟

  198. پرند گفته:

    میگم زنده ای؟
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: شما چی فکر می‌کنید!!؟
    خیلی مخلصم رفیق با معرفت و با مرام من.

  199. بانوی نقره ای گفته:

    مهرداد کجاست؟؟!!!!
    تو باغچه
    چی چی میچینه؟
    آلوچه
    آلوچه ی باغ بالا
    جرات دار بسم ا..!

    پ.ن: البته توضیح واضحاته اما باید بگم
    مقصود فقط مصراع اول بود*باغ و آلوچه و اینا بهانه!!!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر:
    سیمین کجاست؟
    اصفهان
    چی کار می‌کنه؟
    پول جمع می‌کنه!!!
    پ.ن: قافیه نداشت، اما حقیقت که داشت!!!

  200. هستی گفته:

    سلام
    مثل اینکه قدم من سنگین بود
    شرمنده
    اگه میدونستم نظر نمیدادم تا روزی بقیه قط! نشه
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: سلام هستی جان
    چرا فرافکنی می‌کنی دوست من!!؟
    پ.ن: شما احیانن با این برادران روحانی نسبتی ندارید احیانن آیا!!؟ آخه خیلی خوب یه دفعه به صحرای کربلا می‌زنی!!!

  201. تکتم گفته:

    ):
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: جدن!!؟ چرا!!؟ نه بابا! شوخی می‌کنی تکتم جان!
    خیلی مخلصم بانو

نوشتن پاسخ